آرشیو ماهانه: آگوست 2018

نکته معارفی (۱۴۶)- متعلق عشق و نفرت برای مومن و تبعات آن ها

برای مومن، متعلق عشق که همان محبت شدید و «اشد حبا» است، تنها و تنها خداوند و متعلق نفرت تنها و تنها نفس خود اوست. برای مومن، محبت به سایر موجودات که باید آنها را دوست داشت به تبع محبت به خداوند، و نفرت از سایر موجودات که باید از آنها متنفر بود به تبع نفرت از خود، تحقق دارد.

نکته سیاسی (۶۴)- وظیفه مومنان و صالحان عالم در مورد انقلاب اسلامی

هنگامی که انقلاب اسلامی ۴۰ سال پیش در کشور ایران اتفاق افتاد و الگوی حاکمیت دین و اولیاء خداوند به عنوان یگانه شیوه صحیح مدیریت جهان به میان آمد باید ثابت می شد که این الگو در عمل، موفق و کارآمد است یا نه؟ حال سخن این است که اگر تمام شیاطین عالم در شرق و غرب جهان و در داخل و خارج کشور، به صورت خودآگاه و ناخودآگاه، دست در دست هم دادند تا ثابت کنند این الگو، الگوی موفقی نیست باید در برابر، تمام مومنان و صالحان و نیکان عالم دست در دست هم دهند تا ثابت کنند این الگو و تنها این الگو، شیوه صحیح و کارآمد مدیریت جهان است.

نکته معارفی (۱۴۵)- تعریفی دقیق و علمی برای وجود و عدم

یکی از دقیقترین و علمی ترین تعاریف برای وجود و عدم بر خلاف آنچه گفته می شود که ایندو قابل تعریف نیستند این است که وجود همانا لباسی است برازنده حضرت واجب الوجود و عدم نیز لباسی است برازنده ماسوی الله تبارک تعالی، یعنی که: الوجود رداء الله والعدم رداء ما سواه.

نکته معارفی (۱۴۴)- وضعیت احترام و قداست انسان در هنگام کودکی و بزرگسالی

کودک در حین تولد از احترام و قداست خاصی برخوردار است زیرا که کودک در این هنگام درمقام فطرت و عصمت قرار دارد و به شدت بوی خداوند میدهد و به شدت بر وجود خداوند دلالت دارد. آنگاه، به دنبال بزرگ شدن کودک، این احترام و قداست و این بو و دلالت یا بیشتر و بیشتر میشود یا کمتر و کمتر زیرا که کودک در مراحل بعد که رفته رفته عقل و اختیار پیدا می کند یا موفق میشود به صورت ارادی و انتخابی و در فضای معارض طبیعت با فطرت از فطرت و عصمت خود دفاع کند و همچنان و در ابعادی بزرگتر فطری و معصوم باقی بماند که این یعنی قداست بیشتر و خدانمایی بیشتر، و یا این توفیق را پیدا نمی کند و فطرت و عصمت او از حین تولد به بعد سیر نزولی طی می کند که این یعنی قداست و احترام کمتر و دنیا گرایی بیشتر.

نکته معارفی (۱۴۳)- انتقام شیطان از یکی از علمای ربانی

تبدیل میراث علمی و فکری عالم ربانی عظیم الشانی همچون مرحوم شیخ احمد احسائی به جریان سراسر باطل و شیطانی بابیت و بهائیت، انتقامی بود که شیطان از شخص شیخ مرحوم و از آن مهمتر از اولیاء معصوم شیخ گرفت و نسخه بغایت جدید سنت که به علت خالص بودن، بغایت نو و مدرن بود و توسط شیخ ربانی جلیل القدر با اذن از ناحیه معصومین علیهم السلام به جهان ارائه شده بود، به نفع مدرنیته اصطلاحی و اومانیزم الحادی غربی مصادره شد و از درون آن دین جعلی و باصطلاح مدرن بهائیت بیرون آورده شد تا آن عالم و فقیه مسلمان و آن شیعه خالص الولای اهل بیت ع، نزد کفار و منحرفین با این ادعاء که ایشان موسس جریانی است که منجر به بهائیت شده، مورد تجلیل و تقدیس، و نزد مومنان و صالحان به همین دلیل مورد اهانت و تقبیح واقع شود.

