آرشیو ماهانه: دسامبر 2018

نکته معارفی (۱۹۲)- الهام الهی مبنای هر نوع فهم کتاب و سنت

فهم کتاب و سنت و سخن گفتن بر مبنای آندو بدون الهام خداوند میسور کسی نیست حال این الهام یا الهام مهر و هدایت است همانگونه که در مورد اولیاء الله و مومنین وجود دارد یا الهام قهر و ضلالت آنگونه که در مورد کافران و منافقان وجود دارد.

نکته معارفی (۱۹۱)-ارتباط میان عقل و شرع و تنیدگی دین و خرد

شرع و عقل هرکدام داعی به دیگری و محبوب و مراد دیگری است یعنی که شرع تنها به عقل دعوت می کند و عقل محبوب و مراد اوست و عقل تنها به شرع دعوت می کند و شرع محبوب و مراد اوست. پس در اسرار ارتباط میان عقل و شرع و تنیدگی دین و خرد، تامل نما.

نکته معارفی (۱۹۰)- در مورد مسئله کلامی حسن و قبح

از آنجا که فعل خداوند، کاشف جمال و جمال کاشف از فعل خداوند است و هم «کلما تفعل فهو جمیل» حق است و هم «کلما کان جمیلا فهو فعل الله» حق است بنابراین جایی برای این دعوای کلامی که آیا حسن و قبح شرعی است یا عقلی باقی نمی ماند الا اینکه گاه، کشف مشروعیت یک فعل مقدم بر کشف معقولیت آن است و گاه بالعکس کشف معقولیت یک فعل، مقدم بر کشف مشروعیت آن است.

نکته معارفی (۱۸۹)- انتظار، پدیده ای دو طرفه

انتظار، پدیده ای دوطرفه است. بنابراین در قضیه انتظاری که میان ما و حضرت امام زمان عج وجود دارد، این گونه نیست که ما همواره منتظریم به صیغه اسم فاعل و آن حضرت منتظرند به صیغه اسم مفعول، بلکه واقعیت این است که ما و آن حضرت، هر دو هم منتظریم به صیغه اسم فاعل و هم منتظریم به صیغه اسم مفعول.

نکته سیاسی (۷۲)- رابطه تضامنی سعودی، اسراییل و آمریکا

اکنون رابطه میان سه دولت سعودی، اسراییل و آمریکا، رابطه تضامنی و ضمانت متقابل است یعنی که دولت اسرائیل ضامن بقاء دولت سعودی و دولت سعودی ضامن بقاء دولت اسرائیل و ایندو ضامن بقاء دولت آمریکا و دولت آمریکا ضامن بقاء این دو دولت است و هر سه دولت تصمیم اکید دارند تا با دهانهای خود نور خداوند را که با انقلاب اسلامی ایران در جهان پرتو افکند، خاموش نمایند والله متم نوره ولو کره الکافرون.

نکته معارفی (۱۸۸)- علت طربناکی معرفت عارفان حقه

علم، چنانچه مقرون با عمل یعنی مقرون با سیر عالم به سوی معلوم برای معلوم تر ساختن آن نباشد، علمی است افسرده و در صورت مقرون شدن با عمل و سیر عملی بسوی معلوم، علمی است طربناک. علت طربناکی معرفت عارفان حقه و حتی شبه عارفان، همین عامل بودن آنان به علم خود بوده است.

نکته معارفی (۱۸۷)-چگونگی پدید آمدن آدمی و موجودات

آدمی و هر موجود دیگر در دو مرتبه امکان و کون، پدید می آید و در هر دو مرتبه، این پدید آمدن از طریق فرایند ترجیح یعنی ترجیح وجود بر عدم است با این تفاوت که پدید آمدن در مرتبه امکان از طریق ترجیح خداوند و پدید آمدن در مرتبه کون از طریق ترجیح خود موجود است.

نکته معارفی (۱۸۶)- دو تفسیر از حدیث شریف کان الله …

از حدیث شریف و نورانی «کان الله و لا شئی معه و الان کما کان» دو تفسیر می توان داشت که یکی حق و موحدانه است و دیگری که باطل و مشرکانه است. تفسیر حق این است که بگوییم اشیاء اعتباری و مجعول در نسبت با شیئ حقیقی که خداوند است، لا شیئ محض است و در نتیجه همانگونه که قبل از ایجاد اشیاء، کان الله و لا شیئ معه، تحقق داشت پس از ایجاد اشیاء نیز همین وصف محقق است و تفسیر باطل و مشرکانه بر مبنای پندار غلط بسیط الحقیقه کل الاشیاء، این است که گفته شود اگر خداوند عین اشیاء نبود لازمه اش این می شد که پس از خلق اشیاء دیگر کان الله و لا شیئ معه، درست نباشد و اگر قرار است بر مبنای حدیث فوق پس از حدوث اشیاء نیز لا شیئ معه تحقق داشته باشد لازمه اش این است که بگوییم خداوند عین اشیاء است و در فرایند ایجاد -العیاذ بالله- در واقع گویی خداوند خود را ایجاد فرموده است !!

