آرشیو ماهانه: نوامبر 2015

حکمت روز (۲۷۸)- شرط محمود و یا مذموم بودن لفظ شیعه

لفظ شیعه فی نفسه نه محمود است و نه مذموم و محمودیت و مذمومیت آن، بستگی دارد به مضاف الیه آن، بنابراین لفظ شیعه اگر به محمد و آل محمد (ص) اضافه شود محمود و اگر به ابوسفیان و آل ابوسفیان اضافه شود، مذموم است.

 

حکمت روز (۲۷۷)- شرح دو حالتِ استضعاف و استکبار برای مذهب عامه

مذهب عامه، مبتنی بر برداشت عامیانه از علم و فهم مبتنی بر رأی از امر خداوند است و مذهب خاصه، مبتنی بر برداشت عالمانه از علم و فهم مبتنی بر امر از امر خداوند است و مذهب عامه، مادام که در برابر مذهب خاصه نایستد، استضعاف است و معفو و به محض ایستادگی استکبار است و ناصبی گری.

 

حکمت روز (۲۷۶)- وصف موضع کفار در اقرارهای روز الست

در عالم الست، عهد خداوند با آدمیان در چهار مرحله ی ندا به ربوبیت خداوند و ندا به نبوت جمیع انبیاء و ندا به ولایت جمیع اوصیاء و ندا به ولایت جمیع شیعیان و تابعان، صورت می پذبرد، مؤمنان در هر چهار مرحله ندای الهی را لبیک می گویند و کفار و منافقین، ندای اول را لبیک و در ندای دوم متوقف و در ندای سوم مخالف و در ندای چهارم منکر و کافر می شوند.

 

حکمت روز (۲۷۵)- نقش حجت در رابطه با شناخت اجمالی و تفصیلی خداوند

عرفان خداوند هم تقدم دارد بر عرفان حجت و هم تأخر، یعنی که خداوند قبل از معرفی حجت، خود را معرفی می نماید و از طریق معرفت خداوند، حجت شناخته می شود و با شناخت حجت مجددا” خداوند شناخته می شود، بنابراین حجت واسطه ایست میان معرفت اولیه، اجمالی و عامیانه خداوند و معرفت ثانویه، تفصیلی و خاص خداوند سبحانه و تعالی.

 

درک تمام وقایع جهان در گرو فهم و درک واقعه عاشوراست

خبرگزاری آنا:

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، آیت‌الله محمد قائم مقامی در همایش امامت در نهضت حسینی که به همت دانشکده الهیات واحد کرج در سالن شهید مفتح این دانشگاه برگزار شد، با سخنرانی مشروحی درباره نهضت اباعبدالله(ع) اظهار کرد: عمق و اهمیت این واقعه به گونه‌ای است که درک تمامی وقایع جهان در گرو فهم و درک واقعه عاشوراست و باید عاشورا را محور اندیشه قرار دهیم تا همه چیز به درستی استنباط و استخراج شود و از نقص مفهومی اجتناب شود.

وی با توجه به موضوع همایش و امامت گفت: امامت مهمترین جنبه نهضت امام حسین(ع) است و بیان کننده دیدگاه انسان درباره مدیریت و اداره کردن جامعه است.

قائم مقامی ادامه داد: در روز عاشورا دو جریان بزرگ تاریخی در مقوله مدیریت که قطعا تنها جریانات موجود عالم است به وضوح مشخص بود یکی امامت و دیگری سلطنت.

وی گفت: از زمان آدم تاکنون و در طول تاریخ بشریت در مقوله مدیریت به لحاظ محتوایی تنها دو جریان و خط مدیریت سیاسی وجود داشته است.

قائم مقامی این دو خط را امامت و سلطنت نامید و افزود: این دوخط در تقابل با یکدیگر وجود داشته‌اند که با توجه به فهم و درک مردم در زمان‌های مختلف در حاکمیت جامعه نمایان می‌شده‌اند.

