آرشیو ماهانه: دسامبر 2016

حکمت روز (۶۷۰)- تعبیر نسبت حرکت انسان به حرکت زمان

نسبت حرکت انسان به حرکت زمان از سه حال خارج نیست: این نسبت یا عقب افتادن از زمان است یا همراه زمان بودن و یا پیش افتادن از زمان. عقب افتادن از زمان همان خسران و هلاکت و محکوم شدن توسط زمان است، همراه بودن با زمان مقام اصحاب الیمین و اهل نجات است و پیش افتادن از زمان مقام سابقان و عارفان و مقام صاحب الزمانی است.

حکمت روز (۶۶۹)- جبران مافات، اصلی ترین مفهوم گریه بر امام حسین (ع)

اصلی ترین مفهوم گریه ی بر امام حسین علیه السلام، تلاش برای جبران مافات است زیرا که انسان با احساس تقصیر خود در وقوع این فاجعه ی عظمی و گریه بر این تقصیر از خداوند می خواهد و متعهد می شود که دیگر در این مورد تقصیر نکند.

حکمت روز (۶۶۷)- شرط بازیافت ماهیت خندان هستی

ذات وجود، جشن و خنده است، با خیانت انسان و شهادت حضرت امام حسین علیه السلام، جشن به صورت بالعرض تبدیل به ماتم و خنده تبدیل به گریه شد. اینک برای آن که هستی، بار دیگر ماهیت خندان خود را باز یابد باید بر ماهیت گریان آن واقف شد و به علامت این وقوف به صورت ارادی و خودآگاه بر مصیبت گریست و با جبران مافات باردیگر به بهشت وجود وارد شد.

حکمت روز (۶۶۶)- نگاه عالمانه و نگاه جاهلانه به مسئله وراثت در حکومت

تفاوت وراثت در مورد حکمت و حکومت با وراثت در مورد اموال ظاهری این است که وراثت در مورد دومی علی الاطلاق و در مورد اولی در صورت قابلیت و لیاقت است. در نگاه جاهلانه، حکومت همچون اموال ظاهری در نسل و ذریه کسی که به حکومت رسیده، ادامه پیدا می کند و در نگاه عالمانه حکومت که منصبی الهی است در صورت قابلیت ذریه برای آنان نیز قرار داده می شود.

حکمت روز (۶۶۵)- اشک بر امام حسین (ع)، حماسه و منشأ پدید آمدن سایر حماسه هاست

این که در مورد نهضت ابا عبدالله الحسین علیه السلام بگوئیم این نهضت دارای دو بعد اشک و حماسه است هر چند سخن درستی است لکن خالی از تسامح نیست زیرا که بر مبنای سخن دقیق، اشک بر مظلوم آن هم مظلومی همچون امام حسین علیه السلام، خود عین حماسه و منشأ پدید آمدن سایر حماسه هاست.

حکمت روز (۶۶۴)- امر آدمی دائر میان “عصمت و خذلان” و “حماسه و رسوایی” است

امر آدمی دائر میان عصمت و خذلان و حماسه و رسوایی است، عمل مبتنی بر عصمت، حماسه است حتی آن جا که شخص معصوم بر شهیدی مظلوم اشک می ریزد و عمل مبتنی بر خذلان، رسوایی است حتی آن جا که شخص مخذول به خیال خود در راه خداوند جهاد می کند و کشته می شود.

حکمت روز (۶۶۳)- نبرد منطقه ی ما، نبرد میان دو تفسیر الهی و شیطانی از اسلام است

اکنون، نبرد منطقه ی ما نه میان این فرقه و آن فرقه و نه میان این دین و آن دین، بلکه میان دو تفسیر الهی و شیطانی از تنها دین عالم یعنی اسلام است که تفسیر الهی آن موسوم به اسلام ناب و اسلام ولایی، و تفسیر شیطانی آن موسوم به اسلام آمریکایی و اسلام وهابی و تکفیری است.

حکمت روز (۶۶۱)- وجود معانیِ حق متعدد برای آیه مبارکه ی «لایسئل عما یفعل و هم یسئلون»

آفرینش فرایند دعوت متقابل و مطالبه ی متقابل میان آفریدگار و آفریده و از این رو فرایند مسئولیت متقابل میان خداوند و خلق است و آیه ی مبارکه ی «لایسئل عما یفعل و هم یسئلون» که ظاهر آن اثبات عدم مسئولیت برای خداوند و مسئولیت برای خلق است، باید به انواع معانی حق دیگری همچون حمل سؤال از فعل خدا به اعتراض به فعل خداوند و یا مسئولیت به معنای پاسخ گویی در برابر مقام ما فوق و امثالهم حمل شود.

حکمت روز (۶۶۰)- علائم و شرایط اعظم ظهور حضرت ولی عصر (عج)

میان علائم الظهور اعظم علائم صیحه و ندای آسمانی داعی به ایمان و ولایت و صیحه و ندای شیطانی داعی به کفر و عداوت است و میان شرایط الظهور، اعظم شرایط، اجابت صیحه ی آسمانی و تشکیل دولت حقه قبل از دولت مهدوی و اجابت صیحه ی شیطانی و تشکیل دولت باطل قبل از دولت سفیانی است.

حکمت روز (۶۵۹)- پرسشی بی پاسخ در رابطه با مرحوم هانری کربن

«فلسفه ی غرب» آن گاه «تصوف شرق» آن گاه «فلسفه ای آمیخته با تصوف» آن گاه «حکمت ناب شیعه» به ترتیب منازلی بود که مرحوم هانری کربن آن ها را در جستجوی حقیقت و معرفت یکی پس از دیگری طی کرد و سرانجام در منزل حکمت ناب شیعی به مقصد خود رسید و از آن عبور نکرد. حال آیا مرحوم کربن این آمادگی را داشت که برای دریافت بیشتر حکمت شیعه که آن را متمثل در نهضت علمی و حکمت باطنی مرحوم شیخ احمد احسائی یافت، آن را به حکومت و درگیری ناب شیعی که متمثل در قیام و فقاهت امام خمینی رضوان الله علیه بود، پیوند زند و به این حقیقت که لازمه ی آن حکمت این حکومت است اذعان نماید؟ پرسشی است که مرگ مرحوم کربن درست در آستانه ی انقلاب اسلامی و تشکیل حکومت شیعی، آن را بی پاسخ گذاشت.

حکمت روز (۶۵۸)- شرط تداوم حضور در جشنِ وجود

وجود، جشن حضور و بزرگداشت خداوند است و دین، آداب ورود به جشن و استفاده از آن است. آن کس که آداب جشن را مراعات می کند، اذن ورود به آن و استفاده از آن را می یابد و آن کس که در عین پذیرفتن وجود، آداب آن را مراعات نمی کند از جشن اخراج و به ماتم کده ابدی فرستاده می شود.