آرشیو ماهانه: مارس 2016

حکمت روز (۳۹۷)- صحیفه ی سجادیه و دعای عرفه ی امام سجاد (ع)، بزرگترین مدرک موضوع ولایت فقیه بعد از قرآن کریم است

بزرگترین مدرک موضوع ولایت فقیه بعد از قرآن کریم، صحیفه ی سجادیه و دعای عرفه ی امام سجاد علیه السلام است که آن حضرت در بخش نخست دعای عرفه، مقام شیعه و تابع کامل را در ظل مقام امامت و عصمت و آنرا در ظل مقام رسالت و آنرا در ظل مقام ربوبیت قرار داده و ولایت الهی را اولاً منعکس در ولایت رسول الله و ثانیاً منعکس در ولایت ائمه معصومین علیهم السلام و ثالثاً منعکس در ولایت اولیاء و تابعین معصومین (ع)، بیان فرموده است.

 

حکمت روز (۳۹۶)- رابطه موسیقی با غنا و طرب و چگونگی تقسیم آن به حلال و حرام با استفاده از این رابطه

موسیقی بر خلاف مشهور، منقسم به دو نوع غنایی و غیر غنائی یا مطرب و غیر مطرب نیست بلکه آن علی الاطلاق همان غنا و طرب است و این غناء و طرب است که به دو نوع حق و باطل و الهی و شیطانی و جایز و حرام منقسم است و موضوع بسیار مهم در این مورد، کشف ملاک واقعی، عینی و خارجی تمیز میان این دو نوع موسیقی است.

 

ظهور؛ بهاری که جلوه های متضاد عالم را با هم جمع می کند

خبرگزاری شبستان:

آیت الله سید محمد قائم مقامی، پژوهشگر و از صاحبنظران مباحث مهدویت در گفت وگو با خبرنگار مهدویت خبرگزاری شبستان در رابطه با ویژگی های مشترک فصل بهار با دوران ظهور و شباهت های این دو تصریح کرد: ارتباط بین بهار و فصل ظهور را باید با اشاره به تعبیر معروف «ربیع الانام» آغاز کرد که به معنای «بهار مردمان» است و به عنوان یکی از اوصاف امام زمان علیه السلام ذکر شده آنجا که می فرماید: «السلام علیک یا ربیع الانام و نضره الایام» یعنی بهار مردمان و خوشی روزگاران که به معنای وصل امام زمان علیه السلام است.

 وی افزود: ما معتقدیم در این رابطه ارتباط ها و مناسبت هایی وجود دارد که مهمترین مناسبت، مسئله ویژگی بهار است. این ویژگی را دقیقا در موضوع ولایت و حاکمیت الله می بینیم و آن ویژگی موضوع «اعتدال» است. البته مقصود ما از واژه ی «اعتدال» در این جا، بحث اصطلاحی سیاسی و جناحی نیست؛ بلکه این یک بحث معارفی است.

 آیت الله قائم مقامی ابراز کرد: ما اصلی ترین ویژگی بهار را که تمام زیبایی آن نیز در همین نکته نهفته است در تعادل می بینیم و اساسا معتقدیم که دین حق که همان دین مبتنی بر ولایت اهل بیت (ع) است، دینی است مبتنی بر اعتدال. اعتدال به معنای واقعی کلمه و البته از نظر معارفی. یعنی دینی که می تواند میان جنبه های به ظاهر معارض و متضاد جمع برقرار کند. اگر جریانی بتواند این کار را انجام دهد، به اعتدال می رسد. به عبارت دیگر لازمه اعتدال جمع کردن میان اموری است که به ظاهر با هم در تعارض بوده و غیر قابل جمع هستند مانند «ایمان و تعقل»، «ایمان و اجتهاد»، «عقل و عشق»، «دنیا و آخرت» و «جسم و روح» و … چیزهایی که معمولا در فرهنگ عادی بشری تنها یک جانب آن گرفته می شود و جانب دیگر را ترک می کنیم. در نتیجه افراط و تفریط رخ می دهد و عدم اعتدال پیش می آید.

