آرشیو ماهانه: آوریل 2018

نکته معارفی (۸۵)- دو دیدگاه در مورد آن که باید حاکم باشد

تفاوت عظیمی است میان دیدگاهی که می گوید: آن کس که در او نور و فره ایزدی است باید حاکم باشد و دیدگاه دیگری که می گوید: هر کس به حکومت برسد معلوم میشود که در او نور و فره ایزدی وجود دارد. دیدگاه اول می گوید چون در علی علیه السلام و اولاد معصومین آن حضرت، نور و فره ایزدی وجود دارد آنان باید حاکمان جهان باشند و دیدگاه دوم به صرف حکومت در امثال معاویه و یزید و آمریکا و اسرائیل و آل سعود، نور و فره ایزدی می بیند. آری تفاوت این دو دیدگان، همان تفاوت بهشت و دوزخ است.

نکته سیاسی (۵۲)- آزمایش جهان با انقلاب اسلامی و ولایت مستقر در آن

اکنون مدت ۴۰ سال است که امام و ولی و حجت عصر که خداوند فرج کامل حضرتش را تعجیل فرماید، از طریق انقلاب اسلامی و ولایت نماینده خود که به نیابت از آن حضرت امام و ولی حجت عصرند، جهان را می آزماید تاحامیان و ناصران خود را از منکران و مخالفان جدا نماید. در این میان آن کس که با این انقلاب و با این ولایت میانه خوبی دارد و خواهان پیروزی آن است ولو فعلا و ظاهرا منسلک به دین حق نیست، نشان میدهد که اهل حمایت و نصرت است و آن کس که با این حقیقت میانه بدی دارد و خواهان شکست آن است ولو فعلا و ظاهرا منسلک در دین حق است، نشان میدهد که اهل انکار و مخالفت است.

نکته معارفی (۸۴)- شرط حجیت قطع

حجیت قطع، مسبوق و مقید است بر معرفت حجت زیرا که قبل از شناخت حجت که همان امام معصوم است نه یقینی وجود دارد و نه در صورت وجود داشتن، حجت است.

نکته سیاسی (۵۱)- فرماندهی نظم نوین جهانی از مکان های مقدس

طاغوتها و جاهلان آمریکایی و انگلیسی و فرانسوی و اسرائیلی و عربستانی، می توانند یقه خود را پاره کنند و می توانند چند نفر بیشتر را بکشند و چند جای دیگر را خراب کنند لکن هرگز نخواهند توانست مانع تغییر نظم جاهلانه و فاسد و پوسیده کنونی به نظمی عالمانه و عادلانه و سالم شوند که در حال طلوع و تجلی است، نظمی که دیگر اتاق فرمانش در مکانهایی مانند واشنگتن و لندن و پاریس نخواهد بود بلکه این مقر فرماندهی در مکانهای مقدسی همچون کربلا و قدس و کعبه که مجلای عرش و مقر استوی و تجلی و فرماندهی خداوند است، قرار خواهد داشت.

نکته معارفی (۸۳)- عدم ادعای افقه بودن نسبت به ائمه توسط هیچ انسانی

یکی از نکات بسیار مهم در مورد ائمه معصومین از وجود مبارک امیرالمومنین علی تا امام حسن عسگری علیهم الصلوه و السلام این است که در طول تاریخ حتی یک نفر نبوده است که ادعا کرده باشد خودش یا دیگری نسبت به دین خداوند و احکام خدا از آن حضرات اعلم و افقه بوده است. آیا تابحال کسی از بنی بشری شنیده که گفته باشد من یا فلانی از امام باقر یا امام صادق یا امام کاظم یا امام رضا یا ائمه قبل و بعد آن حضرات علیهم السلام، نسبت به دین خدا، اعلم و افقه هستیم؟ آری بسیار کسان ادعا کرده و ادعا می کنند که میان عالم دین بودن وحکومت و ولایت تلازمی نیست لکن حتی یک نفر در مورد خودش یا دیگری ادعا نکرده که نسبت به دین خداوند از ائمه معصومین ع عالم تر بوده است.پس در این سخن تامل نما تا بر بی برهانی جریان مخالف واقف گردی.

نکته معارفی (۸۲)- درجات گمراهی در عدم پذیرش حقانیت حسین ع

آن کس که می گوید نمی داند میان امام حسین علیه السلام و یزید بن معاویه لعنه الله علیه، کدام یک بر حقند و کدام یک باطل زیرا که طرفداران هر یک از این دو، هر کدام، امام خود را برحق و دیگری را باطل میدانند، گمراه تر است از کسی که یزید بن معاویه را برحق و امام حسین علیه السلام را- العیاذ بالله- بر باطل میداند.

