آرشیو ماهانه: آگوست 2016

حکمت روز (۵۵۱)- علت درخواست فضل و نه عدل خداوند در مقام دعا و تمنا

تفاوت عدل و فضل چه در مورد خداوند و چه در مورد مخلوق، در این است که شخص در مورد عدالت خود مسئول است یعنی یجب ان یکون عادلاً، خالقاً کان او مخلوقاً و در مورد فضل خود مسئول نیست یعنی که: له ان یکون ذا فضل ام لا و از آن جا که عدل خداوند بالفعل شامل همگان است از این رو در مقام دعا و تمنّا، تنها فضل او باید تمنا شود و نه عدل او و تفاوت مؤمن و کافر در این است که مؤمن متمنّی فضل خداوند و کافر متمنّی عدل خداوند است.

 

حکمت روز (۵۵۰)- وظیفه افراد متعلق به جهان ایمان و عقلانیت در اثبات کارآمدی حاکمیت دینی

اگر جهان کفر و جاهلیت، یعنی تمام کسانی که در مصادف کفر و ایمان و جهل و عقل، بهره ی بیشتری از کفر و جهالت دارند، دست به دست هم داده اند تا ثابت کنند که الگوی حاکمیت دینی آن گونه که در نظام جمهوری اسلامی ایران، وجود دارد، الگوی ناموفق و ناکارآمدی است، باید جهان ایمان و عقلانیت، یعنی تمام کسانی که در این مصاف، بهره ی بیشتری از ایمان و عقلانیت دارند، دست به دست هم دهند تا ثابت کنند که تنها الگوی کارآمد و موفق حکومت و مدیریت در جهان، همین الگوست.

 

حکمت روز (۵۴۹)- تقسیم بندی صحیح انواع موسیقی

برای تقسیم موسیقی به دو نوع حق و باطل، نمی توان آن را به غنایی و غیر غنایی یا مطرب و غیر مطرب، تقسیم نمود. زیرا که ذات موسیقی همان غنا و طرب است و سخن صحیح در این مورد تقسیم غنا و طرب به دو نوع حق و باطل است.

 

حکمت روز (۵۴۸)- عاقبت انکار و مخالفت با نبی مکرم اسلام از سوی دو گروه “مشرک جلی و کافر تنزیلی” و “مشرک خفی و کافر تاویلی”

پیامبر اکرم و نبی مکرم اسلام، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله، دوبار مورد انکار و مخالفت قرار گرفتند: نخست از جانب مشرکان جلی و کافران تنزیلی و بار دیگر از جانب مشرکان خفی و کافران تأویلی. همچنین کعبه ی معظمه و مسجد الحرام دوبار توسط نا اهلان و نامحرمان اشغال شد: بار اول توسط مشرکان جلی و تنزیلی که با فتح مکه این اشغال به پایان رسید و بار دیگر توسط مشرکان خفی و تأویلی که با سلطه ی وهابیت بر حرمین شریفین، آغاز و انشاء الله هر چه زودتر با تداوم انقلاب و بیداری اسلامی و با ظهور حجت خداوند بر بشریت، فتح مجدد مکه که فتح الفتوح نهایی است، به وقوع خواهد پیوست.

 

پیام آیت الله سید محمد قائم مقامی به کارگردان سریال معمای شاه

بسمه تعالی

 

 

جناب آقای محمد رضا ورزی، نویسنده و کارگردان سریال معمای شاه،

 

