آرشیو ماهانه: مارس 2015

حکمت روز (۳۲)- تناظر رابطه ی معرفت و ایمان با رابطه ی عقل و حکمت

رابطه ی معرفت و ایمان همچون رابطه ی عقل و حکمت است و همانگونه که با عقل، غور حکمت و با حکمت، غور عقل بدست می آید و هر درجه از عقل مقتضی درجه ای از حکمت و هر درجه از حکمت مقتضی درجه ی دیگری از عقل است ، همچنین هر درجه از معرفت مقتضی درجه ای از ایمان و هر درجه از ایمان مقتضی درجه ی دیگری از معرفت است.

لینک صوتی: شرح حکمت روز (۳۲)

حکمت روز (۳۱)- نسبت ولایت الله، رسول الله(ص)، ائمه معصومین (ع) و فقها

ولایت رسول الله صلی الله علیه و آله، یگانه راه به ولایت الله، و ولایت ائمه معصومین علیهم السلام، یگانه راه به ولایت رسول الله صلی الله علیه و آله و ولایت فقها، یگانه راه به ولایت ائمه معصومین علیهم السلام است یعنی که ولایت فقیه عین ولایت امام (ع) و ولایت امام (ع) عین ولایت رسول الله (ص) و ولایت رسول الله (ص) عین ولایت الله است.

لینک صوتی: شرح حکمت روز (۳۱)

حکمت روز (۲۹)- مصادیق انحراف در قلب بواسطه تبعیت از متشابه

 تبعیت از متشابه که معلول انحراف در قلب است، مصادیقی دارد از جمله: اخذ به متشابهات کتاب بدون ارجاع آن ها به محکمات کتاب، و اخذ به کتاب بدون رجوع به امام معصوم و اخذ به حجت سابق بدون رجوع به حجت حاضر.

لینک صوتی: شرح حکمت روز (۲۹)

حکمت روز (۲۸)- باب های مفتوح و مسدود در عصر غیبت

در عصر غیبت امام زمان عجل الله تعالی فرجه، بابی مسدود است و بابی مفتوح، باب مسدود همان ادعای مشاهده خاص و رسمی و اخذ تکالیف از ناحیه آن حضرت و ابلاغ آن به دیگران است و باب مفتوح، باب انواع تأییدات، مکاشفات و تشرفات معنوی برای مومنان و صالحان است. مفتوح دانستن باب مسدود همان قدر انحراف است که مسدود دانستن باب مفتوح.

لینک صوتی: شرح حکمت روز (۲۸)

حکمت روز (۲۶)- بسته شدن و گشوده شدن دو باب وحی با رحلت پیامبر (ص)

با رحلت پیامبر ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله، در ارتباط با موضوع وحی و نبوت، بابی بسته و بابی گشوده می شود. با این رحلت، باب وحی های تشریعی و تأسیسی و تنزیلی بسته و باب وحی های تعریفی و تبیینی و تأویلی گشوده می شود. به عبارت دیگر باب وحی متن بسته و باب وحی فهم گشوده می شود.

 

 

لینک صوتی: شرح حکمت روز (۲۶)

حکمت روز (۲۵)- آفرینش انسان توسط خداوند از سه گوهر شکر، شرم و شوق

خداوند تبارک تعالی، مومن را از سه گوهر آفریده است: گوهر شکر، گوهر شرم و گوهر شوق. شکر نعمت وجود که حاصلش درک موجودیت خداوند است و شرم از بودن در برابر خداوند که حاصلش اختفاء وجه خداوند برای مومن است و شوق به رسیدن به مقام فناء نزد خداوند که حاصلش انکشاف وجه خداوند برای مومن است.

 

 

لینک صوتی: شرح حکمت روز (۲۵)

حکمت روز (۲۴)- سرانجام روشنفکری در نقد دنیای قدیم و مدرن

روشنفکری پس از نقد دنیای قدیم که بنیانش تفسیر نفسانی از امر قدسی یا همان دین بدون ولایت است، به نقد دنیای مدرن که بنیانش مخالفت با امر قدسی است می رسد و در اوج این نقادی سرانجام به امر قدسی و دین باز می گردد لکن این بار نه امر قدسی با تفسیر نفسانی و نه دین بدون ولایت بلکه امر قدسی با تفسیر قدسی و دین همراه با ولایت.