 این کارشناس دینی یادآور شد: اگر جریانی بتواند این دو را با هم جمع کند، اعتدال واقع می شود. ما معتقدیم این جریان را فقط اسلام ناب و اسلام اهل بیت (ع) یعنی ولایت می تواند ایجاد کند ولاغیر. تنها در تفکر شیعه است که می بینیم امور به ظاهر معارض و غیرقابل جمع، به نحو بسیار شگفت انگیز و دقیقی با هم جمع می شوند. مسئله بهار نیز اینگونه است. چرا که بهار بسیار معتدل است نه سرد و نه گرم، به همین میزان هم زیبا و لطیف. در میان همه زمان ها حقیقتا بهار زیباترین و لطیف ترین زمان هاست. علاوه بر اینکه جنبه دیگری که می توان به آن اشاره کرد موضوع رستاخیز و تولد مجدد است، موضوع بازتولید موجودات در عالم که در بهار آن را می بینیم.

این صاحب نظر مسایل مهدویت در ادامه با اشاره به برخی ویژگی های بهار گفت: در بیان نوع ارتباط بهار با عصر ظهور نباید این نکته را از یاد برد که دولت مهدوی که آخرین دولت بشری خواهد بود و قطعا و یقینا آخرین دولت در زمین است. دولتی در نهایت اعتدال؛ به عنوان مثال شما فرض کنید اگر دولتی بتواند واجد جنبه های شرقی و غربی انسان باشد، معتدل است. چون انسان در وجود خویش هم جنبه های شرقی دارد و هم جنبه های غربی. در طول تاریخ اگر دقت کنید می بینید که دولت ها، حکومت ها و قدرت ها معمولا یا به سوی شرق رفته اند و یا به سوی غرب. یا شرقی شده اند و یا غربی.

 وی تصریح کرد: اکنون و در زمانه ما به عنوان مثال حاکمیت غربی حکمفرماست و در عین حال می خواهد در شرق و غرب عالم حکومت کند، این یک بحران است یعنی در حالی که مجهز به لوازم شرقی بودن و غربی بودن نیست می خواهد بر شرق و غرب جهان حکومت داشته باشد و نتیجه آن می شود عدم اعتدال و بحران.

 آیت الله قائم مقامی تاکید کرد: دولت مهدوی دولتی است که این جریان را در نهایت اعتدال در خود دارد؛ یعنی هم شرقی و هم غربی بودن را، در دولت امام زمان علیه السلام هم ایمان در اوج خود قرار دارد هم تبعیت، تعبد، تقلید و اطاعت و هم تعقل، تحقیق و اجتهاد؛ یعنی هر انسانی در این دولت هم تابع است، هم مطیع و مقلد و هم محقق و مجتهد و متعقل. این ویژگی تاکنون در طول تاریخ در کجا وجود داشته است؟ انسانی که هم عاقل و هم عاشق است.

این پژوهشگر مهدوی ابراز کرد: این چیزی است که امروز بشریت به آن نیاز دارد هم شرقی و هم غربی، شرق معمولا به جنبه های اشراقی، عرفانی و ایمانی گفته می شود و غرب به جنبه های استدلالی، تحقیقی، برهانی و پژوهشی که این دو باید با هم باشند و در دولت مهدوی این دو با هم محقق می شود آنچه که ما امروز مقدمه آن را به شکر الهی در نظام حکومتی خود داریم مسئله حاکمیت خدا و حاکمیت مردم است. در تئوری و فلسفه سیاسی در تاریخ می بینید که قدرت ها و حکومت ها یا به شرق میل و رغبت پیدا می کنند و یا به غرب یا اینکه قدرت ها، حکومت ها و دولت ها یا به حاکمیت خدا بدون حضور واقعی مردم و حضور اکثریت آنها میل دارند  البته با نوعی از جباریت که تفکر سلطنتی را پدید می آورد و ادعا می کند که «خداوند چنین می خواهد» و «این تایید خداست» و «پادشاه ظل خداست؛ یا ادعای دنیای مدرن که معتقد به مردم سالاری است و ادعا می کند حکومت برای مردم است و دموکراسی حکمفراست. اما خوب که نگاه می کنیم نه آن خداسالاری واقعی بوده و این نه مردم سالاری واقعی به دلیل اینکه این دو لازم و ملزوم یکدیگرند و نمی توان یکی را گرفت و دیگری را ترک کرد یعنی خداسالاری بدون مردم سالاری امکان ندارد کما اینکه مردم سالاری بدون خداسالاری امکان ندارد.