به شما برای پدید آوردن اثری همچون سریال معمای شاه، تبریک می گویم. آفرین بر شما و تک تک عوامل این فیلم که هنرمندانه، مومنانه و افشاگرانه به خدمت حقیقت رفتید و با زبان جذاب هنر، آنرا گزارش دادید. البته ممکن است از جانب کسانی که برای آنها ذات زبان از آنچه با آن گفته می شود و ذات هنر از آنچه باید هنر در خدمت آن باشد مهم تر است و یا از جانب کسانی که با محتوای این فیلم موافق نیستند، در مورد آن نقدهای وارد و یا ناواردی وجود داشته باشد، لیکن برای اهل عقل و دین که خود سخن بسیار مهم تر است از نحوه ایراد آن، فیلم شما عالی و دیدنی است، هر چند که این فیلم در هر دو جهت یعنی مضمون و ساختار یا خود سخن و نحوه ایراد آن، موفق و هنرمندانه است و آنچه بسیار مهم است این است که سینما بعنوان زبانی نیرومند در خدمت سخنی نیرومند باشد و چه سخنی نیرومندتر از روایت تاریخ بدون دخل و تصرف خیال پردازانه در اصل داستان و جولان دادن توسن خیال تنها در قصه جنبی که از منظر این جانب اگر همین خیال پردازی جنبی نیز نبود، بر ارزش، سندیت و ماندگاری اثر افزوده می شد. واقعیت این است که بر خلاف ظاهر و مشهور، پرداختن به تاریخ در حوزه فیلم و سینما، تنها گونه ای در میان سایر گونه ها نیست، بلکه از منظر عقل و مبانی فرا تجدد، پرداختن به تاریخ با محوریت قصه انبیاء و اولیاء و دشمنان آنان، گونه اصلی و مهم ترین و ضروری ترین سخنی است که زبان نیرومند فیلم باید در خدمت بیان آن قرار داده شود. شما الحمد لله تعالی در این فیلم بسیار خوب و منصفانه و متعهدانه توانستید ماجرای تلخ سلطه سیاهی و تاریکی و سفاهت بر کشور نور و روشنایی و فقاهت را به تصویر بکشید تا نسلهای آینده بدانند در مقطعی از تاریخ بر سرزمین اهورایی ایران که از قدیم آشیانه توحید و ولایت و پایگاه امام زمان (عج) بوده چه گذشت و چه سفیهان و تبه کارانی در سیمای دودمان منحط و فاسد پهلوی، بر این کشور فرمان روا بوده اند و چگونه در مقطعی از زمان بر ایران اسلامی و مهد تشیع عالم، فلان فرقه ضاله بی دین، صاحب قدرت و دولت بوده است.

 

با این کار شما و تمام عوامل با اخلاص این فیلم، دین خود را به اسلام و انقلاب و ایران، ادا کردید و برای شما اجر الهی و توفیقات هر چه بیشتر را از خداوند متعال خواستارم.

 

 

 

سید محمد قائم مقامی
بیست و چهارم مردادماه ۱۳۹۵ هجری شمسی

 

حکمت روز (۵۴۶)- در اسرار سخن نورانی منسوب به امیرالمؤمنین علی (ع) که: “انا اصغر من ربی بسنتین”

علم، ماهیتی متواطی و ناظر به هست و نیست یک ذات و معرفت، ماهیتی مشکّک و ناظر به وصف آن ذات است. آن کس که می داند خداوند وجود دارد در حالی که او را نمی بیند با کسی که می داند خداوند وجود دارد و او را می بیند، در علمشان به وجود خداوند، مشترک و متحد و در معرفتشان نسبت به او سبحانه و تعالی متفاوت و مختلفند و از آن جا که ذات و علم به آن اصل و صفت و معرفت به آن فرع است از این رو آن کس که می داند خداوند وجود دارد و او را نمی بیند می تواند به زبان رمز و استعاره نسبت به کسی که می داند خداوند وجود دارد و او را می بیند  بگوید من از او یکسال کوچکترم پس در اسرار سخن نورانی منسوب به امیرالمؤمنین علی علیه السلام که فرمود: انا اصغر من ربی بسنتین تأمل نما.