وی با تاکید بر این که پیامبر اکرم(ص) در رأس امامت قرار دارند به بیان دیدگاه‌های موجود در این زمینه پرداخته و گفت: امامت و ولایت خطی است که رهبری و پیشوایی در آن از خداوند متعال ریشه می‌گیرد و تداوم آن نیز از سوی خداوند اداره می‌شود.

قائم مقامی افزود: امامت نیز مانند سایر دستورات شرعی برای اجرایی شدن به پذیرش و قبول بندگان منوط است و ویژگی بندگی نیز پذیرش و تسلیم در برابر فرمان‌های الهی است.

وی با توجه به وضعیت کنونی جهان گفت: در فرهنگ سلطنت هرکس قدرت دارد، حق دارد و حقانیت ناشی از غلبه است و این همان فرهنگی است که آمریکا اکنون از آن تبعیت می کند در حالی که این دیدگاه در مقابل دیدگاه امامت است که حقانیت در پی کشف حقیقت نهفته است و ربطی به غلبه و زور ندارد.

وی با توجه به اینکه شکل حکومت مهم نیست بلکه محتوا مهم است به دو امام قبل از اسلام که به لحاظ ظاهر پادشاه بوده‌اند ولی خط امامت داشته اند، گفت: حضرت داود و حضرت سلیمان(ع) نیز در ظاهر حکومت پادشاهی داشتند ولی در واقع نقش امام در جامعه را عهده دار بوده اند.

او با بیان اینکه یکی از مسائل عبرت انگیز در طول تاریخ اسلام مخالفت هایی است که با ولایت و امامت پس از پیامبر اکرم(ص) مطرح می‌شده است، افزود: این مخالفت‌ها به اشتباه به وراثتی بودن امامت و ولایت اشاره داشت در حالی که از این نکته غفلت می‌شد که این وراثت، وراثتی معنوی است، وراثت در علم و حکمت است نه از نوع وراثت‌های نسبی که در حکومت های سلطنتی مشاهده می شوند.

وی شرط این وراثت معنوی را داشتن کمالات معنوی و لیاقت و قابلیت الهی برشمرد که از وراثت فامیلی و خانوادگی جداست.

 

حکمت روز (۲۷۴)- شرح عبارت “لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم” از منظر عصمت و طاعت

در مورد (لاحول و لاقوه الا بالله العلی العظیم) باید گفت (حول) عبارتست از قدرت بر ترک معصیت با عصمه الله و (قوه) عبارتست از قدرت بر فعل طاعت با عون الله یعنی که: خدایا قدرتی بر ترک معصیت نیست مگر با عصمت تو و قدرتی بر طاعت تو نیست مگر با عون تو.

 

حکمت روز (۲۷۳)- شرح آیه “و من کل تأکلون لحما طریا و تستخرجون حلیه تلبسونها” در رابطه با مکتب اهل بیت (ع) و مکتب مخالفین ایشان

پس از نزول قرآن کریم و بعثت نبی مکرم (ص) در اسلام دو مکتب پدید می آید، نخست مکتب اهل بیت عصمت و طهارت (ع) که دریایی است عذب و فرات و دیگری مکتب منافقین و مخالفین که آن نیز دریاست لکن دریایی ملح و اجاج و نکته مهم این است که در هر دو مکتب همه چیز هست همانگونه که خداوند فرمود: (و من کل تأکلون لحما” طریا” و تستخرجون حلیه تلبسونها).

 

حکمت روز (۲۷۱)- ابطال سحرِ سامری امت اسلام با خون مقدس ریخته شده در عاشورا

پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) سامری امت اسلام با سحر خود عجلی درست کرد و این سحر آن قدر قوی بود که تمام امت الا قلیلی به این عجل سجده بردند و در برابر آن به نماز ایستادند. سحر این عجل به گونه ای بود که جز با پاشیده شدن خونی مقدس به آن باطل نمی شد و می دانی آن خون در کدام روز و کدام زمین بر صورت نحس این عجل پاشیده شد؟ روز عاشورا و در زمین کربلا.

