آرشیو ماهانه: آگوست 2015

حکمت روز (۱۸۷)- شریعت آداب معاشرت با خداوند است

شریعت، آداب معاشرت با خداوند و تشریفات ورود به قصری است که در آن ضیافت الله برپاست و قبول یا عدم قبول این آداب و تشریفات، امری کاملا” اختیاری است زیرا که در حکمت خداوند نه ورود به قصر اجباری است و نه ورود به زندان.

 

حکمت روز (۱۸۵)- عاقبت پذیرش و یا عدم پذیرش ادب حضور در جشن آفرینش

حکمت آفرینش دعوت به جشن است که گفته شد وجود همان حضور خداوند و حضور خداوند همان جشن است و شریعت، آداب ورود به این جشن و شرط برخورداری از این بزم است، و ماوراء حیات این جهان که تنها فرصت تأدب به آداب است، یا قصر است که در آن جشن برپاست برای کسانی که ادب ورود به آن را پذیرفتند و یا زندان است که در آن ماتم برپاست برای آنان که این ادب را نپذیرفتند.

 

حکمت روز (۱۸۴)- شرح ارتباط میان اندیشه و سخن

اندیشه، زبان باطن است و سخن، اندیشه ی ظاهر و در موضوع اندیشه و سخن که سیر اظهار و ابراز اندیشمند و گوینده است، سیر منطقی از زبان باطن به زبان ظاهر است و نه بالعکس از این رو امام معصوم فرمود: زبان حکیم در قلب او و قلب احمق در زبان اوست.

 

بحثی در موضوع تعمیم عصمت

با توجه به پرسش قابل تامل یکی از بازدید کنندگان این پایگاه اطلاع رسانی در خصوص علت تعمیم عصمت به غیر از حضرات چهارده معصوم علیهم السلام و بخصوص تعمیم این وصف به ولایت فقیه، آیت الله سید محمد قائم مقامی پاسخی به این پرسش بازدید کننده محترم ارائه نموده اند که بدلیل اهمیت موضوع  ابتدا پرسش و پس از آن پاسخ مربوطه منتشر می گردد:

متن پرسش:

سلام علیکم

کلیپی از حاج آقا درباره «عصمت ولی فقیه» منتشر شده. به عنوان یک طلبه سؤالی برایم مطرح است که امیدوارم جواب واضح دریافت کنم. ما هم معتقدیم که هر انسانی می تواند به عصمت عملی برسد از جمله ولی فقیه. یعنی می تواند به درجه ای برسد که مطلقاً گناه و معصیت نکند. اما عصمت فکری فقط برای انبیا و ۱۴ معصوم است. لذا ولی فقیه ممکن است خطای فکری بنماید. از جمله ولی فقیه عصر حاضر(حفظه الله) یعنی امام خامنه ای در طول ۲۰ سال مرجعیت خود در برخی موارد نظرات فقهی شان عوض شده که حاکی از خطای فکری ایشان است. یا خود تصریح کردند که رهبری در مسأله «تحدید نسل» رهبری هم خطا کرد و یادش رفت که این مسأله تاریخ انقضایی داشته. منتظر جواب عالمانه شما هستم

 

متن پاسخ:

