آرشیو ماهانه: جولای 2018

نکته معارفی (۱۳۰)- سه حال انسان ها نسبت به امر و نهی خداوند

وضعیت انسانها نسبت به امر و نهی خداوند از سه حال خارج نیست. این وضعیت یا سبقت امتثال بر فرمان است که ویژگی واصلان و سابقان است یا همراهی امتثال با فرمان است که ویژگی سالکان و اصحاب الیمین است یا عدم امتثال فرمان است که ویژگی هالکان و اصحاب الشمال است.

نکته معارفی (۱۲۹)- مبانی فقاهت و ترتیب آنها

فقاهت که راهکار نیل به فهمی از دین منطبق با متن دین است مبتنی است بر سه پایه روایت، رعایت، و درایت و ترتیب این سه نیز به همین صورت است. ممکن است گفته شود روایت تا درایت نشود نمی تواند مورد رعایت قرار گیرد بنابراین ترتیب این سه را باید روایت، درایت و رعایت دانست.لکن سخن حق همین است که درایت روایت موکول است به رعایت آن، نهایت آنکه میتوان برای درایت قایل به دو مرحله قبل و بعد از رعایت شد و درایت ماقبل رعایت را درایت روایی معادل عقلانیت روایی و عقل نظری و درایت بعد از رعایت را درایت رعایی معادل عقلانیت رعایی و عقل عملی دانست.

نکته معارفی (۱۲۸)- دو حال ممکن برای التزام توام به قرآن و عترت ویا کعبه و کربلا

وقتی ملزومی وجود دارد همچون قرآن کریم و لازمه ای همچون عترت طاهره یا ملزومی همچون کعبه معظمه و لازمه ای همچون کربلا مقدسه، آن کس که خود را ملتزم به ملزوم می داند بدون التزام به لازمه، امرش از دو حال خارج نیست: او یا به لازمه نیز ملتزم است و خود نمی داند، که مستضعف است و یا به ملزوم نیز ملتزم نیست و خود می داند، که ناصبی است. ملاک،جدی بودن یا نبودن التزام به ملزوم و عدم التزام به لازمه است. مستضعف، التزامش به ملزوم جدی و عدم التزامش به لازمه غیر جدی است و ناصبی، التزامش به ملزوم غیر جدی و عدم التزامش به لازمه، جدی است.

نکته معارفی(۱۲۷)- دو حال و سرانجام برای زندگی واقعی انسان

زندگی واقعی انسانها برخلاف زندگی تخیلی و هنری آنها از دو حال خارج نیست: یا تراژیک است یا اپیک (حماسی). مراد از زندگی تراژیک ختم زندگی است به دوزخ در حالیکه میتوانست به بهشت ختم شود و مراد از زندگی حماسی، ختم زندگی است به بهشت در حالیکه میتوانست به دوزخ ختم شود.

نکته معارفی (۱۲۶)- شرح اوقاتی که بر بشر می گذرد

اگر اوقاتی را که بر بشر گذشته و می گذرد و خواهد گذشت به ۵ وقت پریروز، دیروز، امروز، فردا و پس فردا تقسیم کنیم باید بگوییم پریروز، وقت دین خالص با ویژگی قبل از هبوط، دیروز وقت دین ناخالص، امروز وقت بی دینی، فردا و پس فردا مجددا وقت دین خالص با ویژگی پس از صعود خواهد بود.

