آرشیو ماهانه: ژانویه 2018

نکته معارفی (۴۹)- شرط امکان بدا

بدان که برای خداوند تا قبل از تعلق امضاء به قضاء در قضاء و مراحل قبل از آن یعنی علم و مشیت و اراده و قدر، بدا یعنی تغییر و تبدیل هست و پس از آن نیست یعنی که نه فقط در معلوم و مشاء و مراد و مقدر بدا وجود دارد بلکه در قضاء نیز تا آنگاه که امضاء به آن تعلق نگرفته بدا وجود دارد کما قال المعصوم علیه السلام: “فلله تعالی البداء فیما علم متی شاء و فیما اراد لتقدیر الاشیاء فاذا وقع القضاء بالامضاء فلا بداء”، اصول کافی، ج اول، باب البداء.

نکته معارفی (۴۸)- اساس موضوع بدا

در موضوع بسیار مهم بدا که در اهمیت و عظمت آن سخنان نورانی همچون: “خداوند به چیزی مانند اعتقاد به بدا عبادت نشده” یا “خداوند به چیزی مانند بدا مورد تعظیم قرار نگرفته” یا “اگر مردمان می دانستند در قول به بدا چه اجری وجود دارد، هرگز در اعتقاد به آن کوتاهی نمی کردند” یا “خداوند هیچ پیامبری را مبعوث نفرموده مگر به تحریم شراب و اینکه برای خداوند اقرار به بدا داشته باشد”، وارد شده، به نظر می رسد که در تعریف آن نمی توان تنها به موضوع مهم تغییر و تبدیل در قضا و قدر الهی بر مبنای حکمت که قطعا یکی از مصادیق بداست اکتفا نمود و از این نکته غفلت ورزید که اساسا ماجرای آفرینش یعنی نبودن غیر در جنب خداوند، سپس بودن آن، خود از مصادیق بدا و اصل ماجرای بداست به گونه ای که در این مورد می توان چنین گفت که: کان الله تعالی و لم یکن معه شیئ ثم بدا له ان یکون معه شیئ فکون الکون و المکان و الکائنات. فتامل.

نکته معارفی (۴۷)- بزرگترین علامت ظهور

میان علائم الظهور، می توان بزرگترین علامت را صیحه آسمانی و ندای جبرئیلی داعی به حاکمیت جهانی خداوند و صیحه زمینی و ندای ابلیسی داعی به حاکمیت جهانی شیطان و اجابت جهانی این دو دعوت و تشکیل دو دولت حق و باطل به عنوان ممهد حاکمیت جهانی خداوند و حاکمیت جهانی شیطان دانست.

نکته معارفی (۴۶)- تسبیح حق

هنر آن نیست که در عالم نقصی نبینی یا نقص را به خداوند حق و یکتا نسبت دهی یا آن را به خدای دیگری منسوب نمایی بلکه هنر که همان تسبیح حق است آن است که در حالیکه نقص را می بینی، خدای حق را که آفریدگار نقص و کمال است از آن تنزیه نمایی.

نکته معارفی (۴۵)- نکات قابل دریافت از آیه شریفه ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر

در آیه شریفه “ان الصلوه تتهی عن الفحشاء و المنکر” که منطوق آن نهی نماز از بدی ها و زشتی هاست، به دلالت ضمنی و التزامی، سه مطلب دیگر فهمیده میشود. نخست اینکه: بدی ها و زشتی ها نیز نهی کننده از نمازند. دوم اینکه: نماز امر کننده به خوبی ها و زیبائی هاست و سوم اینکه: خوبی ها و زیبائی ها نیز امر کننده به نمازند.

نکته معارفی (۴۴)- پدید آمدن دو نوع روشنفکری همراه با نزول وحی قرآنی

با نزول وحی قرآنی و وقوع عظیم ترین انفجار عقلی، نوری و علمی در جهان، بی درنگ دو نوع روشنفکری پدید می آید. نخست: روشنفکریی که نمایندگان اعظمش کسانی هستند مانند امیرالمومنین علی و حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهما و دیگر روشنفکریی که نمایندگان اعظمش کسانی هستند مانند ابوفلان و ابوبهمان. سخن این است که اگر تاکنون یعنی در اعصار قدیم و جدید، روشنفکری غالب بر سیاست و فرهنگ، روشنفکری بوفلانی و بوبهمانی بوده، از این پس یعنی در عصر فراجدید و فوق مدرن، روشنفکری علوی و زهرایی بر سیاست و فرهنگ و جمیع ساحتهای بشر، غالب خواهد شد.