 

حکمت روز (۲۷۰)- نقش دین در نعمت بودن هستی

هستی، نعمت و افاضه هستی افاضه نعمت است لکن نعمت بودن هستی منوط است به تکمیل آن و تکمیل هستی تنها از راه دین است، یعنی که: دین، نعمتی افزون بر نعمت هستی نیست بلکه شرط نعمت بودن هستی  است.

 

حکمت روز (۲۶۸)- گریه برای امام حسین (ع)، تعهد انسان به عدم تقصیر مجدد در وقوع فاجعه عظمیِ عاشورا است

اصلی ترین مفهوم گریه برای امام حسین (ع)، تلاش برای جبران مافات است زیرا که انسان با احساس تقصیر خود در وقوع این فاجعه عظمی و گریه بر این تقصیر از خداوند می خواهد و متعهد می شود که دیگر در این مورد تقصیر نکند

 

حکمت روز (۲۶۷)- تناظرِ ذکر “بسم الله الرحمن الرحیم” با “کن فیکونِ” ربوبی در صورت تحقق شرایط ادای ذکر

چنانچه عبد، بسم الله الرحمن الرحیم را با ایمان به ارکان اربعه ی آن یعنی ولایت خداوند که متجلی در الله است و ولایت پیامبر اکرم (ص ) که متجلی در الرحمن است و ولایت ائمه معصومین علیهم السلام که متجلی در الرحیم است و ولایت شیعه که متجلی در اسم است، بخواند همان کاری را می کند که کن فیکون ربوبی می کند.

 

گریه بر حسین (ع) یعنی اعتراف به سهم داشتن در فاجعه کربلا به عنوان یک انسان و درخواست از خداوند برای جبران مافات

خبرگزاری شبستان:

سوگواری حضرات معصومین علیهم السلام به ویژه حضرت سیدالشهدا علیه السلام، مانند هر رفتار و عملِ دیگری، اسرار خاص خود را دارد که اشراف به آنها، انسان را به درک عظمت آن سوق می دهد. طبق روایات، این سوگواری ریشه در تاریخ و پیش از وقوع حادثه کربلا و عاشورا دارد که موید اهمیت آن در اندیشه الهی است. سوگواری، معانی و دلالت های روایی، عقلی و فلسفی ای دارد که خطبا و مبلغین، کمتر در منابر به آن ها اشاره می کنند و این غفلت، میزان نفوذ شبهات القایی دشمن را بیشتر می کند.

برای بررسی اسرار، فلسفه و معانی عزاداری حضرت ابا عبدالله (ع) و تفاوت آن با سایر مناسک اسلامی، گفتگویی با آیت الله سیدمحمد قائم مقامی، استاد درس خارج فقه حوزه علمیه داشتم که شرح آن، از نظرتان می گذرد.

سوگواری سیدالشهدا (ع)، اعظمِ قربات الهی است

آیت الله قائم مقامی، سوگواری امام حسین (ع) را دارای فلسفه های بسیاری دانست که باید محققین و اهل معرفت درباره آن تامل کنند و هر مقدار، پژوهش شده است، نیازمند بررسی بیشتر است، گفت: این سوگواری، اعظم قربات الهی و از جمله مناسک متن و اصل دین است؛ همانطور که حج از مناسک اصلی می باشد. هرچند عده ای مانند رییس سازمان اوقاف مصر به دلیل عدمِ درک اهمیت و ارزش آن، حکم به تعطیلی مجالس و محافل حسینی مانندِ مسجد راس الحسین می دهند.

وی با بیان اینکه دین، دو رکن صامت و ناطق (تاویلی و تنزیلی) دارد، افزود: مراد از تنزیلی این است که، قرآن و تمام دستورات و احکام شرعی را خداوند، نازل کرده است؛ و تاویلی یعنی آنچه رکن تنزیلی را معنا می بخشد و تفسیر می کند. بنابراین انسانی که از جنس تنزیلی است، می تواند قرآن را معنا و اجرا کند. به همین ترتیب در موضوع مناسک نیز دو رکن صامت و ناطق صدق می کند؛ مانند حج که دستورات آن از جانب خداوند بیان شده است.