 بنابر گفته وی این یعنی اعتدال و دولت مهدوی نیز اینگونه است چیزی که شما امروز به عنوان یک نمونه در مقدمات ظهور در نظام اسلامی خودمان می بینید این است که چگونه دو جریان به ظاهر در تعارض با هم در نهایت ائتلاف می کنند، حکومت خدایی و حکومت الهی و مردمی این است. این نکته را نیز نباید از ذهن دور داشت که ما معتقدیم اصلی ترین ویژگی بهشت نیز بحت اعتدال در آن است.

 آیت الله قائم مقامی در پایان خاطرنشان کرد: منظور از اعتدال از منظر فلسفه و معارف مطرح شده است برخلاف آنچه که گاه شنیده می شود و بیشتر نیز در مباحث جناحی به چشم می خورد که به عنوان مثال برخی می گویند ما در اسلام عدل داریم ولی چیزی به نام اعتدال وجود ندارد این سخنی بی پایه و غلط است، عدل و اعتدال اصولا به یک معنا هستند و اعتدال از ویژگی ها و خصوصیات عدل است.

حکمت روز (۳۹۴)- انحصار تقسیم بندی موجودات به شیعه انبیاء و اولیاء (ع) و یا عدو ایشان

آدمیان و بلکه تمام موجودات نسبت به انبیاء و  اولیاء علیهم السلام یا شیعه اند با تفاوت درجات تشیع یا عدّو و ناصبی اند با تفاوت درجات عداوت و ناصبی گری. بنابراین شیعه جریان فراگیری است که در آن از هر دین و مذهب و ملتی یافت می شود کما اینکه ناصبی گری نیز جریان فراگیری است که در آن از هر دین و مذهب و ملتّی یافت می شود.

 

حکمت روز (۳۹۳)- رابطه بین ترک وظیفه و انجام وظیفه با طرب و گریستن

آن کس که وظیفه را ترک می کند، میل به خنده و شوخی و طرب پیدا می کند و آن کس که وظیفه را انجام می دهد، متمایل به گریستن می شود. آن خنده و طرب، علامت انقباض درون و عاملی برای جبران این انقباض و درواقع موجب انقباض بیشتر است و آن گریه، علامت انبساط درون و عاملی برای انبساط بیشتر است.

 

شیعه ی انحرافی، به نام رفتارِ زهرا وار، نفرت پراکنی می کند

خبرگزاری شبستان: سرویس قرآن و معارف: مهم ترین نکته این است که اگر می خواهیم دست به افشاگری و تبیین ریشه های انحراف بزنیم حساب سران و مسئولان و دست اندرکاران اصلی انحراف و غصب حق ولایت را از عامه مردمانی که در درون این انحراف قرار دارند جدا بدانیم و این دو را با همدیگر خلط نکنیم . عقل و دین و انصاف حکم می کند که حکم سران به بدنه تعمیم داده نشود. این همان اشتباه مهلکی است که شیعه انحرافی دچارش شده و به نام و به بهانه عملکرد زهراوار ، رفتار و سلوک امیر المؤمنین (ع) را از یاد برده است و اعتباری برای آن قائل نیست بنابراین می بینیم محصول شیعه انحرافی چیزی جز تفریق و تفرقه نیست چون عملا درباره سران این تحریف و غاصبان ولایت همان حکمی را صادر می کند که درباره عامه و مستضعفانی که در این جریان قرار دارند، در حالی که پیام دین ما این است که با مستضعف باید مدارا شود.

