آرشیو ماهانه: ژوئن 2017

حکمت روز (۸۵۵)- دو انحراف در تحلیلِ علم خداوند به اشیاء

در موضوع علم خداوند به اشیاء، دو انحراف وجود دارد. نخست: نفی علم ازلی به اشیاء حادث و دوم: اثبات علم ازلی به اشیاء همراه با اثبات معلومات ازلی برای خداوند و نظر حق در این مورد این است که بگوئیم: خداوند در ازل عالم به اشیاء است در رتبه حدوث نه در رتبه ازل یعنی در حالی که چیزی از شیئ در رتبه ازل نیست خداوند ازلا” به آن شیئ علم دارد. فتأمل

حکمت روز (۸۵۴)- پذیرش وجود نوعی ماجراجوئی است

موجود شدن و پذیرش وجود جنب ذات اقدس احدیت، امری است به غایت خطیر و مسئولیتی عظیم و چیزی است معادل نوعی ماجراجوئی زیرا که آن مستلزم یا سعادت ابد است و یا شقاوت ابد. و می‌دانید چه کسی ماجراجو نیست؟ پاسخ این است: آن کس که در کتم عدم و عالم امکان است و هنوز پا به عرصه موجودیت خارجی ننهاده است.

حکمت روز (۸۵۳)- آدمی، حقیقتی واحدِ ممتد است

آدمی‌در عین مرکب بودن از دو حیث، حقیقت واحد ممتدی است که حیث قریب به مبدأ در آن که حالت ذوبان دارد، روح و حیث بعید از مبدأ که حالت جمود دارد، جسم نامیده می‌شود. بنابراین می‌توان روح را جسم ذائب و جسم را روح منجمد دانست. فتدّبر

حکمت روز (۸۵۲)- لزوم ایجاد مسبب همانند سبب

بدان که ایجاد سبب ولو سبب تام، خود به خود منجر به پدید آمدن مسبب نمی‌شود بلکه مسبب نیز – اگر قرار است پدید آید – باید ایجاد شود همانگونه که سبب ایجاد شده است از این روست که ما خداوند را به مسبب نزدیک تر از سبب به آن می‌دانیم.