 

لینک صوتی: شرح حکمت روز (۲۴)

حکمت روز (۲۳)- چگونگی نقش مردم در مشروعیت و فعلیت حکومت اسلامی

در موضوع عدم نقش رأی مردم در ایجاد اصل مشروعیت و نقش منحصر به فرد مردم در ایجاد فعلیت و تحقق خارجی میان حکومت اسلامی و نماز هیچ تفاوتی نیست یعنی همان قدر عدم رأی مردم در عدم مشروعیت نماز نقش ندارد که در عدم مشروعیت حکومت اسلامی نقش ندارد، همچنین همان قدر رأی مردم در ایجاد فعلیت و تحقق خارجی حکومت اسلامی نقش دارد که در فعلیت و تحقق نماز نقش دارد.

 

لینک صوتی: شرح حکمت روز (۲۳)

امت واحده- بخش دوم: تشکیل امت واحده در گرو دولت زمینه ساز است

انقلاب اسلامی ایران و الگویی که حضرت امام (ره) در این باره ارائه کرد نشان داد تنها الگوی صحیح انتظار،  انتظار فعال است که می تواند زمینه ساز دولت ظهور باشد.  موضوع مهمی در این جا وجود دارد و آن این است که قبل از تشکیل دولت حقّه، دولت ممحض و زمینه ساز باید تشکیل شود. این طور نیست که دولت حقّه یک شبه به وجود بیاید. این طور نیست که امت واحده یک شبه شکل بگیرد. منتظر مصلح خود باید صالح و مصلح باشد، یعنی این آمادگی از پیش به وجود آماده باشد بنابراین منتظر دولت حقه باید خود دولت تشکیل دهد.

درباره وحدت نیز دو نظر وجود دارد. نظر اول این است که سمت و سوی اتحاد را به سمت کسانی ببریم که اظهار اسلام می کنند ولو این که منافق و معاند هستند. نظر دوم اما این است که سمت و سوی دیدگاه و سرمایه گزاری ما از آن کسانی باشد که امامت کلی را پذیرفته اند اما ظاهر مسلمان نیستند. من با نظر دوم بیشتر احساس نزدیکی و همانندی می کنم. چطور می شود با وهابیت که در ظاهر اظهار مسلمانی می کنند اما کانون تفرقه و فساد و ظلمات در منطقه و جهان هستند به وحدت رسید؟

بخش دوم و پایانی گفتگوی سرویس قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با آیت الله سید محمد قائم مقامی استاد حوزه و دانشگاه را درباره مفهوم امت واحده، تحولات جهانی و رابطه میان امت واحده و موضوع آخرالزمان و ظهور می خوانید.

در بخش پیشین گفتگو به این موضوع اشاره کردید که اولا تعامل و توأمانی میان امام و امت وجود دارد و تحریف مفهوم امامت به تحریف مفهوم امت منجر می شود و در ثانی به موضوع اولین بنای کج در صدر اسلام اشاره کردید که با وجود این که حق امام برحق در حاکمیت غصب می شود اما با این وجود به خاطر مهم بودن موضوع امت،  امام معصوم علیه السلام بیشترین خویشتنداری و  ایثار را از خود نشان می دهند که حتی به همان حاکمیت هم مشاوره می دهند و یاری اش می کنند.

ما اگر امروز چیزی از مفهوم امت را در میان خود می بینیم به برکت امام معصوم علیه السلام است، چرا که کل مفهوم امت، مبتنی بر امامت است. به این معنا که ما حوزه قابلیت مفهوم امامت را امت تعریف می کنیم پس امام اصل است. اما عالی ترین درجه قبول امامت از آنِ شیعه می شود و عالی ترین فرد امت، امام معصوم.  فی المثل وقتی شما در کربلا و در محضر امام زمان، امام حسین علیه السلام قرار می گیرید می بینید عالی ترین درجه قبول امامت از آن حضرت ابوالفضل علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها است. پس این رابطه یک رابطه متسع با شعاع وسیع است که از خالص ترین افراد امت که حقیقی ترین و نابترین درجات ایمان را دارند آغاز می شود و  می رسد به افرادی که به ظاهر حتی متدین به دین حق نیستند اما عناد و لجاجتی هم با دین حق ندارند و نشان نمی دهند.  پس حتی چنین اشخاصی هم که معرفت بسیار کم تری دارند اما آن آمادگی پذیرش حق در آن ها هست جزو امت محسوب می شوند.

