آرشیو ماهانه: سپتامبر 2016

حکمت روز (۵۸۳)- رمز و راز عدم دفع منافقین توسط پیامبر اکرم (ص)

هر چند کفر تاویلی اشد از کفر تنزیلی و عداوت مشرک خفی و منافق اشد از عداوت مشرک جلی و کافر است، با این حال هنگامی که دعوت نبوی صورت می پذیرد و امر دائر می شود که آدمیان ظاهراً و باطناً منکر این دعوت باشند و یا تنها باطناً دعوت را انکار کنند، صاحب دعوت، دومی را ترجیح می دهد و تبدیل منکر علنی به منکر باطنی را گثامی بلند در راه اجابت نهایی دعوت خود می داند و این است رمز و راز عدم دفع منافقین توسط پیامبر اکرم ص.

 

حکمت روز (۵۸۲)- ذکر دو محمول برای وصف قلت علم در «و ما اوتیتم من العلم الا قلیلاً»

آن کس که می داند خداوند هست و به اقتضاء « شهد الله انه لا اله الا هو» در ردیف خداوند و فرشتگان به وحدانیت خداوند شهادت می دهد، چگونه ممکن است علمش قلیل باشد؟ بنابراین وصف قلّت علم در «و ما اوتیتم من العلم الا قلیلاً» یا محمول است بر قیاس علم حادث به موجودیت خداوند نسبت به علم قدیم به این موجودیت یا محمول است بر عدم علم به وحدانیت خداوند و یا عدم استشعار نسبت به این علم. و الله اعلم.

 

حکمت روز(۵۷۹)- نتیجه مشاهده توام کمال و نقص حادث در مخلوقات، انحصار وجود برای خداست

مخلوق، مرکب از کمالی حادث و نقصی حادث است. کمالش مندک در کمال قدیم و نقصش مندک در نقص قدیم است و مراد از کمال قدیم همان هستی مطلق و واجب الوجود و مراد از نقص قدیم همان نیستی مطلق و ممتنع الوجود است. پس صحیح است که جز حضرت واجب و کمالش یعنی جز خداوند و نورش چیز دیگری نیست. کما قال المعصوم علیه السلام و لیس الا الله و نوره و فعله.

 

حکمت روز (۵۷۸)- ملاک الهی و شیطانی بودن دینِ نزدِ مردم

دین، تنها دو دین است. نخست: دینی عندالله که نامش اسلام و نماینده اش علی علیه السلام و خصوصیتش، ولایت است و دیگر: دینی نزد شیطان که آن هم نامش اسلام لکن نماینده اش معاویه بن ابی سفیان و خصوصیتش، عداوت است. آن چه نزد مردمان به عنوان دین وجود دارد. به میزان نزدیکی و دوری نسبت به این دو دین، الهی و شیطانی است.

 

حکمت روز (۵۷۷)- وجود مبارک علی (ع)، صورت خاص خداوند در عالم امکان است

تمام عالم امکان، صورت هایی است که نقاش ازل سبحانه و تعالی آن ها را ترسیم فرموده و در میان این صورت ها، یک صورت را به عنوان صورت خود قرار داده و آن صورت انسان کامل است و در میان انسان های کامل، یک صورت را به طور خاص به عنوان نقش ویژه و پرتره خود قرار داده و آن صورت خاص که پرتره خداوند محسوب می شود همانا وجود مبارک حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام است.

