آرشیو ماهانه: جولای 2017

تاملات فقهیه (۱۸)- تعیّن غسل مخرج غائط مطلقاً

بسم الله الرحمن الرحیم
در موضوع استنجاء و تطهیر مخرج غائط، مشهور علما تخییر میان غسل با آب و مسح با حجر و مدر و خرق و غیره با قید افضلیت غسل است. امام خمینی رضوان الله علیه در تحریر الوسیله می‌فرماید:« و یتخیر فی مخرج الغائط بین الغسل بالماء و المسح بشیء قالعٍ للنجاسته کالحجر و مدر و خرق و غیرها و الغسل افضل و الجمع بینهما اکمل». برخی از علما همچون مرحوم آیت الله سید محمد کاظم طباطبایی در عروه الوثقی این تخییر را منوط به عدم تعدّی نجاست دانسته و در صورت تعدّی، قائل به تعین غسل با آب هستند. صاحب عروه می‌فرماید: «و فی مخرج الغائط مخیر بین الماء و المسح بالاحجار او الخرق ان لم یتعد عن المخرج علی وجه لا یصدق علیه الاستنجاء و الا تعین الماء» ج۱ ص۱۷۲ می‌گویم: قول صواب در این مسئله که از موضوعات مهم و مبتلابه آدمیان است، در غیر مورد فقدان آب یا حرجی و مضر بودن استعمال آب، تعین غسل است علی الاطلاق و این قول دارای مؤیدات عقلی و نقلی است زیرا که به لحاظ عقل پسندیده بودن تطهیر مخرج غائط از نجاست با آب، و ناپسند بودن این تطهیر با سنگ و کلوخ و پارچه و غیره در غیر مورد ضرورت به دلیل عدم ازاله کامل نجاست امری کاملاً روشن و بدیهی است. و به لحاظ نقل، علاوه بر حدیث مروی از علی علیه السلام از پیامبر اکرم(ص) که فرمود: «اذا استنجی احدکم فلیوتر بها وترا، اذا لم یکن الماء» (۱) که صریح در مشروعیت استنجاء با احجار به شرط فقدان آب است، حدیث صحیح جمیل بن دراج از امام صادق علیه السلام در شأن نزول آیه «إنّ الله یحبُّ التوابّین و یحبُّ المتطهّرین» که فرمود: «کان الناس یستنجون بالکرسف و الاحجار ثم احدث الوضوء و هو خلقٌ کریم فأمر به رسول الله ص و صنعه فانزل الله فی کتابه إن الله یحب التوابّین و یحب المتطهّرین» (۲)، نص است بر منسوخیت تطهیر با احجار و کرسف و غیره و وجوب طهارت با آب زیرا که در این حدیث مراد از وضو، استنجاء مخرج غائط با آب است که نظائر آن در روایات دیگری نیز استعمال شده و حدیث وارد از زراره از امام باقر علیه السلام در مورد حضرت امام حسین علیه السلام به این مضمون که: «کان الحسین بن علی ع یتمسح من الغائط بالکرسف و لا یغتسل» به دلیل تعارض با آیه شریفه و تعارض با روایت جمیل بن دراج و روایات دیگر که بر مبنای آنها استنجاء با آب از سنّت شمرده شده، باید توجیه و یا طرح شود. و الله اعلم بالصّواب.

سید محمد قائم مقامی
۲۶ تیرماه ۱۳۹۲

(۱)- الوسایل ج۱ ص ۱۶۳
(۲)- الوسایل ج۱ ص ۱۸۲

حکمت روز (۸۸۶)- حقیقت بازگشت از ایمان و کفر

آن کس که از ایمان به کفر بازمی‌گردد، هیچ گاه به حقیقت وارد فضای ایمان نبوده و آن کس که از کفر به ایمان بازمی‌گردد، هیچگاه به حقیقت وارد فضای کفر نبوده است یعنی که حکم آخر همان حکم اول است.

