آرشیو ماهانه: ژوئن 2016

حکمت روز (۴۹۰)- تفاوت عصمت معصوم اصلی با معصوم ظلی تنها در حوزه ی کمیت است و نه کیفیت

تفاوت عصمت معصوم اصلی که متبوع است و معصوم ظلی که تابع است تنها در حوزه ی کمیت و موارد عددی تعلق عصمت است که این کمیت در مورد معصوم اصلی بیشتر است و نه در حوزه ی کیفیت و جنس عصمت به این که مثلاً فعل و سخن معصومانه معصوم اصلی، معصومانه تر باشد از فعل و سخن معصومانه ی معصوم ظلی. فتدبر

 

حکمت روز (۴۸۷)- معلوم شدن حماقت و حکمت از طریق سبقت سخن و یا اندیشه بر دیگری

علامت حماقت، سبقت سخن بر اندیشه یا سبقت اظهار بر حقیقت ظاهر شده است و علامت حکمت، سبقت اندیشه بر سخن یا سبقت حقیقت بر اظهار آن است. کما قال مولانا العسگری علیه السلام: «قلب الاحمق فی فمه و فم الحکیم فی قلبه»

 

پاسخی به تعلیقه یکی از فضلای ارجمند ذیل حکمت ۴۸۰

بسمه تعالی

آیت الله سید محمد قائم مقامی در پاسخ به تعلیقه یکی از فضلای ارجمند ذیل حکمت ۴۸۰ پاسخی ارائه نموده اند که به جهت اهمیت مطلب، متن تعلیقه و پاسخ آن به شرح ذیل به اطلاع علاقه مندان بخش حکمت روز می رسد:

متن تعلیقه

با عرض سلام محضر استاد معظم آیه الله سید محمد قایم مقامی زید عزه
نظر به این که در کلمات حضرت امام خمینی (س) و برخی ارباب معرفت، حقیقت ادبار یا سیر نزولی عقل که در حدیث دیگر به اقبال تعبیر شده‏ ، عبارت است از: ظهور نور آن از ماوراى حجاب‌هاى غیبى در مرائى تعیّنات خلقیّه. نهایت این سیر نزولی که مرتبه بعد مرتبه صورت می گیرد در منظر امام خمینی (س)، حضرت شهادت مطلقه است که طبیعه الکل مرآت آن می باشد. و بر همین مبنا اقبالِ عقل کلّى عبارت از: رجوعِ طبع الکلّ به مثال الکلّ و مثال الکلّ به نفس الکلّ و نفس الکلّ به عقل الکلّ و عقل الکلّ به فناء کلّى است:‏ «کَما بَدَأَکُمْ تَعُودُونَ».
لطیفه و دقیقه دیگر این است که ادبار عقل با ادبار جهل، تفاوت و تمایزى بیّن و آشکار دارد و آن، این است که: ادبار عقل که عبارت از توجه به کثرت و عالم طبیعت است، محض اطاعت حق و ایتمار به امر ادبار است که از مصدر جلال صادر شده است و از این جهت، اصحاب معرفت، من جمله حضرت امام خمینی (س) اصرار بر آن دارند که این ادبار، تصرف در حقیقت عقل نکند و او را از مقام مقدس خود منحطّ ننماید و موجب احتجاب آن نگردد. لذا ورود و یا نزول عقل به عالم طبیعت، نزولی با سلامت یا قریب به سلامت است و براى اطاعت امر و انفاذ حکم است و رؤیت جمال جمیل در مرآت تفصیلى است و بسط توحید در تکثیر و برگرداندن حکم تکثیر به توحید است.
با توجه به مطالب فوق، جای این پرسش است که:
– اگر ادبار عقل، تصرفی در حقیقت عقل نداشته و موجب احتجاب آن نمی گردد و عقل بنا بر ایتمار از امر «اقبل» رو به آن مقام اسنی و مرتبه اعلی دارد، چگونه تصدی گری تاویل عقل به توسط جهل، موجب تداوم سیر نزولی عقل از زمین به بطون و اعماق زمین و نیل به مقام اسفل السافلینی و دوزخ ابدی و احتجاب عقل در این حجب غلیظه و متراکمه می گردد؟
الا آن که مقصود و مرام جناب استاد از تداوم سیر نزولی، سیر نزولی جهل باشد و نه عقل که در این صورت، اشکال وارد بر متن این خواهد بود که محور سخن در ادبار و اقبال عقل بود؛ و طرح سخن در ادبار و اقبال جهل، بالبدیهه صورت گرفته و به اجمال رها شده است.
– سوال دیگر آن که با توجه به این عبارت حضرت استاد: «سیر نزولی و ادباری عقل که منتهای آن مقام خاک و زمین است، متجلی در «متن وحی» یا همان کتاب الله صامت و قرآن کریم است» آیا ایشان تجلی در متن وحی را در نهایت سیر نزولی عقل، تجلی انحصاری می دانند و یا این تجلی را علاوه بر متن وحی بر دیگر تعینات و کثرات حضرت شهادت مطلق، طاری و ساری می دانند؟
استدامت ایام عزت سرور مکرم و استاد معظم را از درگاه خداوند مسئلت دارم.
و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