حیات طبیه و نورانی حضرت فاطمه زهرا (س) در عین کوتاهی اما بسیار پربار بوده است و اگر با ذهنی معنوی و روحانی به این حیات نگاه کنیم، همچنان می توان گوهرهای فراوانی از این بحر الهی صید کرد. گفتگوی ما با آیت الله سید محمد قائم مقامی به تبیین یکی از ظریفت ترین لایه های زندگی حضرت فاطمه(س) و امام علی (ع) می پردازد. بخش دوم و پایانی این گفتگو را در ادامه می خوانید.

جناب قائم مقامی! جنابعالی در بخش پیشین گفتگو و در تبیین چرایی وجود اختلاف ظاهری میان رویکرد امیر مومنان (ع)  و حضرت فاطمه زهرا (س) در عکس العمل به غصب ولایت و تحریف حقایق اسلام به این جا رسیدید که این اختلاف در ظاهر و رویه ماجراست و در حقیقت این دو راه رو به یک سمت و سو و مقصد دارد و اشاره کردید به این که شیعیان امروز هم اگر می خواهند تابع ولایت باشند راهی ندارند جز این که در دفاع از حقایق اصیل اسلام یک رویه دو وجهی یا دوسویی داشته باشند؛ هم علی وار تأمل و سکوت کنند و هم زهرا وار دست به روشنگری بزنند.  اما شاید هضم این ماجرا و نسبت های این دو با هم برای برخی دشوار باشد. دیدگاه تان در این باره چیست؟

بله، نکته این جاست که عکس العمل های ما در این رابطه نیاز به مهندسی دارد و تا وقتی این مهندسی و محاسبه در کار نباشد آن شرایط مطلوب که به دنبالش هستیم محقق نخواهد شد. ببینید اگر سیره این دو بزرگوار را به صورت انفرادی و تک ساحتی در نظر بگیریم راه به جایی نخواهیم برد. یعنی به خاطر این که می خواهیم وحدت میان مسلمانان کم رنگ نشود، حقیقت تحریف بیان نخواهد شد و به این خاطر که می خواهیم حقایق بیان شود و از ولایت دفاع کنیم در آن صورت کاری خواهیم کرد که دشمنان اسلام به دنبالش هستند یعنی روز به روز کینه توزی در میان مسلمانان بیشتر و بیشتر شود.  در حقیقت  آنچه عملکرد زهراوار را تکمیل می کند، عملکرد علی وار است و آنچه عملکرد علی وار را کامل می کند، عملکرد زهراوار است. ما به هر دو این وجوه نیاز داریم. درست است که وحدت و انسجام برای ما یک ارزش اسست اما حقیقت چه می شود؟ ریشه همه فجایع به انحراف برمی گردد و این انحراف در تاریخ اسلام صورت گرفته است و ما نمی توانیم روی این تحریف سرپوش بگذاریم و انکار کنیم و اگر مسلمانان متوجه این موضوع نشوند در واقع ما خیانت کرده ایم اما توجه کنید که ما به هر دو زاویه نیاز داریم و  هیچ کدام نباید فدای دیگری شود.