نکته سیاسی (۶۰)- رابطه دین و سیاست و عاقبت این ارتباط

رابطه دین و سیاست به این صورت است که یکی باید تکلیف دیگری را روشن نماید. اگر در دین حق و دین عندالله، این دین است که تکلیف همه چیز از جمله سیاست را معین می کند، در دین باطل و دین عند الهوی، همه چیز و بخصوص سیاست است که تکلیف دین را روشن می سازد. در این صورت با وجود اقرار به اعلمیت علی الاطلاق شخصیت عظیم الشانی مانند امام صادق علیه السلام نسبت به دیگران، از آن دیگران که به اقرار خود شاگرد و مستفیض از امام صادق ع بوده اند، می توان تقلید و تبعیت نمود لکن از امام صادق علیه السلام نمی توان!!؟

نکته معارفی (۱۲۵)- مراد از فرموده خداوند در مورد شکرنعمت و ناسپاسی

اینکه خداوند اعلام فرموده چنانچه شکرگزار باشید شما را افزون می دهم و چنانچه ناسپاس باشید عذاب من شدید است، مراد این است که اگر شکر نعمت وجود را بعمل آورید، نعمت شما با انکشاف وجه آن، افزوده میشود یا اگر شکر نعمت ذات را بجا آورید، این نعمت با تجلی صفات که همان انکشاف وجه ذات است، افزوده می شود و در غیر این صورت با محجوبیت وجه ذات و وجود که بمعنای تجلی صفات قهر است، دچار عذاب ابدی خواهید شد.

نکته معارفی (۱۲۴)- ترتیب ایمان، استهداء، استعانت و توکل بر خداوند

ایمان به خداوند قبل از استهداء از خداوند و آن قبل از استعانت از خداوند و آن قبل از توکل بر خداوند است یعنی که اولا به وجود خداوند ایمان می آوریم و ثانیا از او می خواهیم که راه و چاه را بما نشان دهد و ثالثا از او برای سلوک در راه و نیافتدن در چاه، یاری می طلبیم و رابعا بر او توکل می کنیم و امر خود را به او می سپاریم کما قال امیرالمومنین علی علیه السلام : و اومن به اولا بادیا و استهدیه قریبا هادیا و استعینه قاهرا قادرا واتوکل علیه کافیا ناصرا. خ ۸۲

نکته معارفی (۱۲۳)- تجربه مرگ و انواع آن

مرگ به عنوان واسطه انتقال از حیات ناخالص موقت به حیات خالص ابدی، واقعه ایست در برابر تمام زندگان که همگان باید آنرا ذوق و به تعبیر دیگر تجربه نمایند و این ذوق و تجربه از دو حال خارج نیست یا موفق است یا ناموفق. تجربه موفق مرگ به معنای انتقال از حیات ناخالص دنیوی به حیات خالص لذتبخش اخروی است و تجربه ناموفق مرگ به معنای انتقال از حیات ناخالص دنیوی به نوعی زندگی دردناک خالص ابدی است. و رمز تجربه موفق مرگ، تمرین اختیاری آن قبل از وقوع اجباری آن است. دین، تماما تعلیم تمرین مرگ و تمرین ورود به حیات خالص لذتبخش ابدی است.

نکته معارفی (۱۲۲)- بصیرت بخشی و کور کنندگی دنیا

دنیا هم بصیرت بخش است و هم کور کننده، بصیرت بخش است برای کسی که بواسطه دنیا ماوراء آن را می بیند و کورکننده است برای کسی که خود دنیا را می بیند کما قال امیرالمومنین علی علیه السلام : من ابصر بها بصرته و من ابصر الیها اعمته. خ ۸۱

نکته معارفی (۱۲۱)- دو وضعیت ممکن برای اقامت انسان در هنگام بازگشت به ملکوت

ما همگی در ملکوت بوده ایم و مراد از ملکوت، عالم پیدایی خداوند و ناپیدایی ماسوای خداوند است آنگاه به عالم ملک آمده ایم و مراد از آن، عالم پیدایی اشیاء و ناپیدایی خداوند است، آنگاه به ملکوت باز می گردیم تا یا لیاقت اقامت جاودانه در ملکوت مهر را که ملکوتی است برتر از ملکوت اول داشته باشیم در صورتی که فریب عالم ملک را نخورده و بواسطه اشیاء از شیء حقیقی غافل نشده باشیم و یا شایستگی اقامت جاودانه در ملکوت قهر را پیدا خواهیم کرد در صورت فریب خوردن و غافل شدن.