نکته معارفی (۱۴۲)- در مورد تطبیق شخصیت های مشهور با شخصیت های الهی قرآنی

در مورد تطبیق دادن شخصیت هایی مانند اسکندر مقدونی و کوروش ایرانی و امثال آنها با شخصیت الهی مذکور در قران کریم باید گفت این تطبیق از مقوله کانه هو و تطبیق فرد با نوع بوده زیرا که جناب ذوالقرنین بدلیل شهرتش درجهان باستان بعنوان قدرتمندی موحد و عادل علاوه بر آنکه شخصیتی خاص و تاریخی بوده، مبدل به شخصیتی نوعی شده که از منظر این و آن، فلان شخصیت سیاسی و نظامی تاریخی نیز از مصادیق این نوع بوده. بنابراین به این معنا هم اسکندر، ذوالقرنین بوده و هم کوروش و به معنای تطبیق شخصی و خاص نه اسکندر ذوالقرنین بوده و نه کوروش.

نکته معارفی (۱۴۱)- مسلمان بودن تمام انبیاء و اولیاء و شیعیان ایشان

با آنکه به نص «هو سماکم المسلمین من قبل و فی هذا» الحج ۷۸، نامگذاری دین خداوند به نام اسلام، توسط حضرت ابراهیم ع صورت پذیرفته و از آن هنگام تمام انبیاء و اولیاء و شیعیان آنان، مسلمان نامیده میشدند، با این حال مسلم است که به نص «ان الدین عند الله الاسلام» در مورد انبیاء قبل از حضرت ابراهیم مانند آدم و ادریس و نوح و غیره نیز مصداق اسلام و مسلمانی وجود دارد هر چند هنوز این مصداق رسما به این نام نامگذاری نشده یعنی که آنان و اولیاء و شیعیانشان نیز همچون انبیاء و اولیاء پس از حضرت ابراهیم ع، مسلمان بوده و دینشان اسلام بوده است. پس در اسرار اسلام و مسلمانی تامل نما تا حقایقی برایت مکشوف گردد.

نکته معارفی (۱۴۰)- جایگاه ذکر و لهو در زندگی مومن و کافر

رکن رکین زندگی مومن، ذکر و رکن رکین زندگی کافر، لهو( سرگرمی ) است زیرا که در پایان زندگی هردو، پدیده ایست به نام مرگ که مومن را از زندان موقت این جهان به قصر ابدی آن جهان منتقل میسازد و کافر را از قصر موقت این جهان به زندان ابدی آن جهان انتقال میدهد از اینرو برای مومن هیچ چیز خوشایندتر از ذکر این انتقال و عامل آن یعنی مرگ نیست و برای کافر هیچ چیز مطلوب تر از نسیان این ذکر و سرگرم ساختن خود از یاد این واقعه نیست.

نکته معارفی (۱۳۹)- امکان نیل به مقام عصمت برای غیر چهارده معصوم ع

مهمترین دلیل امکان نیل به مقام عصمت برای غیر ۱۴ معصوم علیهم السلام بشرط تشیع و تبعیت از آن وجودات مقدسه و با حفظ تفاوت میان مقام متبوع و مقام تابع، همان است که عارف بالله و فقیه ربانی مرحوم آیت الله بهجت اقامه فرموده و آن این است که همین که ما در تمام آنات و لحظات مکلف بر طاعت و عبادت خداوند هستیم، بر این امر دلالت دارد که ما نیز می توانیم معصوم باشیم زیرا آن کس که از خداوند اطاعت می کند در لحظه اطاعت مشمول عصمت خداوند است و نه خذلان و او در تمام لحظات مکلف بر طاعت است و از آنجا که مبنای تکلیف، توانایی است بنابراین او میتواند در تمام لحظات معصوم باشد.

نکته معارفی (۱۳۸)- وصف منافق

منافق کسی است که میان اقرار نظری و زبانی او به حقیقت و اقرار قلبی و عملی او به آن، شکافی است که در صدد پر کردن آن نیست و نمی خواهد به آنچه نظرا معتقد است عملا نیز معتقد باشد وگرنه شکاف میان نظر و عمل و عقل و قلب در مورد دیگران یعنی سالکین از مومنین که تلاش میکنند آنچه را عقلا و نظرا میدانند، قلبا و عملا نیز بدانند، وجود دارد.