در داخل کشور بعضا شیطنت هایی از جانب برخی گروه های افراطی صورت می گیرد که در واقع فقط روی آن بخش افشاگری و روشنگری تکیه می کنند، آن هم با ادبیاتی که مورد سوء استفاده دشمنان قرار می گیرد.  البته حساب این گروه ها را باید از عملکرد مسئولان عالیرتبه کشور جدا دانست. دیدگاه تان در این باره چیست؟

الحمدلله ما سیره حرکت توأمان با دو بال مشی امیر مؤمنان (ع) و صدیقه طاهره (س) را در وجود امام و مقام معظم رهبری دیده ایم. علما و فقها و مؤمنین شایسته هم در همین راستا قرار دارند و در عین حال که در موضع اصلی دفاع از مکتب قرار دارند و ذره ای از این مسأله عدول نمی کنند و کوتاه نمی آیند در عین حال می بینیم که سنجیده و با محاسبه حرکت می کنند و شرایط را می سنجند که مبادا بی جهت بهانه ای برای افروختن آتش تفرقه به دست کسی بدهند.  شما وقتی وصیت نامه الهی سیاسی حضرت امام را  نگاه می کنید می بینید که امام (ره) در این وصیت نامه همچنان بر مبانی مکتب تصریح دارند ولی در عین حال با استفاده ار سیره امیر مؤمنان که رفتار سکوت و تأمل و مداراست موافق هستند، یعنی هر دو وجه مد نظر حضرت امام (ره) است.

کسی که می خواهد در این راستا و مسیر حرکت کند به چه ظرافت هایی باید دقت کند؟

مهم ترین نکته این است که اگر می خواهیم دست به افشاگری و تبیین ریشه های انحراف بزنیم حساب سران و مسئولان و دست اندرکاران اصلی انحراف و غصب حق ولایت را از عامه مردمانی که در درون این انحراف قرار دارند جدا بدانیم و این دو را با همدیگر خلط نکنیم . عقل و دین و انصاف حکم می کند که حکم سران به بدنه تعمیم داده نشود. این همان اشتباه مهلکی است که شیعه انحرافی دچارش شده و به نام و به بهانه عملکرد زهراوار ، رفتار و سلوک امیر المؤمنین (ع) را از یاد برده است و اعتباری برای آن قائل نیست بنابراین می بینیم محصول شیعه انحرافی چیزی جز تفریق و تفرقه نیست چون عملا درباره سران این تحریف و غاصبان ولایت همان حکمی را صادر می کند که درباره عامه و مستضعفانی که در این جریان قرار دارند، در حالی که پیام دین ما این است که با مستضعف باید مدارا شود.

منظورتان از مستضعف، مستضعفان فکری هستند؟

بله، منظورم عامه سنی ها نیست؛ عامه اهل کتاب هم در این جریان قرار دارند. یعنی کسانی که ذاتا در کنار کفر و ظلم قرار ندارند اما دچار ضعف تحلیل و تأمل هستند، بنابراین صاحبات خرد و دین حق  باید با آن ها از در مدارا وارد شوند ولی در عین حال بر مبنای رفتار زهرا وار باید دائما ریشه های فساد و تحریف و غصب بیان و علت این همه فجایع که بر مسلمانان باریده گفته شود. باید به مسلمانان گفت که هر زمان بازنگری کنند علت فجایع و شکست های دنیای اسلام چه بوده اما این همه باید با در نظر گرفتن مصالح دنیای اسلام و همه آن محاسبه هایی باشد که در عملکرد علی وار گنجانده شده است.

حکمت روز (۳۹۲)- شرح رابطه کربلا و نجف

رابطه نجف و کربلا رابطه ی کبیر و اکبر نیست بلکه رابطه ی اکبر و اکبر است یعنی که: نجف اکبر از کربلا و کربلا اکبر از نجف است. نجف و کربلا همان دو دریا هستند که اگر برزخی میانشان نبود هر کدام دیگری را ضمیمه خود می ساخت کما قال الله تعالی: مرج البحرین یلتقیان بینهما برزخ لایبغیان.

 

حکمت روز (۳۹۱)- در معنی کربلا

کربلا و ما ادراک ما کربلا؟ کربلا هی مرکز الوجود و روح الوجود و باطن الوجود، کربلا هی باطن العرش و معنی العرش و تأویل العرش، کربلا هی القبله و هی قبله القبله.