نکته سیاسی (۵۹)- سه فرایند منجر به اصرار غرب بر سر حفظ موجودیت اسرائیل

اصرار جنون آسای غرب بر سر حفظ موجودیت اسرائیل، حاصل سه فرایند است : نخست، فرایند سقوط دم افزون غرب در دره نیهیلیزم و بی خدایی و دیگر فرایند استشعار نسبت به این همانی بی خدایی و نابودی و احساس نیاز به داشتن ارتباط با خداوند و داشتن قبله و متکای معنوی و فرایند سوم، استکبار و استنکار نسبت به پذیرش ارتباط صحیح با خداوند و رویکرد به قبله حقیقی متجلی در کعبه و قدس و کربلا. اینکه غرب به اسرائیل به عنوان قبله و متکای معنوی و کانون اتصال میان زمین و آسمان می نگرد، حاصل این سه فرایند است.

بحثی در موضوع فوتبال

بسم الله الرحمن الرحیم

عصری که در آن زندگی می کنیم که یکی از اعصار آخرالزمانی است، عصر تجلی ویژگی های کاملا متضاد است. در این عصر هم شاهد بلوغی بی نظیر هستیم و هم کودکی ای بی نظیر. هم با انفجار نور و عقلانیت و ذکر و فکر روبروئیم هم با انفجار ظلمت و نفسانیت و لهو و لعب. در این عصر ما بعضا با پدیده هایی مواجهیم که در آن واحد حکایتگر هر دو ویژگی دوران هستند. برای مثال بنگرید به پدیده ای بنام فوتبال و اینکه این پدیده چگونه در آن واحد هر دو جنبه کودکی و بلوغی این عصر را حکایت می کند زیرا که فوتبال از یکسو یک « بازی » است که حد و اندازه اش همان بازی بودن و نهایتا یک ورزش است لکن در این دوران به دلیل غلبه ویژگی کودکی، آنچنان جدی، مهم و حیثیتی می شود که حتی علماء دین را به خود مشغول میسازد و هیچ عاقلی باقی نمی ماند مگر اینکه احساس می کند باید نسبت به آن موضع و اطلاع داشته باشد، از سوی دیگر این پدیده دارای این پیام برگرفته از جنبه بلوغی دوران است که عصر جنگهای قبیله ای و جاهلانه میان انسانها سپری شده و اگر جز جنگ حق و باطل که ذاتا و صورتا متفاوت با جنگهای قبیله ایست، قرار است میان قبایل و طوایف و ملتها و کشورها جنگی اتفاق بیافتد، این جنگ تنها در میدان زیبای ورزشی خواهد بود. فوتبال در آن واحد هم میتواند پیام منسوخیت جنگهای باطل را ابلاغ کند که علامت بلوغ است وهم میتواند عاملی باشد برای غفلت از جنگ حق علیه باطل که علامت کودکی است.

سید محمد قائم مقامی

۶ تیر ۱۳۹۷

نکته معارفی (۱۱۹)- تجربه دینی، کلمه حقی که اراده باطل از آن شده

تعبیر «تجربه نبوی» یا «تجربه دینی» از مصادیق کلمه حقی است که از آن اراده باطل شده زیرا که اگر در معنای باطل تجربه دینی، بر مبنای سوبژکتیویته افراطی و انحرافی غربی و اصالت دادن به فاعل شناخت در برابر آنچه شناخته میشود، گویی این شخص تجربه کننده است که دین را بوجود می آورد و وحی و الهام الهی در حد شعر و رویا که حاصل تجربه و ایجاد شاعر و بیننده رویاست، تنزل می کند، در معنای حق این تعبیر، تجربه دینی بمعنای تجربه بهشتی است که واقعیت و عینیت دارد و انسان به میزان تبعیت از دین که نقشه علمی، دقیق و ضابطه مند نیل به بهشت است، آنرا شهود و تجربه می نماید.