تاملات فقهیه (۱۳)- حکم نوشیدن آب برای روزه‌دار در صورت خوف تلف

بسم الله الرّحمن الرّحیم
در جواز نوشیدن آب برای روزه‌داری که از شدّت عطش، خوف تلف به او دست داده، اختلافی نیست زیرا که بر مبنای عمومات و قواعد مسلّم این امر روشن و بدیهی است و امّا اختلاف در دو مورد است، نخست اینکه آیا چنین موردی ملحق به ذوالعُطاش است که در نتیجه این شخص پس از نوشیدن آب دیگر مفطر است و بعداً نیز قضاء ندارد و تنها باید کفاره یک مد طعام را بپردازد و یا ملحق به ذوالعُطاش نیست و خود مورد خاصی است که بر مبنای آن شخص دارای بیماری عطش نیست لکن به صورت اتّفاقی عطش شدیدی که از آن خوف تلف حاصل شده برای او پدید آمده و پس از نوشیدن آب به قدر حفظ رمق و دفع خطر تلف، همچنان صائم است و با فرض دوم، در ضرورت و یا عدم ضرورت قضاء روزه برای چنین شخصی با مفروض بودن عدم ضرورت کفاره، اختلاف است. قبل از بررسی این دو اختلاف، به روایتی که در این باب وارد شده اشاره می‌کنیم. روایت مزبور از عمّار بن موسی ساباطی از امام صادق علیه‌السّلام در مورد شخصی است که هنگام روزه عطش شدید به او رسیده به گونه‌ای که خوف تلف به او دست داده و حضرت می‌فرمایند چنین شخصی به اندازه حفظ رمق، آب بنوشد و خود را سیراب نکند. این روایت در کافی و فقیه و تهذیب وارد شده و بر مبنای تهذیب و فقیه این گونه است: «عن عمّار بن موسیٰ السّاباطی عَن ابی عبدالله علیه‌السّلام فی الرّجل یصیبه العطش حتّیٰ یخاف علی نفسه، قال (ع): یشرب بقدر ما یمسک رمقه و لا یشرب حتّیٰ یروی» (تهذیب ج ۴ ص ۲۰۸ و من لا یحضره الفقیه ج ۲، ص ۱۰۴). این روایت در فروع کافی ج ۴ ص ۱۱۸ با تفاوت «یصیبه العُطاش» به جای «یُصیبه العطش» وارد شده که با قرینه حدیث دیگری در این باب از مفضل بن عمر از امام صادق (ع) در مورد دختران و پسران تازه بالغی که به دلیل عطش قادر بر روزه نیستند و حضرت در آنجا نیز می‌فرماید: «فلیشربوا بقَدر ما یروی به نفوسهم و ما یحذرون»، کلمه عطش، صحیح است و یا می‌توان گفت مراد راوی از عُطاش که بیماری عطش دائمی است، همان عطش اتّفاقی است. لازم به ذکر است که این روایت را مرحوم کلینی در بابی با عنوان «الشّیخ و العجوز یضعفان من الصّوم» و مرحوم شیخ صدوق با عنون «ما جاء فیمن یضعف عن الصّیام من شیخ او شاب او حامَل او مرضع» و مرحوم شیخ طوسی در بابی با عنوان «العاجز عن الصّیام» نقل کرده و این مورد را به لحاظ باب از باب شیح و شیخه ذوالعٰطاش جدا نکرده‌اند لکن مرحوم شیخ حر عاملی این روایت را در وسایل ج ۴ ص ۱۰۹ در بابی جداگانه تحت عنوان «بَابُ أَنَّ الصَّائِمَ إِذَا خَافَ التَّلَفَ مِنَ الْعَطَشِ جَازَ لَهُ الشُّرْبُ بِقَدْرِ مَا یُمْسِکُ الرَّمَقَ وَ لَمْ یَجُزْ لَهُ أَنْ یَشْرَبَ حَتَّى یَرْوَى» نقل کرده و این نقل جداگانه دلیل بر این مطلب است که از نظر مؤلف وسایل میان این مورد و مورد ذوالعُطاش تفاوت موضوعی وجود دارد.
از جمله علمای دیگری که قائل به تفاوت میان این دو مورد هستند مرحوم علّامه مجلسی است که ایشان در مرأت العقول ذیل این حدیث می‌گوید: ظاهراً روایت عمّار در مورد کسی است که عطش به صورت اتّفاقی به او رسیده و دارای بیماری دائمی عطش نیست در حالیکه ظاهر اخبار مربوط به پرداخت فدیه از جانب عاجزی که روزه خود را افطار کرده، در مورد کسی است که بیماری تشنگی دارد. همچنین از علمای معاصر محمدجعفر شمس‌الدین در تعلیقـه اش بر تهذیب الاحکام ذیل این حدیث می‌گوید: «والظّاهر أنَّ الحدیث سیق لبیان حکم من اصابه العطش اتّفاقاً من غیر أن یکون فیه داء العُطاش و لذا قیّد اباحه الشرب له بما یرفع به خوف الهلاک عن نفسه». و از جمله کسانی که به اتّحاد موضوعی ذی العُطاش و این مورد گرایش دارد، مرحوم صاحب المدارک است که در این کتاب در پاسخ به این پرسش که آیا ذی العُطاش در شرب آب تنها باید به قدر ضرورت اکتفاء کند یا می‌تواند خود را سیراب نماید می‌گوید در این مورد دو قول است، نخست قولی که با استناد به همین روایت عمّار قائل به شرب در حدّ رفع ضروت و خطر است و دیگر مختار اکثر علماء که بر مبنای اطلاق سایر اخبار قائل به جواز نوشیدن کامل آب توسط ذی العُطاش هستند و آنگاه ایشان خود قول اوّل را احوط و در نتیجه موضوع مورد بحث را از جنس موضوع ذی العُطاش می‌داند. و به نظر ما قول صحیح همان قول به تفاوت این مورد که در آن تنها باید در شرب آب به قدر ضروت و سدّ رمق اکتفا کرد و مورد ذی العُطاش که بنابر مختار اکثر علماء این قید وجود ندارد، می‌باشد. و امّا در مورد اختلاف دوّم و اینکه با مفروض بودن تفاوت این مورد با موضوع ذی العُطاش آیا چنین شخصی پس از شرب آب در حدّ ضرورت، همچنان روزه‌دار محسوب می‌شود و بر او قضا واجب نیست و یا اینکه این شخص پس از شرب در حدّ ضرورت، دیگر صائم نیست و تنها باید تا مغرب امساک کند و بعداً قضا بجا آورد، روایت عمّار و همچنین روایت مفضّل بن عمر ساکت است و در این مورد هر چند برخی با استناد به سایر عمومات مربوط به ضرورت قضاء برای مفطر، قائل به وجوب قضاء بدون فدیه هستند برخلاف ذوالعُطاش که در مورد او فدیه بدون قضا واجب است، و هر چند به نظر ما نیز این قول با احتیاط منطبق است با این حال نمی‌توان قول به وجوب قضاء در این مورد را امری اجماعی و مخالف آنرا خارق اجماع چه برسد به مخالف ضروری دین دانست. والله اعلم بالصّواب