 

ریشه سکوت امیر مومنان (ع) و افشاگری حضرت فاطمه (س) در غصب ولایت چه بود؟

خبرگزاری شبستان، گروه قرآن و معارف: اگر اختلافی در دو رویکرد امیر مومنان (ع) و حضرت فاطمه (س) به غصب ولایت  دیده می شود اختلاف در ظاهر و رویه است در حالی که این دو نوع واکنش در باطن با هم یکی هستند. وجود امیرالمومنین (ع)  به دستور پیامبر اکرم (ص) مأمور به سکوت و تأمل هستند و بر همین مبنا که فرمان خداوند است تأمل و صبر می کنند در این واقعه اما حضرت فاطمه (س) هم بر مبنای فرمان خدا مأمور به سکوت و تأمل نیستند. خب البته این جا جای بحث فراوانی وجود دارد که چرا این گونه است و چرا این دو موضع با هم متفاوت است. بررسی ابعاد مختلف این موضوع در این محال و فرصت نمی گنجد اما آنچه در این جا می توان گفت این است که  واقعه ای روی داده است و می خواهد این پیام را بدهد که این دو واکنش توأمان باید کنار هم وجود داشته باشد و اتفاقا آن چیزی که ما امروز بسیار به آن نیاز داریم، این است که ما در برابر غصب ولایت و وجود انحراف در سپردن رهبری اسلام چه باید بکنیم؟ آیا تماما باید سکوت کنیم و به خاطر این که کلیت موضوع وحدت از بین نرود چیزی درباره حقایق این واقعه بر زبان نیاوریم و از حق ولایت صرف نظر کنیم؟ یعنی همان کاری که امیرالمومنین (ع) انجام دادند و  از کسوت سکوت بیرون نیامدند یا این که مثل وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها حالت افشاگری و ایستادگی داشته باشیم.

حیات طبیه و نورانی حضرت فاطمه زهرا (س) در عین کوتاهی اما بسیار پربار بوده است و اگر با ذهنی معنوی و روحانی به این حیات نگاه کنیم، همچنان می توان گوهرهای فراوانی از این بحر الهی صید کرد. گفتگوی گروه قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با آیت الله سید محمد قائم مقامی به تبیین یکی از ظریفت ترین لایه های زندگی حضرت فاطمه(س) و امام علی (ع) می پردازد. بخش اول این گفتگو را در ادامه می خوانید.

جناب قائم مقامی! گاهی در این سو و آن سو شبهاتی درباره تبعیت از شخصیت حضرت فاطمه زهرا (س) مطرح می شود. می دانید که ما سال هاست بحث تبعیت از  حیات طیبه این بانوی بی نظیر خلقت را داریم. اما در این میان برخی بیان می کنند که منابع تاریخی درباره جزئیات زندگی حضرت در شئون مختلف اندک است، بنابراین نمی توان آن حالت الگوگیری را پیاده کرد. دیدگاه تان درباره این موضع گیری ها چیست؟

این که ما بگوییم  به علت کمبود منابع و متون نمی توان الگوگیری کرد این حرف قابل دفاع و قابل قبولی نیست. اولا این حرف به این معنا نیست که راه تحقیق و پژوهش در این باره بسته باشد، به خاطر این که همیشه جای تحقیق و بررسی بیشتر وجود دارد. نکته دیگر این که الگوگیری از شخصیت یک انسان بزرگوار این طور نیست که صرفا یک بُعد و وجه داشته باشد بلکه ظرافت های بسیاری در این باره وجود دارد.