نکته سیاسی (۵۰)- مبنای اتحاد رژیم سعودی و رژیم صهیونیستی

اکنون با اعلام اتحاد علنی میان رژیم سعودی حاکم بر حجاز و رژیم صهیونیستی اسرائیل، مهر ننگی بر پیشانی این رژیم زده شد که آب هزار چاه زمزم قادر به تطهیر آن نخواهد بود. آری از رژیمی که مبنای فکری و رفتاریش از آغاز شدت با مومنین و لینت با کفار بوده و از آغاز تحت الحمایه شیاطین حاکم بر جهان قرار داشته، اعلام این اتحاد جای شگفتی ندارد، همانطور که پدید آمدن ثمره تلخی همچون ولیعهد نو رسیده مست سعودی از شجره ملعونه یی که ریشه در خیانت و جنایت داشته، موجب تعجب نیست.

به مناسبت روز هنر انقلاب اسلامی و به یاد شهید آوینی / بحثی در دین و سینما

بسم الله الرحمن الرحیم
سینما مانند دنیا و مانند دین دارای دو طبیعت اولیه و ثانویه است.طبیعت اولیه سینما مانند طبیعت اولیه دنیا، لهو و لعب و طبیعت ثانویه آن مانند طبیعت ثانویه دنیا، ذکر و فکر است، همانگونه که طبیعت اولیه دین، ذکر و فکر و طبیعت ثانویه آن لهو لعب است و همانگونه که در موضوع دین و دنیا، اخذ به طبیعت اولیه دین و طبیعت ثانویه دنیا، محمود و مامور به است همچنین در بحث ارتباط میان دین و سینما باید با حاکمیت مطلق دین بر سینما، سینما مصبوغ به صبغه دین شود و طبیعت لهو و لعبی اش نه بصورت بالعرض بلکه بصورت بالذات مبدل به طبیعت ذکر و فکری گردد. و این هنگامی است که سینماگر شکرانه نعمت زبان که ذات سینما و ذات هر هنر دیگر است را بجا می آورد و نعمت خوب و زیبا و روان و منطقی سخن گفتن را که نعمتی است موهوبی از جانب خداوند به نعمت سخن زیبا و روان و منطقی گفتن که همان سخن دین و سخن خداوند است و نعمتی است اکتسابی، می آراید و حق نعمت اول را اداء و از این طریق آنرا به کمال می رساند. در این حال سینماگر متدین، واقعیتها و مقدسات و بطور کلی دین را دست مایه خیال پردازی و قصه سازی خود که ویژگی سینمای لهو و لعبی است قرار نمی دهد بلکه نیروی خیال و قدرت قصه پردازی خود را دست مایه بیان واقعیات و مقدسات که ویژگی سینمای ذکر و فکری است قرار میدهد. در این راه هنرمند متدین از باصطلاح دراماتیزه کردن واقعیت که مستلزم تصرف خیالی در واقعیت است اجتناب می کند و به واقعی ساختن درام و جدی سازی بازی که مستلزم تصرف شدن خیال توسط واقعیت است، رو می آورد و اوج سینمای دینی که اوج مطق سینماست، هنگامی است که سینما بصورت مطلق خود را در برابر دین و مراد از آن دین حق و دین خالص خداوند است، نفی کند که به محض تحقق این نفی بی درنگ سر از اثبات در می آورد و در پرتو دین حق ، منظور نظر خداوند و اولیاء خدا قرار می گیرد.

تفاوت فقیه و غیر فقیه

بسمه تعالی
هنگامی که انسان، فقیه در دین نباشد و در عین حال بخواهد در دین سخن بگوید، به این صورت است که نخست بر مبنای ذوق و سلیقه و اقتضاء جو، به نظری متمایل میشود، آنگاه برای اینکه اثبات کند خداوند نیز همین نظر را دارد، میان ادله و مدارک جستجو می کند و با توجیه و تاویل ادله، آنها را با نظر خود تطبیق میدهد. به عبارت دیگر غیر فقیه نخست حکم را صادر می کند آنگاه ادله و مدارک را با آن حکم منطبق میسازد، بر خلاف فقیه که نخست به ادله و مدارک می نگرد و با فهم عمیق و جامع و غیر سلیقه ای آنها به حکم خداوند میرسد. تفاوت غیر فقیه و فقیه در این است که فقیه از خداوند می آموزد و خود را با دین خدا اصلاح می کند و غیر فقیه به خداوند می آموزاند و دین خدا را با نفس خود، اصلاح می نماید.
این مطلب پس از شنیدن افاضات محقق محترم آقای امیر حسین ترکاشوند که قطعا غیر فقیه اند و غیر فقیهانه در موضوع حجاب شرعی سخن گفته اند، نوشته شد.