بسمه تعالی

مبنای عقیده به عصمت ولایت فقیه علاوه بر اصل عقلی عدم اختصاص عصمت – جز نقطه قله آن – به چهارده نفس معصوم مطهر علیهم السلام، همچون عدم اختصاص وصف ایمان به آن حضرات و ضرورت تسری و تعمیم دو وصف عصمت و ایمان و سایر کمالات به شیعیان و تابعان آن وجودات مقدسه، و اینکه اصل میان تابع و متبوع و ماموم و امام مشابهت است “الا ما خرج بالدلیل” و نه بالعکس؛ عبارت است از عقیده به عصمت مجتهد بعنوان حاکم نه بعنوان مفتی. زیرا که فقیه در مقام افتاء، مصیب و مخطی است و البته فتوای خطای او نیز تا قبل از کشف خطا برای خود او و مقلدینش دارای حجت و اعتبار است و اما فقیه در مقام حکومت که حجیت حکمش عام و برای همگان است، نمی تواند مخطی باشد زیرا که حکومت تصرف در عرض و مال و جان دیگران است و آنکس که مرتکب چنین تصرفی می شود یا طاغوت است که به غیر حکم خداوند حکم می کند و یا فقیه راشد و با تقوایی است که با اذن و الهام و حفظ و عصمت خداوند حکم می کند و حکمش عین حکم الله و همواره صحیح و منطبق با واقع است و در این مورد نمی توان حکومت فقیه را با قضاوت فقیه که تطرق خطا در آن قابل فرض است قیاس نمود. زیرا با آنکه قضاوت نیز نوعی تصرف در عرض و مال وجان دیگران است و قاضی ولو قاضی فقیه ممکن است اشتباه کند، لکن تصرف در مورد قضاوت تصرفی جزیی و موردی است و اشتباه در آن با تدارک حکومت قابل جبران است، در حالیکه تصرف در حوزه حکومت تصرفی کلی و عمومی و بسیار موثر و سرنوشت ساز است و خطای در آن غیر قابل تدارک است. بنابراین فقیه بعنوان مفتی و قاضی ممکن است خطا کند و همچنان مفتی و قاضی باقی بماند، لکن بعنوان حاکم و علی الخصوص بعنوان امام و ولی امر که حاکم و زعیم کل است نمی تواند خطا کند و به فرض وقوع خطا دیگر نمی تواند حاکم الهی باشد، بلکه کاشف از این خواهد بود که از اول حاکم الهی نبوده و حکومتش غلط ، غصبی و طاغوتی بوده است و این در صورتی است که خطای واقعی باشد نه مانند آنچه مثلا ولی فقیه بر حقی همچون امام خمینی رضوان الله علیه و یا مقام معظم رهبری مد ظله بفرمایند در فلان مورد و بهمان مورد ما اشتباه کردیم که بصورت تلویح و بعضا تصریح لسان نکوهش دیگران و بعهده گرفتن خطای دیگران است تا اقرار به وقوع خطای خود، مانند آنچه امام فرمود: ما اشتباه کردیم در آغاز انقلاب دست لیبرالها را باز گذاشتیم که مشخص است این سخن بمعنای نکوهش لیبرالها و بعهده گرفتن خطای یارانی بود که بر تحویل دولت انقلاب به لیبرالها اصرار داشتند و امام نیز بحق با آنان مدارا کرده بود. به هر حال اگر می خواهید بر سر محفوظیت و معصومیت ولی فقیه که خداوند او را برای امور بندگان خود برگزیده و پرچم اسلام و ایمان و هدایت را بدست او داده و بواسطه او حجت را بر آدمیان تمام فرموده واقف شوید به سخن نورانی حضرت امام رضا علیه السلام در اصول کافی  ج. ۱ ص. ۲۶۰ گوش فرا دهید که می فرماید:

“و إنّ العبد إذا اختاره اللّه عزّوجلّ لأمور عباده شرح صدره لذلک و أودع قلبه ینابیع الحکمه، و ألهمه العلم إلهاماً فلم یعی بعده بجواب، و لا یحیر فیه عن الصواب، فهو معصوم مؤیّد موفّق مسدّد، قد أمن من الخطایا و الزلل و العثار، یخصّه اللّه بذلک لیکون حجّته لعباده و شاهده علیّ خلقه و ذلک فضل اللّه یؤتیه من یشاء و اللّه ذوالفضل العظیم”.  هنگامی که خداوند عزوجل بنده ای را برای امور سایر بندگان بر می گزیند هر آینه سینه او را برای این امر منشرح می فرماید و در قلبش چشمه های حکمت را به ودیعت می نهد و به او علم را الهام فرماید به گونه ای که پس از آن آن بنده از پاسخ هیچ پرسشی عاجز نمی شود و در هیچ جوابی از سخن صواب حیران نمی گردد، پس او معصوم است و موید و موفق و مسدد که از هر گونه خطا و لغزش در امان است و خداوند او را بدین امر اختصاص داده تا حجتش بر بندگانش و شاهدش بر خلقش باشد و این فضل خداوند است که به هر کس بخواهد می دهد و خداوند صاحب فضل عظیم است.

و این سخن هر چند بالاصاله و بالذات در مورد ائمه معصومین علیهم السلام است لکن هر طلبه مبتدی نیز که اندک شم فقاهتی داشته باشد از آن تعمیم و تسری این ویژگی به اولیاء و اوصیاء ائمه اطهار از جمله ولی فقیه که پس از معصوم اصلی، مصداق تام این سخن است را درک می کند.