فکر می کنید آن چیزی که در حیات حضرت فاطمه (س) کم تر مورد توجه قرار گرفته چه زاویه ای است؟

آنچه در سیره حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بسیار مهم است و در این باره کم کاری شده توجه به دوگانگی و تفاوت رویکرد دو حجت خداوند در یک زمان در برابر یک حادثه واحد است. منظور از حادثه واحد موضوع واقعه بعد از رحلت حضرت رسول (ص) و ماجرای تحریف رهبری و ولایت و اسلام است. سنگ بنای انحرافی است که بعد از رحلت پیامبر (ص) گذاشته می شود و قرن ها جلو می آید. حال به این امر توجه کنید که در برابر این امر واقع ما شاهد دو واکنش و دو برخورد هستیم که از جانب حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها صورت می گیرد در حالی که هر دو آن بزرگواران حجت خداوند بودند به این معنا که عمل و رفتار هر دو این بزرگواران قابل تأسی و تبعیت بود اما این دو بزرگوار در برابر یک حادثه دو نوع رفتار و واکنش نشان می دهند.

این نکته ای که اشاره کردید این شائبه را به وجود نمی آورد که چرا امیرالمومنین (ع) و حضرت فاطمه (س) با این که هر دو معصوم و حجت خداوند بودند اما در برابر وقایع بعد از حضرت رسول (ص) دو رویکرد را اتخاذ می کنند در حالی که از حجت خداوند، وحدت رویه انتظار می رود؟

پاسخ این شبهه آن است که اگر اختلافی در این دو رویکرد دیده می شود اختلاف در ظاهر و رویه است در حالی که این دو نوع واکنش در باطن با هم یکی هستند. وجود امیرالمومنین (ع)  به دستور پیامبر اکرم (ص) مأمور به سکوت و تأمل هستند و بر همین مبنا که فرمان خداوند است تأمل و صبر می کنند در این واقعه اما حضرت فاطمه (س) هم بر مبنای فرمان خدا مأمور به سکوت و تأمل نیستند. خب البته این جا جای بحث فراوانی وجود دارد که چرا این گونه است و چرا این دو موضع با هم متفاوت است. بررسی ابعاد مختلف این موضوع در این محال و فرصت نمی گنجد اما آنچه در این جا می توان گفت این است که  واقعه ای روی داده است و می خواهد این پیام را بدهد که این دو واکنش توأمان باید کنار هم وجود داشته باشد و اتفاقا آن چیزی که ما امروز بسیار به آن نیاز داریم، این است که ما در برابر غصب ولایت و وجود انحراف در سپردن رهبری اسلام چه باید بکنیم؟ آیا تماما باید سکوت کنیم و به خاطر این که کلیت موضوع وحدت از بین نرود چیزی درباره حقایق این واقعه بر زبان نیاوریم و از حق ولایت صرف نظر کنیم؟ یعنی همان کاری که امیرالمومنین (ع) انجام دادند و  از کسوت سکوت بیرون نیامدند یا این که مثل وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها حالت افشاگری و ایستادگی داشته باشیم.

در واقع شما می خواهید بگویید ما نیز همچون حضرت علی علیه السلام و حضرت فاطمه سلام الله علیها که رفتار توأمانی داشتند و هر دو این بزرگواران یک سر این تدبیر را به دست گرفتند امروز هم نیاز به رفتار توأمانی داریم؟

دقیقا همین طور است. رفتار و سلوک این دو بزرگوار این پیام را به شیعه می دهد که ما نیز در همین عصر و در همین زمان باید سیاست و رفتار توأمان داشته باشیم. اگر بخواهیم مثالی در این رابطه بزنیم آنچه که تاکنون در نظام جمهوری اسلامی در برابر این امر یعنی غصب حق ولایت و تحریف اسلام بعد از رحلت وجود مقدس حضرت رسول (ص)  اتفاق افتاده مصداقی از رفتار توأمانی بوده است. یعنی هم این که به خاطر مصالحی که در دنیای اسلام وجود دارد و ما نمی خواهیم که به اختلافات دامن بزنیم با تأمل و سکوت رفتار می کنیم یعنی همان رفتاری که امیر مؤمنان (ع) انجام می دهند و هم این که نمی خواهیم که حقایق در پس پرده بماند و به نام این که می خواهیم حفظ وحدت کنیم چنان کنیم که ریشه حقایق خشکانده شود و نسل های بعد در جریان حقایق تحریف و غصب حق ولایت قرار نگیرند. این هم رفتار درستی است . پس آنچه مبنای عمل در جمهوری اسلامی قرار گرفته  به لطف خداوند و با هشیاری حضرت امام و مقام معظم رهبری ترکیب و آمیزه ای از هر دو سیره بوده یعنی این که ما علی وار به سمت تأمل و سکوت می رویم و زهرا وار هم می خواهیم حقیقت ها را هم بیان کنیم و این انحراف را قبول نکنیم و از متن مکتب دفاع کنیم.