در مورد داریوش شایگان

بسمه تعالی
داریوش شایگان که اخیرا به یوم الحساب و به ابدیت پیوست از جمله متفکرانی بود که قبل از انقلاب نقاد اندیشه غرب و منادی ضرورت بازگشت به آئین و معنویت بود لکن هنگامی که با وقوع انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت دینی در ایران، مصداق واقعی و عینی بازگشت آیین و معنویت به جهان ، اتفاق افتاد، شایگان با این عنوان که دین و معنویت را نباید سیاسی و ایدئولوژیک کرد، به انکار و مخالفت با آن برخاست و نشان داد که نقدش نسبت به غرب و مدرنیته مشروط بود به اینکه بنیان غرب همچنان محفوظ بماند و به ترکیب دنیای باصطلاح مدرن دست زده نشود و در حالیکه انسان زیر سایه و تحت ولایت غرب زندگی میکند، آنرا مورد نقد و اعتراض قرار دهد و از سیطره مادیت و حیوانیت شکوه و ناله نماید. بنابراین هنگامی که انقلاب اسلامی و حکومت دینی بنیان غرب را به لرزه درآورد و صلای منسوخیت مدرنیته و پایان ولایت طاغوت را سر داد، فریاد شایگان بلند شد که: نه نه! این، آنی نیست که ما می گفتیم، و باین ترتیب داریوش شایگان صف خود را از منتقدان واقعی غرب و اندیشمندان معنویت خواهی که وقتی انقلاب شد و خورشید خمینی رضوان الله علیه طلوع نمود، با شوقی نزدیک به ترقص گفتند: این، همانی است که ما می گفتیم و می خواستیم، جدا نمود.

نکته معارفی (۸۱)- رابطه تشریف و تشرف متقابل بین ثقلین دین

میان ثقلین تنزیلی و تاویلی دین یعنی قرآن کریم و کعبه معظمه از یکسو و پیامبر اکرم و عترت طاهره از سوی دیگر رابطه تشریف و تشرف متقابل وجود دارد یعنی همانگونه که ثقل تاویلی دین، مشرف به شرافت ثقل تنزیلی است همچنین ثقل تنزیلی مشرف به شرافت ثقل تاویلی است کما فی زیاره مولانا علی علیه السلام: السلام علی من شرفت به مکه ومنی. یعنی: سلام بر کسی که مکه و منی به او مشرف گشت.

نکته معارفی (۸۰)- دو سرانجام ممکن برای غیر خداوند

بدان که خداوند تبارک و تعالی که خود بر خود ظاهر و متجلی است، به حقیقت، اولی است بلا ثانی بل اولی است بلا اول و اما در اعتبار برای آن اول، ثانی و ثالث و رابع وجود دارد. حال بدانکه ثانی پس از اول،همان تجلی و انکشاف خداوند برای غیر و ثالث پس از ثانی، همان نفس غیر است و ایندو تنها بصورت دو جزء یک مرکب، دارای وجود خارجی هستند و مقوله رابع، همان مرکب و موجود خارجی است که مرکب است از تجلی و غیر تجلی یا انکشاف و احتجاب که موجود مرکب با انتخاب و گزینش یکی از این دو حیث سرانجام یا احکام تجلی و انکشاف و لطف را بر خود حاکم میسازد یا احکام ظلمت و احتجاب و قهر را.

نکته معارفی (۷۹)- استدلال شیطان در مورد عدم اطاعت امر خداوند

وقتی به شیطان گفته می شود چرا فرمان خداوند را اطاعت نمی کنی؟ در پاسخ می گوید: من آنقدر مستغرق در ذات خداوند هستم که نمی توانم به فرمان او که مادون اوست بپردازم!
به این سخن شیطان هم میتوان بعنوان یک لطیفه خندید و هم از اینرو که این دیدگاه منشا انواع فجایع است به آن گریست.

نکته معارفی (۷۸)- تفسیر اراده هدایت و اضلال از سوی خداوند

اگر قرار باشد اراده هدایت و ضلالت خداوند در آیه مبارکه ۱۲۵ سوره انعام که می فرماید: « فمن یرد الله ان یهدیه یشرح صدره للاسلام و من یرد ان یضله یجعل صدره ضیقا حرجا » تفسیر شود باید گفت اراده هدایت در این مورد، اراده حتمیه حبیه مسبوق به اراده عزمیه حبیه است و اراده ضلالت در این مورد، اراده حتمیه غضبیه مسبوق به اراده عزمیه غضبیه مسبوق به اراده عزمیه حبیه است. فتامل

نکته معارفی (۷۷)- میزان انشراح سینه هر شخص در برابر نور خداوند

آیا می خواهی بدانی سینه ات در برابر نور خداوند چه مقدار منشرح است؟ بنگر که این سینه در برابر احکام خداوند به لحاظ عقیده و اجرا چه مقدار منشرح است؟ آری دقیقا آن انشراح به میزان این انشراح و آن عرفان و توحید به میزان این فقاهت و پایبندی است.