متن پاسخ

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و تشکر از فاضل گرانمایه جناب آقای جلیلی (شاکر) برای تعلیقه ایشان ذیل حکمت ۴۸۰ و نقل سخن نورانی حضرت امام خمینی رضوان الله علیه در مورد اقبال و ادبار عقل و اینکه این ادبار از آنجا که بر مبنای ایتمار امر الهی بوده از اینرو عقل در سیر ادباری خود و نزولی خود، منزه از آلودگی به عالم اعراض و کثرات باقی می ماند که سخن حق و متینی است و اما سخن اینجانب در حکمت یاد شده مبتنی بر دو نکته است. نخست تطبیق دو سیر نزولی و صعودی عقل با ثقلین یعنی کتابین صامت و ناطق و اینکه کتاب صامت یا قرآن کریم همان عقل منزل و عترت طاهره که متولی فهم و تاویل و اجرای کلام الله مجیدند، همان عقل صاعدند و باین ترتیب قوسین وجود کامل و عقل صاعد در سیر صعودی خود به نقطه ای میرسد که عقل منزل قرآنی از آنجا سیر نزولی و ادباری خود را آغاز کرده بود. ونکته دوم اینکه: عقل منزل هنگامی که به منتها الیه نزول خود که عالم طبیعت و خاک و الفاظ است میرسد یا باید از طریق عقل تاویلی و صاعد که متجلی در وجودات مبارکه معصومین (ع) است به مبدا خود باز گردد یا از طریق تولیت جهل و تاویل جاهلانه که متجلی در خلافت و ولایت غاصبانه است، سیر نزولی آن از زمین به باطن زمین که اطباق دوزخ است، ادامه پیدا کند و قوس دوم بجای آنکه قوس اول را کامل کند و آخر را به اول برساند، تحت آن و بصورت معکوس و معلق، ظاهر شود. و بدیهی است که عقلی که از منتها مرتبه نزول خود که زمین است، نزول خود را به باطن و ملکوت زمین ادامه میدهد، دیگر عقل نیست بلکه جهل و شیطنت و نکراء است کما اینکه کلام الهی که از عالم الفاظ یا منتها الیه نزول خود، به عوالم پائین تر نزول میکند، دیگر خود کلام الله نیست بلکه تفسیر و تاویل باطل از آن و کلام شیطان و مجلای قهر خداوند است. به امید توفیقات هر چه بیشتر و تنویر قلوب به انوار حکمت و معرفت. والسلام

سید محمد قائم مقامی

حکمت روز (۴۸۳)- تأویل بر حقّ قرآن همانقدر تنزیل است که متن مُنزل قرآن تنزیل است

همانگونه که وحی از سنخ ما انزل الله است، عقل نیز از همین سنخ است، نهایت آنکه عقل دو گونه است: نخست عقل منزل که حبلی است ممدود از جانب خداوند به جانب خلق و دیگر عقل صاعد که حبلی است ممدود از جانب خلق به خداوند و نکته مهم این است که عقل صاعد نیز که همان تفسیر عقل منزل است خود منزل است و از اینجاست که گفته می شود شرح قرآن نیز- درصورت صحت – همچون متن قرآن جنبه تنزیلی دارد یعنی که تأویل بر حقّ همانقدر تنزیل است که متن مٌنزل تنزیل است.