اعلام هفت حقیقت در سوره مبارکه فاتحه الکتاب

بسم الله الرحمن الرحیم
در سوره مبارکه فاتحه الکتاب که گنج الهی و عظیم ترین هدیه خداوند به انسان است، عبد هفت حقیقت را اعلام و ضمن آنها ظاهرا دو مطلب و در واقع یک مطلب را از خداوند درخواست می نماید. حقایق هفتگانه از این قرار است: ۱- اعلام آشکارتر بودن خداوند از هر چیز حتی از نفس وجود و نور و ظهور و امثال آنها به دلیل قول «بسم الله الرحمن الرحیم». ۲- اعلام اینکه خداوند زیباترین زیبائی و خوبترین خوبیهاست و هرزیبایی و حسن و بهایی، جلوه ایست از جلوات او به دلیل قول «الحمد لله رب العالمین». ۳- اعلام رحمت عامه و خاصه خداوند و اینکه من علاوه بر آنکه مشمول رحمت عامه یعنی رحمانیت هستم، قرار است مشمول رحمت خاصه یعنی رحیمیت نیز باشم به دلیل قول «الرحمن الرحیم». ۴- اعلام پادشاهی و حاکمیت مطلقه خداوند بر عالم وجود نه تنها در روز قیامت بلکه همین امروز به دلیل قول «مالک یوم الدین». ۵- اعلام آرزوی عبادت و اظهار جمله انشایی بصورت جمله خبری یعنی که می خواهم تو را عبادت کنم به دلیل قول «ایاک نعبد». ۶- اعلام اینکه خود به تنهایی نمی توانم تو را عبادت کنم و در این مورد از تو و فقط از تو یاری می خواهم به دلیل قول «و ایاک نستعین». ۷- اعلام مهمترین و اصلی ترین مصداق معاونت بر عبادت که همان هدایت است و مطالبه آن از خداوند چه بعنوان ارائه طریق که مقتضای عدل خداوند است و چه بعنوان ایصال به مطلوب که همان رساندن عبد به مقام عبودیت بالفعل است و مقتضای فضل خداوند است به دلیل قول «اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین».

نکته معارفی (۱۳۷)- دو رکن درونی و دو رکن بیرونی ایمان

ایمان دارای دو رکن درونی و بیرونی است. دو رکن درونی ایمان عبارتند از اقرار عقلی و معرفت قلبی و دو رکن بیرونی عبارتند ا ز اقرار زبانی که ترجمان و ظهور اقرار عقلی است و دیگر عمل به ارکان که ترجمان و ظهور معرفت قلبی است. کما قال امیرالمومنین علی علیه السلام: الایمان معرفه بالقلب و اقرار باللسان و عمل بالارکان.

نکته سیاسی (۶۳)- دو بطن ظلمانی و نورانی نهضت مشروطیت و برون داد این دو بطن

نهضت مشروطیت به دلیل وجود انگیزه ها و نیات کاملا متفاوت در آن و به دلیل حضور دو طایفه متعارض روشنفکران غرب گرای لائیک و سکولار و عالمان متدین و مردمی در جایگاه رهبری نهضت، دارای دو بطن سیاه و ظلمانی از یکسو و سپید و نورانی از سوی دیگر بود. اگر از بطن سیاه و ظلمانی مشروطیت، ولایت سفیهانه امثال رضا خان پهلوی که بازگشتی به شدت جاهلانه به پادشاهی قبل از اسلام و قرار دادن ایران تحت ولایت کفار و شیاطین بود، بیرون آمد، از بطن سپید و نورانی آن، ولایت فقیهانه امثال امام خمینی که بازگشتی عالمانه و عاشقانه به اسلام و قراردادن ایران تحت ولایت خداوند و اولیاء خدا بود، ولادت یافت.

نکته معارفی (۱۳۶)- گونه صحیح زندگی و نتیجه آن

انسان باید بگونه ای زندگی کند که وقتی جوان است بگوید: «چه چیز قشنگتر از جوانی؟» و وقتی پیر می شود بگوید: «چه چیز قشنگتر از پیری؟». چنین کسی وقتی زنده است می گوید: «چه چیز زیباتر از زندگی؟» و وقتی مرگ فرا می رسد، می گوید: «چه چیز زیباتر از مرگ؟».

نکته سیاسی (۶۲)- دو شعار ازلی و ابدی حکومتگران

شعار حکومتگران از ازل تا ابد بیش از دو چیز نیست: نخست، شعار حکومتگران صالح و امین که : « ان عملک لیس لک بطعمه لکنه فی عنقک امانه » و دیگر شعار حکومتگران نا صالح و خائن که : « ان عملک کان لک طعمه فاستمتع من طعمتک ما استطعت !!! ».