حکمت روز (۸۸۴)- اتحاد شگفت آور نظر و عمل و علم و ارزش

نخستین حکم علمی‌ و خبری عقل این است که: خدا هست و نخستین حکم ارزشی و عملی عقل این است که: خدا باید باشد. حال چنانچه عقلی را که می‌گوید خدا هست، نظری و عقلی را که می‌گوید خدا باید باشد عملی بدانیم، بلااشکال است لکن باید بدانی که عقلی که می‌گوید خدا هست همان عقل می‌گوید خدا باید باشد. حال در اتحاد شگفت آور نظر و عمل و علم و ارزش تأمل نما

حکمت روز (۸۸۳)- تقسیم بندی صحیح امر و نهی خداوند

امر و نهی خداوند را نمی‌توان به مولوی و ارشادی تقسیم کرد، زیرا که اگر مراد از اوامر مولوی، امر الزامی‌و مراد از اوامر ارشادی امر غیرالزامی‌باشد، هم امر به مستحبات شرعی که غیرالزامی‌و مولوی است آن را نقض می‌کند و هم امر به طاعت خداوند و اولیاء خدا که ارشادی و الزامی‌است، ناقض آن است بنابراین حق همان تقسیم امر و نهی به الزامی‌و غیرالزامی‌است نه مولوی و ارشادی مگر آن که مراد ما از اوامر مولوی آن دسته از اوامر الزامی‌و غیرالزامی‌باشد که مکلف عقلا” بر مناط آن ها واقف نیست و دلیل امتثال تنها صدور از ناحیه مولا است در برابر اوامر ارشادی که مراد از آن ها نیز آن دسته از اوامر الزامی‌و غیرالزامی‌است که مکلف به لحاظ عقل بر مناط آن ها وقوف دارد و دلیل امتثال، حکم عقل و ارشاد خداوند به این حکم است که با این تعریف برخلاف مشهور، لزوم امتثال در اوامر ارشادی، اشدّ است از لزوم امتثال در اوامر مولوی. فتدبر

حکمت روز (۸۸۲)- تعریف کار عقل و راهکار نیل به آن

کار عقل، دیدن حقیقت و برای بیشتر دیدن، رفتن به سوی آن است و مراد از دیدن همان نظر و مراد از رفتن همان عمل و عبادت است. بنابراین کارعقل، تنها نظر است و برای نیل به درجاتی بالاتر از آن، به سوی منظور حرکت می‌کند و عبادت همان حرکت به سوی معبود است.

حکمت روز (۸۸۱)- اقسام عقل

عقل، برخلاف نظر مشهور که به دو نوع نظری و عملی تقسیم می‌شود که کار یکی ادراک حقایق و کار دیگری تحریک به انجام فضائل است، در واقع تنها یک عقل است که کارش درک حقیقت و تحریک به سوی آن برای درک بیشتر حقیقت است. و اخلاق و فضیلت و عمل، همان سیر عقل به سوی حقیقت برای نیل به نظر، شهود و معرفت بیشتر است.

تاملات فقهیه (۱۷)- وجه جمع روایات معارض در باب نجاست و طهارت خمر

بسم الله الرحمن الرحیم
وجه جمع روایات معارض در باب نجاست یا طهارت خمر و مسکر در عین اتفاق بر حرمت شرب آن، نه حمل روایات نجاست بر استحباب طهارت ملاقی و نه حمل روایات طهارت بر تقیه و نه طرح روایات طهارت به دلیل شهرت فتوی در مورد نجاست و یا موافقت روایات نجاست با ظاهر کتاب و نه مناقشه در صحت اسناد روایات طهارت است، بلکه وجه جمع بازمی گردد به معنای نجاست و اینکه آن به دو نوع ظاهری مانند بول و غائط و منی و خون و مردار و نوع باطنی مانند سگ و خوک و کافر بدون تفاوت در ضرورت طهارت ملاقی با این دو نجاست، تقسیم می‌شود و از آنجا که نجاست خمر و بطور کلی مسکرات مایع از سنخ نجاست سگ و خوک و کافر است از این رو می‌توان روایات نافیه نجاست را حمل بر نجاست ظاهری و روایات مثبته نجاست را حمل بر نجاست معنوی نمود.