نکته معارفی (۴۳)- تفاوت عرفان مرحوم علامه حسینی طهرانی و امام خمینی ره

تفاوت عارف دلسوخته ای همچون مرحوم آیت الله علامه حسینی طهرانی صاحب معاد شناسی، امام شناسی، الله شناسی و روح مجرد با عارفی همچون امام خمینی رضوان الله علیه در این است که مرحوم حسینی طهرانی در انقطاع عاشقانه اش به سوی خداوند، مستغرق دریای شهود و معرفت است وچندان کاری به سیاست و اجتماع و حکومت ندارد ووقوع انقلاب برای ایشان امری غیر مترقبه است در حالیکه امام خمینی در عین گرفتار بودن به خال لب دوست و در عین استغراق تام در شهود حضرت معبود، به سیاست و اجتماع و اینکه چه کسی باید حکومت کند و چه کسی نباید، کار دارد. یعنی که یکی،همچون مرحوم حسینی طهرانی پس از تشرف به محضر پروردگار در آنجا مانده و در آن بزم الهی سرگرم نوشانوش است و دیگری یعنی امام خمینی پس از این تشرف، از جانب خداوند مامور شده که بازگردد و دیگران را نه در حد چند شاگرد خاص بلکه در حد یک ملت وبلکه ملتها و امتها با خود به این محضر بیاورد و به این بزم الهی که همان بهشت است وارد نماید.

حال این گونه نیست که امام خمینی و مرحوم حسینی طهرانی، دو عارفند که در عرفان برابر لکن در پرداختن به سیاست و حکومت،متفاوتند بلکه سخن در تفاوت نفس عرفان این دو عارف بالله و در وقوع لغزشهای عجیب در عرفان مرحوم حسینی طهرانی و عدم لغزش در عرفان امام خمینی است.

نکته معارفی (۴۲)- تفسیر مرگ

مرگ، یا به سوی تاریکی و فقدان و اندوه ابدی رفتن است در صورت کفر و عصیان یا به سوی روشنایی و وجدان و شادی ابد رفتن در صورت ایمان و عبادت. مرگ، آدمی را متصل میسازد به اندوه مطلقی که ذره ای در آن شادی نیست یا به شادی مطلقی که ذره ای در آن اندوه نیست.

نکته معارفی (۴۱)- معطی و مانع بودن خداوند و نحوه اعمال آن

بدانکه معطی و مانع کسی جز خداوند نیست جز آنکه عطاء و منع خداوند که آنرا به دست این و آن اجرا می فرماید گاهی از روی لطف و فضل است و گاهی از روی قهر و عدل. پس «طوبی» برای آن کس که فاعلا و قابلا، مجرای عطا و منع لطفی خداوند واقع میشود و «ویل» برای آن کس که باز هم فاعلا و قابلا، مجرای عطا و منع قهری و عدلی خداوند قرار می گیرد.

نکته معارفی (۴۰)- مراد از مقرون بودن علم به عمل در کلام علی ع

مراد از مقرون بودن علم به عمل در کلام نورانی امیرالمؤمنین علی علیه السلام و اینکه علم به عمل دعوت می کند و چنانچه اجابت شود می ماند ودر غیر این صورت از میان میرود این است که نخست و از راه دور، چیزی برای انسان معلوم میشود آنگاه همین علم او را دعوت می کند که به معلوم نزدیکتر شود و به سوی آن حرکت کند، حال چنانچه شخص، دعوت علم را اجابت کرد و به سوی معلوم حرکت نمود که مراد از عمل نیز همین است، علم می ماند و شدیدتر میشود یعنی معلوم، معلومتر می گردد و در غیر این صورت که حالت دور شدن از معلوم است، آنچه اولا معلوم بود، ثانیا مشکوک و سپس مجهول میشود.

نکته معارفی (۳۹)- نتیجه شکر بر نعمت وجود خداوند

چنانچه آدمی شکرگزار نعمت وجود خداوند که نعمت مطلق و اصل و ریشه همه نعمتهاست باشد، به اقتضاء «لئن شکرتم لازیدنکم» نعمت او افزوده میشود و افزونی نعمت در این مورد همانا انکشاف وجه خداوند برای بنده شکرگزار است که آن نعمت بر نعمت و تتمیم و مزید نعمت است.