۱ مرداد ۱۳۹۲
سیّد محمّد قائم مقامی

حکمت روز (۸۵۱)- علت ورود به بهشت و دوزخ

بدان که نه وجود بهشت علت ورود به آن است و نه وجود دوزخ علت ورود به آن بلکه انتخاب بهشت در حالی که ممکن بود دوزخ انتخاب شود و انتخاب دوزخ در حالی که ممکن بود بهشت انتخاب شود علت ورود به آن دو است.

حکمت روز (۸۵۰)- عمق جریان خلافت باطل

باطن، اعم است از باطن حق و باطن باطل. بنابراین نباید پنداشت که جریان خلافت حقه الهیّه مبتنی بر ظاهر و باطن و جریان خلافت باطل شیطانیه جریانی تنها مبتنی بر ظاهر بوده بلکه هردو جریان مبتنی بر ظاهر و باطن بوده اند.

حکمت روز (۸۴۹)- تقسیم بندی حقیقی آدمیان

رابطه اسلام و ایمان به لحاظ ظاهر، عموم و خصوص من وجه و یا عموم و خصوص مطلق و در واقع رابطه تساوی است. بنابراین هرچند آدمیان به لحاظ ظاهر و اسم به مسلمان، مسیحی، یهودی، زرتشتی، بودائی، هندو و غیره تقسیم می‌شوند لکن در حقیقت آنان تنها به مؤمن و کافر یا مسلمان و کافر تقسیم می‌شوند.

حکمت روز (۸۴۸)- در مورد ولایت مطلقه فقیه

قید «مطلقه» در ولایت مطلقه فقیه، قید احترازی نیست که دو ولایت باشد که یکی از آن دو مطلقه و دیگری غیر مطلقه فرض شود، بلکه قید تبیینی است یعنی که ماهیت ذاتی ولایت، اعم از ولایت اصلیه متجلی در چهارده معصوم علیهم السلام و یا ولایت ظلیّیّه متجلی در شیعیان و تابعان کامل آن حضرات، همان مطلقه بودن آن است و این تعبیر ربطی به اصطلاح رایج سیاسی در مورد سلطنت های مطلقه و مشروطه ندارد، زیرا که ولایت در عین مطلقه بودن به شدت مشروطه است، لکن نه در مطلقه بودنش شبیه سلطنت های مطلقه است و نه در مشروطه بودنش شبیه سلطنت های مشروطه، زیرا که مراد از مشروطه بودن ولایت، مشروط بودن آن در واقع و نفس الامر به حاق حکم الله و امرالله و مراد از مطلقه بودن آن، مشروط و مقید نبودن ولایت الهی به فهم و استنباط این و آن از احکام الله و در صورت تعارض، حاکمیت فهم و حکم ولی بر فهم و حکم غیرولی است.

حکمت روز (۸۴۷)- وصف دیدار وجه الله

جمال و جلال یا زیبائی و شکوه، دو صفت اصلی خداوند و سایر صفات فرع بر این دوست از این رو چنانچه از کسی که وجه الله یا همان ذات متجلی برای غیر را دیدار کرده، پرسیده شود چه دیدی؟ خواهد گفت: زیبائی در زیبائی و شکوه در شکوه و زیبائی در شکوه و شکوه در زیبائی و امثال این تعابیر.