سید محمد قائم مقامی
۱ تیر ۱۳۹۱

حکمت روز (۸۷۹)- معرفی روزهای اسلام

روزهای اسلام، چهار روز است. نخست: روز بعثت که روز اعلام حقیقت است و دوم: روز غدیر که روز اعلام راهکار تداوم حقیقت است و سوم: روز عاشورا که روز فاجعه اعراض از حقیقت است و چهارم: روز ظهور که روز پیروزی نهائی و جهانی حقیقت است.

حکمت روز (۸۷۸)- وصفِ نبرد بزرگ تاریخی

نبرد بزرگ تاریخی، هرگز نبرد میان امامت و خلافت یا حتی امامت و سلطنت نیست بلکه این نبرد میان امامت داعی به نور و امامت داعی به نار و میان سلطنت حقّه الهیه و سلطنت باطله شیطانیه است.

حکمت روز (۸۷۷)- اسرار ایمان و کفر و ارتباط آن با موضوع ولایت

در عالم الست و هنگامی‌که خداوند فرمود: آیا من خدای شما نیستم؟ تا هنگامی‌که سخن از محمد و علی علیهم السلام به عنوان عظیم ترین نمایندگان و خلفاء خداوند در میان نبود، همگان از مؤمن و کافرو موحد و مشرک، ندای خداوند را با زبان و قلب اجابت کردند و به خدائی که نماینده ندارد یا نماینده اش معلوم نیست که کیست  لبیک گفتند و پس از ذکر نام مبارک محمد صلی الله علیه و آله که: آیا محمد رسول و نماینده من نیست؟ مؤمنان و موحدان همچنان با زیان و قلب این ندا را اجابت کردند و منافقان و مشرکان، زبانا” اجابت و قلبا” مردد و متوقف شدند و هنگامی‌که نام نامی‌ علی علیه السلام به عنوان خلیفه و وصی پیامبر(ص) به میان آمد که: آیا علی و اولاد او اولیاء شما نیستند؟ در این حال مؤمنان و موحدان و متواضعان همچنان با زبان و قلب و با شوقی نزدیک به ترقص ندای ولایت را اجابت کردند و در پیشگاه خداوند مؤمن شدند و منافقان و مشرکان و متکبران این ندا را زبانا” اجابت و قلبا” منکر و در پیشگاه خداوند کافر شدند. پس در اسرار ایمان و کفر و ارتباط آن با موضوع ولایت تأمل نما

حکمت روز (۸۷۶)- رابطه ی دنیا و آخرت با یکدیگر

دنیا و آخرت، دو هوو هستند که هرگز با یکدیگر جمع نمی‌شوند و در عین حال هرکس باید این دو هوو را داشته باشد، به این صورت که یکی تابع و تسلیم دیگری شده باشد: یا دنیا تابع آخرت شده باشد که خواسته و دعوت خداوند است یا آخرت به تبعیت دنیا درآمده باشد که خواسته و دعوت شیطان است.

حکمت روز (۸۷۵)- لزومِ انتخاب میانِ علی و حسین و مهدی ع یا دشمنان ایشان

جهان اهل سنت بلکه جهان بشریت باید میان علی بن ابیطالب(ع) و معاویه بن ابی سفیان که با یکدیگر جنگ کرده و یکدیگر را لعن کرده اند و میان حسین بن علی(ع) و یزید بن معاویه که یکی در برابر دیگری قیام کرده و به دست آن دیگری به شهادت رسیده و میان امام مهدی عج که بقیه آل محمد است و سفیانی که بقیه آل ابی سفیان است و با یکدیگر جنگ خواهند کرد، یک طرف را انتخاب کند: یا علی و حسین و مهدی علیهم السلام را یا معاویه و یزید و سفیانی علیهم لعائن الله را.

حکمت روز (۸۷۴)- تفاوت مِلک تکوینی و مِلک تشریعی

تفاوت مِلک تکوینی و مِلک تشریعی -و مراد از مِلک تشریعی، مِلک تکوینی حبّی ارادی در برابر مِلک تکوینی قهری است- در متواطی بودن ملک تکوینی و مشکک بودن ملک تشریعی است. یعنی که ملکیت تکوینی قهری مفهومی‌یکسان در تمام افراد آن و ملکیت تشریعی ذومراتب و قابل افزایش و کاهش و به لحاظ شدت و ضعف، متفاوت در افراد آن است.