یادداشتی بر کتاب ارض ملکوت در موضوع عالم هور قلیا

بسم الله الرحمن الرحیم

 

مرحوم هانری کربن، این اندیشمند جستجوگر حقیقت که امید است در این عالم یا عوالم بعد، مشرف به اسلام و مذهب حقه تشیع شده باشد، در موضوع بسیار مهم زمان و زمین معنوی یا تاریخ و جغرافیای لطیف و مثالی که در واقع همان زمان و زمین عالم هور قلیاست در کتاب با ارزش “ارض ملکوت” تحقیقات و مطالب زیبایی دارد همراه با مقداری شبهه و اشتباه. کربن در آن کتاب می گوید: “اعصار عالم معنوی به تمام معنی چیزی است به غیر از عصرهای جهان خارجی و بیرونی، یعنی دنیای تاریخ اجتماعی-سیاسی یا جهان مورد بحث در زمین شناسی. اعصار عالم معنی، تاریخی به شیوه ویژه خود دارند که بذاته تاریخ مثالی می باشد” و می گوید “ما در باب همین تاریخ بود که گفتیم نه اسطوره است نه تاریخی به مفهوم متداول این کلمات، بلکه تاریخی است از حوادث حقیقی، واجد آن نوع حقیقت که ویژه آن حوادث است، حقیقتی واقع در مرتبه ای غیر از مرتبه حوادث خارجی این جهان ما و حقیقتی که تاویل و تفسیر باطنی آن را، چون مجاز و کنایت، حوادث حقیقی می شمارد. این حوادث حقیقی با پیوندهایی که آنها را به یکدیگر می پیوندد، در عالم لطیف نفس، در دنیای ملکوت، جهان خیال و المثال به وقوع می پیوندد”. در جای دیگر همان کتاب در مورد عالم هور قلیا که زمینش، زمین ملکوت و زمانش، تاریخ مثالی است می گوید: “جهان هور قلیا، در حقیقت عالمی است که حوادث معنوی واقعی، ولی وابسته به واقعیتی که همان واقعیت عالم جسمانی نیست، در آن روی می دهد، واقعیتی که وقایعنامه ها ثبت و ضبط نمی کنند تا از آن تاریخ بسازند، زیرا در اینجا حادثه از هر گونه مادی ساختن تاریخ بالاتر می رود. جهانی است خارجی که با این حال جهان جسمانی نیست. جهانی که به ما می فهماند که می توان از فضای محسوس خارج شد، بدون اینکه در عین حال از عرصه فضا بیرون رفت و باید از زمان متجانس تاریخ و وقایعنامه ها خارج شد تا در زمان کیفی وارد گردید که تاریخ روح است”. ارض ملکوت صفحه ۴۱

 

اشتباه مرحوم کربن به دلیل انس ذهنی ایشان با اندیشه و فلسفه غرب، در عین توجه خاص به حکمت شیعه و تلاش مشکور ایشان برای معرفی این حکمت به جهان، غفلت از ماهیت واقعی آن و غفلت از جهاد و رسالت بزرگ شیعه به دنبال جهاد و رسالت تمام پیامبران و اولیاء خداوند، برای ظاهر ساختن تدریجی عالم هور قلیا که پس از هبوط حضرت آدم، غیب و با ظهور حضرت امام زمان (عج) مجددا ظاهر خواهد شد، می باشد. مرحوم کربن گویی توجه ندارد که تمام ظهورهای معنوی و مثالی و هور قلیایی مانند بعثت انبیاء در عین حال ظهورهای تاریخی و مشمول وقایعنامه ها بوده و معنای به رسمیت نشناختن حاکمیت موجود جهان از جانب شیعه، جهاد برای استقرار حاکمیت موعود و تبدیل زمین و زمان ناسوتی متاثر از حاکمیت طاغوت به زمین و زمان ملکوتی متاثر از حاکمیت معصوم است که لازمه این امر ظهور شیعه مانند ظهور انبیاء در صحنه تاریخ و درگیر شدن در عرصه سیاست است. فیلسوف اندیشمند ما که به میزان شگفت آوری، برتری حکمت معنوی شیعه نسبت به فلسفه عقل گرای غرب و تصوف دل گرای شرق را درک کرده، گویی هیچ تصور و تصدیقی از این درگیری و ورود تاریخی ندارد و هرگونه تداخل میان تاریخ مثالی و حقیقی با تاریخ ظاهری و محسوس را، امری ناپسند و خلاف روح شیعه میداند و از منظر او گویی عالم محسوس کنونی که به دلیل غیبت عالم معنوی، عالم بدی است، باید الی الابد به همین صورت باقی بماند و ما در حالیکه در عمل از مزایای این عالم بد استفاده می کنیم، تنها در عالم ذهنمان بیاد عالم خوب که عالم ظهور و حقیقت است باشیم و با ظرافت و لطافت تمام بدان بیاندیشیم و درباره آن سخن بگوییم و فضای درونمان را از این حقیقت، سرشار و روشن سازیم. مرحوم کربن از این نکته غافل است که شیعه علاوه بر سخن گفتن در مورد حقیقت و روشن سازی فضای درون، اهل قیام برای حقیقت و روشن سازی فضای برون است و جهاد عظیم شیعه با طاغوت درون، خواه ناخواه او را به جهاد با طاغوت برون می کشاند و سرّالسّر برتری معنویت بی نظیر شیعه نسبت به معنویاتهای شرقی و غربی و تمایز آن از گنوستی سیزم و میستی سیزم های قدیم وجدید نیز تنها در این نکته است.