حکمت روز (۸۴۶)- دین و دنیا، هرکدام ثمن دیگری و مثمن دیگری است

دین و دنیا، هرکدام ثمن دیگری و مثمن دیگری است و آدمی‌مختار است که دنیا را مثمن قرار دهد و با بیع آن، ثمنش را که دین است دریافت نماید که این یعنی خداپرستی و نجات و بهشت و یا دین را مثمن قرار دهد و با فروش آن، ثمنش را که دنیاست دریافت نماید که این یعنی دنیاپرستی و هلاکت و دوزخ.

حکمت روز (۸۴۵)- نماز و نیکوکاری لازمه ورود به بهشت

آنچه آدمی‌ را شایسته ورود به بهشت می‌کند نیکوکاری است همراه نماز و نماز است همراه نیکوکاری. بنابراین دو شخص محروم از بهشت خواهند بود. نخست: کسی که میگوید نیکوکاری کفایت از نماز می‌کند و خداوند نیازی به نماز ندارد و دوم: کسی که می‌گوید نماز کفایت از هر چیز می‌کند و با وجود نماز به چیز دیگری نیاز نیست.

تاملات فقهیه (۱۲)- عدم جواز بقاء بر تقلید از میت

بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد جواز و یا عدم جواز بقاء بر تقلید از میت اقوالی است همچون جواز بقاء مطلقا و عدم آن مطلقا و وجوب و جواز آن در بعضی از صور و حق آن است که تقلید از میت مطلقا و در هیچ صورتی جایز نباشد زیرا که اجماع و اتفاق علمای شیعه بر عدم جواز تقلید ابتدایی از میت است و از سوی دیگر تفصیل میان تقلید ابتدایی و استمرار در تقلید و بقاء بر آن فاقد دلیل عقلی و شرعی و عرفی است زیرا که عقل و شرع و عرف هرگز میان فقیهی که یک لحظه پیش فوت شده و انسان مدتی از او تقلید می کرده با فقیهی که هزار سال پیش، از این جهان رحلت کرده تفاوتی نمی بیند، بنابر این تمام ادله منع از تقلید ابتدایی بر منع از بقاء بر تقلید نیز دلالت دارد و چنانچه منع از تقلید ابتدایی با این ادله اثبات شود، منع از استمرار تقلید نیز ثابت خواهد شد و اما در مورد عدم جواز تقلید از میت مطلقا افزون بر ادله ای که تاکنون اقامه شده می توان گفت اساس مذهب اهل بیت علیهم السلام بر رجوع به حجت حی است و هر چند رجوع به اقوال و آثار و فتاوی حجت در گذشته چه این حجت، امام معصوم باشد و چه خلیفه و نایب او، نوعی رجوع به حجت است ولکن هرگز مجزی از رجوع به حجت حی نیست، بنابر این حتی در آنجا که رجوع به کتب احادیث و فقه را از مصادیق رجوع به راویان و فقیهان بدانیم و حجیت فتوای فقیه را با فوتش خاتمه یافته ندانیم، این رجوع هرگز مجزی از رجوع به رواه حی که همان فقها و نایبان حی امام زمان عجل الله تعالی فرجه هستند، نمی باشد، همانگونه که نفس رجوع به احادیث ائمه اطهار علیهم السلام که نوعی رجوع به آن حضرات است مکفی از رجوع به امام حی معصوم نمی باشد.

والحمد لله رب العالمین
۲۸ مهرماه ۱۳۸۴
سید محمد قائم مقامی

حکمت روز (۸۴۴)- شرط دیدن خوب خوبان

اگر قرار است چشمی‌به روی حقیقت باز شود، این چشم باید به روی خوب ها و مشروع ها بسته شود، چه رسد به بدها و نامشروع ها. یعنی که اگر می‌خواهی خوبِ خوبان را ببینی باید خوب ها را به نفع آنچه خوب تر است ترک نمائی.

حکمت روز (۸۴۳)- روش صحیح در موضوع معرفه الله و توحید

همانگونه که در مورد فعل خداوند، لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین، صحیح است، همچنین در موضوع معرفه الله و توحید، لاتشبیه و لاتعطیل بل امربین الامرین، صحیح است. و مراد از تشبیه، توصیف خودبنیاد خداوند و مراد از تعطیل، سکوت خود بنیاد در مورد خداوند است.