معنای کعبه را در کربلا می توان یافت

استاد درس خارج با اشاره به اینکه، کعبه حقیقی تازل شده از خداوند است که باید انسانی از جنس تنزیلی آن را معنا کند، ادامه داد: معنای کعبه را در کربلا و مقبره حضرت سیدالشهدا (ع) می توان یافت؛ زیرا کعبه آمد تا شخصیت هایی مانند ابا عبدالله و امیرالمومنین بیایند. در کعبه ندای پروردگار؛ و در کربلا، نجف و سایر قبور ائمه، بلا تجلی دارد.

وی خاطرنشان کرد: عارضه واقع شده در جهان اسلام یعنی شهادت امام معصوم (ع) و عدم اجابت دعوت عمومی ایشان، دلیلی برای سوگواری حسینی است. به بیان دیگر حال که انسان (در وجه غالب و نه در وجه مطلق) دچار مصیبت شد باید در دسته جات سینه زنی و زنجیرزنی شرکت کند.

سوگواری حسینی، عِدل مناسک حج است

آیت الله قائم مقامی، سوگواری حسینی را معناکننده و عدل مناسک حج دانست و گفت: اگر انسان ها به ندای الهی در غدیر لبیک می گفتند، سیر وقایع گونه دیگری می شد و به تعبیر حکما، زمان و زمین دیگری وجود می داشت. بنابراین مناسک معناکننده مناسک اول مانند حج، تغییر می کرد. حال که انسان، ندای الهی را اجابت نکرد برای جبران مافات راهی جز عزاداری ندارد؛ بنابراین یکی از معانی سوگواری، تلاش برای جبران مافات است زیرا مصیبت عظیمی روی داد.

وی سوگواری را به معنای وقوف و آگاهی به مصیبت دانست زیرا با شهادت امام حسین (ع)، ضربه و لطمه ای مهم بر ارکان وجود وارد شده است و هستی مصیبت زده شد، افزود: طایفه ای بر این مصیبت واقف می شوند، بنابراین سوگواری می کنند اما طایفه ای واقف نمی شوند که مصیبت زده اصلی اند. از این رو مشخص می شود علامت وقوف به مصیبت، سوگواری است و به همین دلیل، عزاداری سیدالشهدا (ع) را اعظم قربات نامیده اند.

گریه؛ یعنی نقش من و تو در فاجعه کربلا

استاد درس خارج ادامه داد: گریه یعنی اعلام کردن اینکه “من به عنوان یک انسان در پدیدآمدن فاجعه کربلا سهیم بودم، دیگر نمی خواهم سهیم شوم و قصد جبران مافات دارم”. به این ترتیب، هنگامی که انسان عاشورا را یاد می کند برای جبران، تلاش و توبه می کند و اینها یکی از اسرار سوگواری است. البته اگر کسی به این درک نرسید که نقشی در این فاجعه داشته است، به معرفت نخواهد رسید.

وی با بیان اینکه گریه، مطالبه قدرتی است که خداوند طبق کلامش در قرآن برای وارث امام حسین (ع) قرار داده است، خاطرنشان کرد: کاهش مصیبت جهانی از اثرات گریه و سوگواری است. زیرا انسان با این رفتار برای بازگرداندن جهان به حالت اولیه تلاش می کند.

آیت الله قائم مقامی در پایان گفت: سوگواری اثرات شگفت آمیز بسیاری دارد: عِدل و معناکننده حج، زمینه سازی برای توبه و جبران مافات است.

حکمت روز (۲۶۶)- در معنی “لولا الله ماعرفناه و لولا نحن ماعرف الله”

کار اولیاء خداوند، رساندن آدمیان به مقام حق المعرفه است یعنی که آدمیان با معرفت و دلالت خداوند، اولیاء او را می شناسند و با معرفت و دلالت اولیاء به حق المعرفه می رسند همانگونه که صادق آل محمد (ص ) فرمود: لولا الله ماعرفناه و لولا نحن ماعرف الله.