 

حکمت روز (۵۴۵)- قلیل شمرده شدن علم انسان از سوی خداوند در مقایسه با علم خود اوست

این که خداوند می فرماید به شما از علم جز اندکی داده نشده است، در نسبت با علم اوست تبارک و تعالی وگرنه چگونه ممکن است آنکس که می داند خدا هست و خدا خوب و زیبا و حق وحی و حکیم و ازلی و ابدی و غیره است، علمش اندک باشد؟ یعنی که چگونه ممکن است ذاتی عظیم باشد و معلومیت آن ذات قلیل باشد. آری تنها معلومیت ذات عظیم برای غیر او در نسبت با معلومیت آن ذات برای خود او قلیل است. فتدبر

 

حکمت روز (۵۴۴)- ترتیب آفرینش بر مبنای سعادت و شقاوت

اگر قرار باشد برای آفرینش ترتیبی قائل شویم باید بگوییم خداوند تبارک و تعالی، اولاً سعادت، ثانیاً شقاوت، ثالثاً موجود مرکب از سعادت و شقاوت و رابعاً دعوت به سعادت و تحذیر از شقاوت و خامساً سعید و سادساً شقی را آفرید.

 

حکمت روز (۵۴۳)- آفرینش بدون جهنم ممکن نبود لکن بدون جهنم رفتن ممکن بود

میان جهنم و به جهنم رفتن، تلازمی نیست زیرا که جهنم از لوازم ضروری آفرینش و مجلای صفت قهر خداوند است لکن به جهنم رفتن یعنی دچار قهر شدن از لوازم ضروری آفرینش نیست یعنی که آفرینش بدون جهنم ممکن نبود لکن بدون جهنم رفتن ممکن بود.

 

حکمت روز (۵۴۲)- همانند وجود، معلومیت خداوند نیز مقدم بر معلومیت ما سوای اوست

همان گونه که وجود خداوند مقدم بر وجود ما سوای خداوند است، همچنین معلومیت خداوند مقدم بر معلومیت ما سوای اوست. بنابراین هر گونه شناختی که مبنی بر تقدم معلومیت خلق بر معلومیت خالق باشد، شناختی ناقص و ابتر است.

 

حکمت روز (۵۴۱)- بازگشت ثنویت و محدودیت ممکن و واجب تنها به ثنویت و محدودیت ممکن است

منشأ ثنویت ممکن، ثنویت میان ممکن و واجب است و از آن جا که ثنویت در وجوب به ای نحو کان قابل فرض و تصور نیست بنابراین بازگشت ثنویت ممکن و واجب به تنها ثنویت ممکن است، همان گونه که بازگشت محدودیت واجب و ممکن به یکدیگر تنها به محدودیت ممکن است.

 

حکمت روز (۵۴۰)- شریعت، دعوت انسان به غالب ساختن حصّه ی بهشت بر حصّه ی دوزخ در اوست

 

خداوند، اولاً بهشت، ثانیاً دوزخ و ثالثاً انسان را که حصه ای از بهشت و  حصه ای از دوزخ در اوست آفرید و به او فرمود: « اگر» می خواهی به بهشت که برای آن، آفریده شده ای در آیی، باید حصّه ی بهشت را در وجودت کامل و بر حصّه ی دوزخ غالب نمایی و تمام محتوای شریعت، دعوت انسان به غالب ساختن حصّه ی بهشت بر حصّه ی دوزخ است.

 

حکمت روز (۵۳۹)- مراتب تاثیر خواست خدا و خواست انسان در سعید و شقی شدن انسان

 

خداوند، اولاً سعادت، ثانیاً شقاوت و ثالثاً انسان را آفرید و به انسان فرمود تو را برای سعادت آفریدم. – مگر آن که خود آن را نخواهی- و تو را بر شقاوت نیافریدم- مگر آن که خود آن را بخواهی- پس آن که سعید شد، اولاً خداوند سعادت او را خواست و ثانیاً خود او و آن کس که شقی شد اولاً خود او شقاوت را خواست و ثانیاً خداوند. پس در این سخن تأمل نما که در آن گنج حکمت نهفته است.