سید محمد قائم مقامی

بیست و ششم مردادماه  ۱۳۹۴ هجری شمسی

حکمت روز (۱۸۳)- انشاء بر خلاف خبر متصف به وقوع یا عدم وقوع است

انشاء برخلاف خبر هرگز متصف به صدق و کذب نیست بلکه تنها متصف به وقوع و عدم آن است، یعنی وقتی کسی دعا می کند یا تمنا و نفرین می نماید، دیگری نمی تواند به او بگوید دعا و تمنا و نفرین تو دروغ است بلکه می تواند بگوید تو دعا و تمنا و نفرین نکردی.

 

پرورش یافتگان در مکتب امام صادق (ع) در اوج تقدس عقلانی عمل می کنند

خبر گزاری شبستان:

به گزارش خبرنگار حوزه مسجد و کانون های مساجد خبرگزاری شبستان، نهمین  همایش ستارگان محراب با هدف بزرگداشت مرحوم فیروز آبادی  ۱۴ مرداد ماه در مسجد جامع فیروز آبادی شهر ری برگزار شد.

در این نشست، آیت الله سید محمد قائم مقامی، استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به جایگاه فقه و فقاهت گفت: فقه جریانی ریشه دار و  سابقه دار و جریان فهم درست دین است و مکتبی است که سینه به سینه و نسل به نسل از زمام امامان معصوم(ع) و مکتب امام صادق(ع) به عصر ما رسیده است.

وی افزود: فقاهت و دیانت باعث جلوگیری از سو استفاده از قدرت می شود. امروز شاهدیم که جریاناتی در نظام وجود دارند که با تمایل به قدرت و ثروت از اسلام اصیل فاصله می گیرند و برخی از این جریانات در اوج  نادانی و حماقت قرار دارند و ادعای فهم دین را دارند، جریان داعش و تکفیری از این جمله هستند.

وی با اشاره به اینکه فقیه کسی است که دین را به درستی درک می کند و سلایق شخصی خود را درآن دخالت نمی دهد، گفت: فقهای نظام کسانی هستند که برخلاف بسیاری از افراد زمانیکه به قدرت می رسند، مغرور نمی شوند. فقیه برای درک درست مقصود خدا تلاش می کند. خوشبختانه در جامعه اسلامی ما فقهایی از این دست بسیار وجود دارند.

آیت الله قائم مقامی گفت: آیت الله فیروز آبادی با اتکا به تقوا و دیانت از فسادهایی که بر سیاسیون و فعالان سیاسی پیش می آمد، در امان ماند و در مسیر تقوا و دیانت ثابت قدم حرکت کرد .وی در مکتب امام صادق(ع) تربیت شد و بزرگی بود که علم را آموخت و عمل و تقوا داشت و در اوج طهارت و عقلانیت و تقدس روشنفکر بود و در صحنه اجتماع و سیاست حاضر شد.

مرحوم آیت الله فیروز آبادی در اوج تقدس، عقلانی عمل می کرد و این نشانه کسانی است که در مکتب فقهی امام صادق(ع) پرورش یافته اند.

وی با اشاره به تاثیرات مبارزاتی آیت الله فیروزآبادی در عصر مشروطیت بیان کرد: مرحوم فیروز آبادی مشروطیت را مادامی که با دین و اصول اساسی اسلام منافاتی نداشت پذیرفت و حمایت کرد.

وی خاطر نشان کرد: دین شناسی فقیهانه با دین شناسی روشنفکرانه فرق های بسیاری دارد زیرا که روشنفکران سلایق و تمایلات فکری و فلسفی خود را در دین دخالت می دهند درحالیکه فقهای دین شناس فقط به متون اصیل مراجعه کرده و آن را ملاک می دانند.

این استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به دیگر ویژگی های مرحوم فیروز آبادی تصریح کرد: وی درشکل گیری جبهه ملی دوم و تاسیس جمعیت نهضت آزادی نقش به سزایی داشت و درغائله جمهوری خواهی همراه سید حسن مدرس که از رهبران مبارزه با جمهوریت بود، قرار گرفت و هرگز حاضر به ترک رویه خود نشد و در منطقه شهر ری اقدام به ساخت مسجد، بیمارستان و مراکز خیریه کرد.

در ابتدای این مراسم نیز  حجت الاسلام اصلانی، مدیر ناحیه شیخ صدوق، ضمن گرامیداشت مقام آیت الله فیروزآبادی اظهار کرد: ایشان حدود صد و چهل سال پیش در شهرری دیده به جهان گشودند. تحصیلات ابتدایی خود را در تهران گذراندند و چون بعد از فوت پدر مسئولیت خانواده را به عهده داشتند همزمان با تحصیل شبانه در تهران روزها در فیروزآباد کار می کردند.