 

حکمت روز (۴۸۲)- بیان سر تشیع در موضوع وحی، عقل و امر

تمام سّر تشیع یک کلمه است و آن اینکه وحی را باید با وحی درک کرد و عقل را با عقل و امر را با امر، نه اینکه وحی را نباید با عقل و امر درک کرد که وحی همان عقل و امر است بلکه مراد این است که وحی را نباید با وهم و عقل را نباید با هوی و امر را نباید با رأی، درک و تفسیر نمود. زیرا همانگونه که وحی و عقل و امر از یک جنس و از سنخ ما انزل الله و ما یهدی الله است، وهم و هوی و رأی نیز از یک جنس و از سنخ ما یضل الله است.

 

حکمت روز (۴۸۱)- معنی واقعی و نتیجه قول “حسبنا کتاب الله” توسط امت و روسای آن پس از پیامبر (ص)

وقتی پیامبر ص فرمود من میان شما دو شیُ گرانبها بجا می گذارم مراد این بود که از این پس شما با دو عقل روبرو هستید که عبارتند از عقل منزلی که در قرآن کریم در اختیار شماست و دیگر عقل صاعدی که در وجود مبارک علی علیه السلام و عترت طاهره در اختیار شماست و شما با تمسک به این دو عقل رستگار می شوید زیرا که عقل را تنها عقل می تواند معنا و اجرا کند و تولیت عقل صامت و تنزیلی با عقل ناطق و تأویلی است و وقتی امت به تبع روسای خود گفت: حسبنا کتاب الله. مراد این بود که همان عقل صامت و تنزیلی برای ما کافی است و چون این عقل لامحاله باید تفسیر و اجرا شود گفتند: جهل و رای و هوای ما برای تفسیر و تولیت و اجرای این عقل، کفایت می کند و تو خود بنگر که وقتی جهل متولی علم و علم مستند جهل شود، چه دوزخی بر پا می شود.

 

حکمت روز (۴۸۰)- شرح دو سیر نزولی و صعودی عقل به عنوان اول ما خلق الله و منتهای این دو سیر

عقل، پس از آفریده شدن به عنوان اول ما خلق الله، به نصّ شریف «ادبروا قبل» دارای دو سیر نزولی و صعودی یا ادباری و اقبالی است. سیر نزولی و ادباری عقل که منتهای آن مقام خاک و زمین است، متجلی در «متن وحی» یا همان کتاب الله صامت و قرآن کریم است و سیر صعودی و اقبالی عقل که منتهای آن نیل مجدد به مقام اول ما خلق اللهی و خلافت الهی است، متجلی در «تفسیر و اجرای صحیح وحی» یا همان کتاب ناطق و عترت طاهره است و عقل را بر مبنای این دو سیر می توانیم به دو عقل تنزیلی و تأویلی که توأم با یکدیگر هادی و موصل انسان به مقام اعلی علینی و بهشت ابدی و اخروی است، تقسیم نمائیم و هر گونه اخذ به کتاب و رفض عترت طاهره با ادّعای «حسبنا کتاب الله» به معنای تداوم سیر نزولی از زمین به بطون و اعماق زمین و به معنای تصّدی گری تأویل عقل توسط جهل و قرار گرفتن در سیر نزولی ابدی و نیل به مقام اسفل السافلینی و دوزخ ابدی است. و صلی الله علی محمد و آله

 

حکمت روز (۴۷۹)- شرح ختم دورانی و فتح دورانی دیگر توسط پیامبر خاتم (ص)

پیامبر ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله خاتم دورانی و فاتح دورانی دیگرند:

«الخاتم لماسبق و الفاتح لما ستقبل». دوران ختم شده، دوران غربت انبیاء علیرغم حضور آنان و دوران فتح شده، دوران سلطنت انبیاء علیرغم عدم حضور آنان است.

 

حکمت روز (۴۷۷)- مقایسه حال عارف در برابر نام خداوند و حال ملحد در برابر وجود خداوند

ملحدی نزد عارفی، لحیه جنباند که: خداوند وجود ندارد عارف بی درنگ برخاست و بر لبهای ملحد بوسه زد! او را گفتند: مگر نشنیدی چه گفت؟ عارف گفت: این شخص، نام معبود مرا بر زبان جاری ساخت، از شدت حلاوت این نام از خود بی خود شدم و دیگر متوجه لاطائل بعدیش نبودم.