آرشیو ماهانه: نوامبر 2016

حکمت روز (۶۴۲)- مشکل بزرگ حکمت اصطلاحی

حکمت حقیقی، درک این همانی ها و این نه آنی هاست. مشکل بزرگ حکمت اصطلاحی که سیری در عالم مفاهیم است، متفاوت پنداشتن دو مفهوم واقعاً متحد و یکی دانستن دو مفهوم واقعاً متفاوت است.

حکمت روز (۶۴۰)- روبرو بودن هر موجود ابتدائا با رحمانیت و ثانیا با رحیمیت یا مغضوبیت خداوند

شریعت، یعنی امر به محبوبها و نهی از مبغوضها از مصادیق رحمت رحمانیه و امتثال شریعت، یعنی اتیان محبوبها و ترک مبغوضها، از مصادیق رحمت رحیمیه و عدم امتثال شریعت، یعنی ترک محبوبها و اتیان مغبوضها از مصادیق مغضوبیت است به این ترتیب هر موجودی بدون استثناء اولاً با رحمانیت خداوند و ثانیاً  یا با رحیمیت و یا با غضبیت خداوند روبروست.

حکمت روز (۶۳۹)- مجرای تبدیل خلافت علی (ع) به خلافت فلان و فلان مانند مجری سایر گناهان است

این که عامه تبدیل ولایت و خلافت امیرالمؤمنین علی علیه السلام به ولایت و خلافت فلان و فلان را از مصادیق الامر یحدث بعد الامر می دانند، سخن کاملاً صحیحی است زیرا که در مورد تمام گناهان ما جری از همین قرار و فعل گناه از مصادیق امری است که پس از امر اول که امر به طاعت است واقع شده است.

حکمت روز (۶۳۸)- تفسیر سخن نورانی پیامبر اکرم (ص) که «ما بعد الموت من مستعتب»

سخن نورانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، مبنی بر عدم امکان استعتاب و رضا جوئی بعد از مرگ که فرمود: «ما بعد الموت من مستعتب» محمول است بر مشکل و دشوار بودن این امر در عالم پس از مرگ و هشدار و توصیه به وقوع آن در این عالم و نه محال بودن ذاتی استعتاب و عذرخواهی در عوالم بعد زیرا که بر مبنای دلیل محکم عقلی، اختیار و انتخاب هیچ گاه از موجود منفک نیست و دلیل خلود کافران در جهنم این است که آنان ابداً حاضر نیستند خداوند را بر خود انتخاب کنند و جز به صورت ظاهری و زبانی از او عذرخواهی نمایند.

حکمت روز (۶۳۷)- عصمت حقیقتی متواطی و معصوم پدیده ای مشکک است

عصمت به لحاظ خود عصمت حقیقتی متواطی و به لحاظ صاحب آن، حقیقتی مشکک و ذو مراتب است. یعنی که عصمت وقتی در موردی تحقق می یابد با عصمت در موردی دیگر متفاوت نیست لکن صاحب عصمت با صاحب عصمت دیگر به لحاظ گستره و ضیق موارد تعلق عصمت، با یکدیگر متفاوتند. به این ترتیب عصمت و عصمت تر وجود ندارد لکن معصوم و معصوم تر وجود دارد.

حکمت روز (۶۳۶)- حقیقت اطلاق لفظ وجود هم بر خداوند و هم بر خلق

اطلاق لفظ وجود بر خداوند و خلق نه از باب اشتراک لفظی است و نه اشتراک معنوی و نه از باب حقیقت و مجاز بلکه از باب الحقیقه بعد الحقیقه است یعنی که لفظ وجود بر عنوان خداوند وضع شده که به آن وجود حق گفته می شود آن گاه بر فعل خداوند و اثر فعل که به آن ها وجود مطلق و وجود مقّید گفته می شود، واقع شده است.

حکمت روز (۶۳۵)- پاسخ این پرسش که آیا می توان خداوند را دید یا نه

پاسخ این پرسش که آیا می توان خداوند را دید یا نه، هم منفی است و هم مثبت. منفی است آن جا که مراد از دیدار، دیدار با چشم سر و یا دیدار کنه ذات باشد، و مثبت است آن جا که مراد از دیدار دیدار وجه و جلوه و اسم و آیت باشد لکن باید دانست که دیدار وجه و جلوه و آیت، دیدار این امور نیست بلکه دیدار ذاتی است که در وجه و جلوه و آیت خود متناسب با ظرفیت بیننده برای او ظاهر شده است.

حکمت روز (۶۳۴)- رؤیت آیت تنها راهِ رؤیت ذات است

وقتی خداوند در شأن حضرت مصطفی ص می فرماید: «لقد رأی من آیات ربه الکبری » نباید صوفی اکی بلند شود و بگوید: مصطفی آیات می دید و ما ذات می بینیم زیرا که برای رویت ذات هیچ راهی جز رؤیت آیت نیست به این دلیل که وقتی از رؤیت کننده آیت پرسیده شود چه می بینی نمی گوید آیت می بینیم بلکه می گوید دارم او را می نگرم زیرا که آیت تماماً فانی و مندک و متلاشی در ذی الایه است.

حکمت روز (۶۳۳)- شرح مطالبه ی رویت خداوند از سوی حضرت موسی (ع) در «رب ارنی انظر الیک»

مطالبه ی رویت در «رب ارنی انظر الیک» که حضرت موسی علیه السلام از خداوند درخواست نمود، قطعاً نه مطالبه ی رؤیت با چشم سر بوده و نه مطالبه ی رؤیت کنه ذات که تنها برای ذات میسر است، بلکه مطالبه ی رؤیتی بوده بالاتر از حد طاقت درخواست کننده ولو میسور برای دیگری. یعنی که حضرت موسی علیه السلام دیداری را طلب نموده که آن دیدار حد و شأن حضرت خاتم الانبیاء محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و حضرت علی مرتضی علیه آلاف الثناء بوده .

حکمت روز (۶۲۸)- با وجود تقسیم بندی هستی به قدیم و حادث، جز هستی قدیم، چیز دیگری نیست

بدان که هستی، قدیم و وجه آن حادث است و از آن جا که وجه شیء تماماً مندک و فانی و متلاشی در ذات شیء است، از این رو هستی حادث که وجه هستی قدیم است، تماماً فانی و مندک و متلاشی در هستی قدیم است بنابراین هر چند در بادی نظر هستی به هستی قدیم و حادث منقسم است لکن از منظر دقیق جز هستی قدیم، چیز دیگری نیست لا اله الا الله وحده وحده وحده.