نکته معارفی (۱۸۵)- آخرالزمانی بودن راهپیمایی اربعین بصورت کنونی

آخرالزمان، عصری است که در آن، ایمان و کفر، روحانیت و نفسانیت، و خدا و شیطان به صورتهایی کاملا نوین و در ابعادی خارق العاده و بی سابقه ظاهر می شوند. مثلا راهپیمایی اربعین که نمایش دلربایی خداوند است، پس از شهادت حضرت حسین علیه السلام همواره بوده لکن به صورتی که اکنون مشاهده میشود، کاملا بی سابقه و آخرالزمانی است.

نکته معارفی (۱۸۴)- رابطه ‘ظاهر و باطن نبوت’ و ‘ظاهر و باطن ولایت’

اگر مراد از سخن صوفیانه معروفی که می گوید: «ولایت، باطن نبوت است» این است که دین، ظاهرش نبوت و باطنش ولایت است و این سخن از حیثی صحیح است، همچنین سخن حکیمانه دیگری که می گوید: «نبوت، باطن ولایت است» و مراد این است که دین، ظاهرش ولایت و باطنش نبوت است، نیز از حیث دیگر صحیح است زیرا که برای هر یک از نبوت و ولایت ظاهر و باطنی است و اگر ظاهر نبوت، مستفیض از باطن ولایت است باید دانست که همچنین ظاهر ولایت، مستفیض از ظاهر نبوت، و باطن ولایت مستفیض از باطن نبوت است.

نکته معارفی (۱۸۲)-تفاوت حکمت نبوی حضرت آدم ع و حضرت مهدی عج

حکمت نبوی که دارای ماهیت نه شرقی نه غربی است و با حضرت آدم علیه السلام به جهان آمد و به دلیل تداوم سیر هبوطی اکثریت آدمیان به دو ورطه تصوف که حکمت شرقی یا تفسیر شرق گرایانه همان حکمت نبوی است و دیگر ورطه فلسفه که حکمت غربی یا تفسیر غرب گرایانه حکمت نبوی است، سقوط نمود، بار دیگر و به دنبال سیر صعودی و توبه ای اکثریت آدمیان، توسط امام زمان عج در جهان ظاهر خواهد شد و تفاوت حکمت نبوی آدم علیه السلام و حکمت نبوی حضرت مهدی عج، همان تفاوت بهشت قبل از هبوط است که در آن هوس سقوط و استقلال طلبی از خداوند وجود داشت با بهشت پس از صعود که در آن دیگر چنین هوسی وجود ندارد.

نکته معارفی (۱۸۱)- اتحاد میان پیروان باطنی دین حق

دین، دارای دو جنبه ظاهری و باطنی است و هر کدام از دو جنبه به دو جنبه حق و باطل منقسم است و ظاهر حق و باطل با باطن حق و باطل قابل جمع و انواع دین داران از این قرار چهار گونه اند: نخست، کسی که ظاهر و باطن دینش حق است. دوم، کسی که ظاهر و باطن دینش باطل است. سوم، کسی که ظاهر دینش حق و باطن آن باطل است. و چهارم، کسی که ظاهر دینش باطل و باطن آن حق است. و از آنجا که ملاک نهایی دین که موجب فلاح و سعادت اخرویست همان باطن آن یعنی تولای قلبی و عملی به حق و تبری قلبی و عملی نسبت به باطل است از اینرو ملاک اتحاد و ائتلاف آدمیان باطن دین است و آن کس که ظاهر و باطن دینش حق است و در ظاهر و زبان و قلب و عمل دارای ولایت حق است تنها می تواند علاوه بر کسانی که کاملا مانند خود او هستند با کسانی که به لحاظ باطن با او شباهت دارند و در ظاهر متفاوتند اتحاد و ائتلاف داشته باشند.

نکته معارفی (۱۸۰)-رابطه طریقت و شریعت

طریقت، همانا تصدیق و اجرای شریعت است. آن کس که شریعت را تصدیق کرده، اهل شریعت است و چنانچه به آن عمل کند به میزان عملش، اهل طریقت است کما اینکه ولایت، تصدیق و اجرای نبوت است. آن کس که نبوت را تصدیق کرده ، مسلمان و آن کس که علاوه بر تصدیق، آن را اجرا می کند به میزان اجرایش، مومن است. پس در اسرار ترادف شریعت و نبوت و اسلام و اعتقاد و ترادف طریقت و ولایت و ایمان و عمل اندیشه نما.

نکته سیاسی (۷۱)- قیاس نحوه آزادی ایران توسط امام ره با نحوه آزادی جهان توسط امام زمان عج

شاید بتوان نحوه آزادی جهان توسط امام زمان عج را به نحوه آزادی ایران توسط امام خمینی رضوان الله علیه قیاس نمود. یعنی همانگونه که با قیام مردم ایران و در حالیکه تتمه حکومت طاغوت هنوز وجود داشت این امکان فراهم شد که امام به ایران تشریف بیاورند و آزادی ایران را کامل نمایند همچنین بنظر می رسد که با قیام مردم جهان و در حالیکه هنوز تتمه سلطه و حاکمیت طواغیت برقرار است این امکان فراهم می شود که حضرت امام زمان عج به مکه و قدس وارد شوند و جریان آزادسازی مکه و قدس و کل جهان را تکمیل و تثبیت فرمایند.