حکمت روز (۳۹۰)- نقش قتل امام حسین (ع) و شادی بر آن در ورود و خلود قاتلان در دوزخ

 قتل حضرت امام حسین علیه السلام هر چند علت ورود به دوزخ است لکن علت تامه نیست و تامه بودن این علت هنگامی است که قاتلان به این قتل شادمانی می کنند کما فی زیاره عاشورا: «هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان بقتلهم الحسین ع» یعنی که قتل امام حسین (ع) یک طرف و شادی بر این قتل طرف دیگر و موجودیت دو طرف یعنی ورود و خلود قطعی در دوزخ.

 

حکمت روز (۳۸۹)- دلیل مرکزیت ایران در عالم و حوادث جهانی و ارتباط این مطلب با کربلا

کربلاء – بی ذره ای تردید- مرکز حقیقی عالم است و هر کشور که کربلا را مرکز خود قرار دهد، مرکز عالم خواهد بود. بنابراین اگر اکنون بواسطه انقلاب اسلامی و تشکیل دولت دینی، ایران مرکز عالم و کانون حوادث جهانی است، از این روست که ایران، مرکزّیت کربلا را پذیرفته و با تمام وجود در خدمت کربلا قرار دارد.

 

حکمت روز (۳۸۸)- شرح نبرد بزرگ جهانی از حیث یقین، شک و شبه یقین

اکنون نبرد بزرگ جهانی، نبرد میان «یقین به وجود خداوند» و «شک به وجود خداوند» است. در این میان پس از ظهور جریان یقین بواسطه ی انقلاب اسلامی ایران، شیطان علاوه بر جریان شک، جریان شبه یقین را نیز به صحنه آورده است. بنگرید به پیوند و ارتباط و بازی میان جریان شک آمریکائی و جریان شبه یقین تکفیری.

 

حکمت روز (۳۸۷)- اشکال بزرگ در هنگام رجوع از زیارت مراقد و مشاهد منّور معصومین (ع)

اشکال بزرگ زیارت مراقد و مشاهد منّور معصومین علیهم السلام در کنار لذات بسیار آن، این است که زائر را در رجوع از این مکان های مقدس دچار مشکل می کند زیرا که ورود به این مکان ها، دقیقاً بمعنای ورود به بهشت است و رجوع از بهشت به لحاظ عقلی و عاطفی امری ناممکن است و با اینحال زائر ناگزیر است که از مشاهد منور به مکان های دیگر باز گردد.

 

حکمت روز (۳۸۶)- ارائه دو ملاک برای عرب و عجم

برای عرب و عجم دو ملاک است. نخست ملاک ظاهر که مربوط به تکلم به لغت عربی و غیر آن است که بر این مبنا هر کس به لغت عربی تکلّم کند، عرب و هر کسی به غیر آن تکلم کند عجم است و ملاک دیگر، سخن و اندیشه واضح و روشن داشتن در برابر سخن و اندیشه مبهم و تاریک داشتن است که بر این مبنا هر کس سخن و اندیشه واضح دارد عرب است و لو بغیر لغت عربی تکلّم کند و هرکس سخن و اندیشه تاریک دارد، عجم است ولو به لغت عربی تکلم کند.