 

وی افزود: آیت الله فیروزآبادی بعد از اتمام تحصیلات در تهران، عازم نجف اشرف شدند و افتخار شاگردی آخوند خراسانی را داشتتند. ایشان به عنوان مجتهد پس از اتمام تحصیلات به ایران بازگشتند. آیت الله فیروز آبادی در ترویج دین و دستگیری مستمندان بسیار تلاش می کردند و بانی خیر و برکت مردم شهرری بودند.

 

حجت الاسلام اصلانی گفت: آیت الله فیروزآبادی با همین روحیه وارد مجلس شورای ملی شد و تمام مدت خدمت گذاری خود حقوقی دریافت نکرد. پس از اتمام دوره نمایندگی تمامی حقوق این مدت خود را صرف خدمت به مردم، تاسیس بیمارستان و مسجد فیروزآبادی کرد.

نهمین نشست ستارگان محراب با هدف بزرگداشت علما و ائمه جماعات مساجد تهران، ویژه بزرگداشت آیت الله مرحوم سید رضا فیروز آبادی با حضور علما، طلاب و اقشار مختلف مردم در مسجد فیروزآبادی شهرری برگزار شد.

حسین طلا و محجوب از نمایندگان تهران در مجلس شورای اسلامی، فرماندار و شهردار منطقه ۲۰ و حجت الاسلام حاج علی اکبری، رییس مرکز رسیدگی به امور مساجد در مراسم بزرگداشت آیت الله فیروزآّبادی شرکت داشتند.

بنابراین گزارش، در این مراسم از یادبود مرحوم آیت الله فیروزآبادی که قرار است در مسجد فیروزآبادی نصب شود با حضور علما و مسئولان پرده برداری شد.

حکمت روز (۱۸۱)- رابطه میان اخلاق و معرفت

اخلاق، تجسد معارف و معارف، تروح اخلاق است یعنی که معرفت در مقام نزول، خُلق است و خُلق در مقام صعود، معرفت است یعنی که خلق جسم است و معرفت روحی است که در آن دمیده می شود و آدمی مکلف به معرفت است لکن نه به طور مستقیم بلکه از طریق اخلاق.

 

حکمت روز (۱۷۸)- توضیح اینکه چیزی هم مقتضای چیز دیگری باشد هم مقتضی آن

اگر سئوال شود که آیا ممکن است چیزی هم مقتضای چیز دیگری باشد هم مقتضی آن، پاسخ مثبت است، آیا نمی بینی که چگونه عبادت هم مقتضای معرفت است و هم مقتضی آن یا چگونه حکمت هم مقتضای عقل است و هم مقتضی آن یا چگونه انقلاب اسلامی ایران هم مقتضای رویکرد نوین بشریت به خداوند است و هم مقتضی آن؟

 

حکمت روز (۱۷۷)- رسیدن به بهشت هم حق انسان است و هم تکلیف او

ورود به جنت که همان محضر پروردگار و ضیافت الله است، حق انسان است لکن نه لابشرط بل به شرط انجام تکلیف زیرا که تکلیف برای ایجاد استحقاق و استحقاق برای رسیدن به حق است و این تکلیف در واقع همان رفتن به سوی بهشت و عبور از مکاره پیرامون آن است، پس رسیدن به بهشت هم حق انسان است و هم تکلیف او.

 

حکمت روز (۱۷۶)- وصف دینداری در دوره آخرالزمان

در عصر ما که بی تردید عصری آخرالزمانی است، هرچند به یک اعتبار برخی دین داری های سابق، دیگر دیده نمی شود لکن در عین حال به اعتباری دیگر، در این عصر، دین داری هایی پدید آمده که هرگز در ادوار گذشته سابقه نداشته است.

 

حکمت روز (۱۷۵)- معنی اینکه جلوه هم ظاهر کننده ی ذی جلوه است و هم مخفی کننده ی آن

این سخن یکی از فلاسفه ی جدید غربی در موضوع  پدیده و ظهور یک چیز که آن هم نشان دادن آن چیز است و هم نشان ندادن آن، سخنی بلند و حکیمانه  و به صورت نا خودآگاه برگرفته از فرمایش نورانی حضرت علی علیه السلام در مورد تجلی خداوند بر خلق است که فرمود (تجلی لها بها و بها امتنع منها) یعنی که جلوه هم ظاهر کننده ی ذی جلوه است و هم مخفی کننده ی آن همانگونه که آیه هم نمایش دهنده ی ذی الایه است و هم مخفی کننده ی آن.