 

 

 

سید محمد قائم مقامی

 

تاریخ نگارش اولیه: چهارم فروردین ۱۳۹۲

 

تاریخ بازنگری: شانزدهم شهریور ۱۳۹۵

 

 

 

حکمت روز (۵۷۳)- صفات منفی و نقصی نیز همچون صفات مثبت و کمالی دال بر وجود خداوند هستند

 

از سخن نورانی حضرت علی علیه السلام که فرمود: «بتشعیره المشاعر عرف آن لا مشعرله» فهمیده می شود که نه تنها صفات مثبت و کمالی همچون علم و نور و زیبایی، دال بر وجود خداوند هستند بلکه صفات منفی و نقصی همچون جهل و ظلمت و زشتی نیز دال بر وجود اقدس اوست، زیرا که اگر با نظر به علم و نور و زیبایی حادث و محدود دانسته می شود که علم و نور و زیبایی قدیم و نامحدود وجود دارد، همچنین با نظر به جهل و ظلمت و زشتی موجود دانسته می شود که قطعاً ذاتی که جاهل  و ظلمانی و زشت نیست نیز وجود دارد و آن همان خداوند است سبحانه و تعالی.

 

حکمت روز (۵۷۱)- معنی وحدت وجود از حیثی ناقص و از حیث دیگر باطل است

اگر مراد از وحدت وجود، انفراد خداوند در وصف وجود است همان گونه که ذات اقدسش در سایر اوصاف کمالیه، منفرد است، در این صورت بازگشت وحدت وجود به توحید صفاتی و معنایی صحیح است با حصری غلط زیرا که  اگر وحدت وجود به این معنی صحیح است وحدت علم و وحدت حیات و وحدت قدرت و غیره نیز صحیح است و دلیلی بر حصر وجود ندارد و اگر مراد از وحدت وجود، وحدت میان واجب و ممکن و حق و خلق است، سخنی لغو و باطل است زیرا که مبنای آن، اصیل و حقیقی دانستن توأمان دو چیز است که اصالت هر کدام نافی اصالت دیگری است.

 

حکمت روز (۵۷۰)- با وجود کلمه محکم لا اله الا الله نیازی به کلمه معیوب وحدت وجود نیست

مدلول کلمه ی مبارکه ی لا اله الا الله این است که همان گونه که اله و معبود و خدایی جز الله نیست همچنین عالم وحی و قادر و موجودی جز الله نیست، حال اگر شخص معتقد به وحدت وجود بگوید مرادم از وحدت وجود دقیقاً همین است که شما می گویید، به او گفته می شود وقتی کلمه ی محکم و زیبا و منزل لا اله الا الله وجود دارد، چه نیازی به کلمه ی متشابه و معیوب و قیاسی وحدت وجود است که در آن ایهام اقرار به دو موجودیت اولاً و یکی دانستن این دو ثانیاً، وجود دارد.