این تأکید جنابعالی بر مفهوم امت می تواند از تحولات زمانی عصر ما هم نشأت گرفته باشد؟

ببینید ما امروز در زمانه متفاوتی زندگی می کنیم. همچنان که پیشتر هم اشاره شد در عصر ما نه تنها حاکمیت ملی یا منطقه ای معنا ندارد بلکه به یک معنا حتی حاکمیت قاره ای هم معنای خود را از دست داده است، اگر روزگاری از شرق و غرب عالم سخن به میان می آمد و فرهنگ شرق و فرهنگ غرب دو دنیای متفاوت و جدای از هم بود امروز شما به عینه می بینید که ما وارد فضای حاکمیت نه شرقی و نه غربی شده ایم بنابراین روشن است که این فضا اقتضائات و لوازم خاص خود را هم خواهد داشت.

آیا این کم رنگ شدن مرزهای ملی و منطقه ای و قاره ای می تواند نشانه ها و علایمی از ظهور و پیدایش آخر الزمان باشد؟

بله، پدید آمدن چنین فضایی از مقدمات ظهور است و نشان می دهد حاکمیت های منطقه ای و ملی در واقع موضوعیت خود را از دست داده اند. البته توجه کنید که همین نگرش در فرهنگ های الحادی هم در جریان است. آن ها هم حاکمیت جهانی و امت جهانی را با مبنای امامت صهیونیسم مطرح می کنند، البته با اقتضائات خاص خودشان نظیر جهانی سازی. این یک واقعیت امروزی است و جریان کفر سعی می کند آن را مدیریت کند.

پس می شود گفت ما شاهد صف آرایی دو امت خواهیم بود؟

مسلما یک امت الهی در مقابل جریانی شیطانی و نفسانی و ضد خدا قرار می گیرد. وقتی این تقابل ها به وجود می آید تولّی و تبرّی هم پیش می آید. اما مبنای این تولّی و تبرّی دیگر گرایش های مرزی و قومی و زبانی نخواهد بود، این جاست که مبنای تولی و تبری صرفا بر موازین امامت خواهد بود.

می خواهم درباره موضوع ظهور و ارتباط آن با امت واحده از شما بپرسم. گاهی یک تلقی انحرافی از موضوع ظهور پیش می آید که همین تلقی انحرافی باعث می شود ما حتی به زمینه های وحدت هم دست پیدا نکنیم. برخی بر این گمان هستند که هر حرکتی مبتنی بر وحدت پیش از ظهور حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف محکوم به شکست است، بنابراین هیچ راهی جز انفعال پیش پای ما نیست و اگر هم کسی برای تحقق امت واحده پا پیش گذارد،  به جایی نخواهد رسید.  می خواستم دیدگاه تان را در این باره جویا شوم؟

من یک مثال در این باره می زنم که به قدری به ما نزدیک است که هیچ خدشه ای بر آن نمی توان وارد کرد. انقلاب اسلامی ایران و الگویی که حضرت امام (ره) در این باره ارائه کرد نشان داد تنها الگوی صحیح انتظار،  انتظار فعال است که می تواند زمینه ساز دولت ظهور باشد.  موضوع مهمی در این جا وجود دارد و آن این است که قبل از تشکیل دولت حقّه، دولت ممحض و زمینه ساز باید تشکیل شود. این طور نیست که دولت حقّه یک شبه به وجود بیاید. این طور نیست که امت واحده یک شبه شکل بگیرد. منتظر مصلح خود باید صالح و مصلح باشد، یعنی این آمادگی از پیش به وجود آماده باشد بنابراین منتظر دولت حقه باید خود دولت تشکیل دهد.

پرسش این جاست که اگر ما می خواهیم زمینه این وحدت بزرگ که منجر به تشکیل امت واحده می شود فراهم کنیم به چه لوازمی نیاز داریم؟

دو نظر در این باره وجود دارد. نظر اول این است که سمت و سوی اتحاد را به سمت کسانی ببریم که اظهار اسلام می کنند ولو این که منافق و معاند هستند. نظر دوم اما این است که سمت و سوی دیدگاه و سرمایه گزاری ما از آن کسانی باشد که امامت کلی را پذیرفته اند اما ظاهر مسلمان نیستند. من با نظر دوم بیشتر احساس نزدیکی و همانندی می کنم. چطور می شود با وهابیت که در ظاهر اظهار مسلمانی می کنند اما کانون تفرقه و فساد و ظلمات در منطقه و جهان هستند به وحدت رسید؟ چطور می شود برای این که امت را از تفرقه نجات داد با تکفیری ها به نقاط مشترک رسید؟ چه نقاط مشترکی بین ما و آن ها وجود دارد؟ اما در آن سوی عالم آزادیخواهان و مستضعفانی وجود دارند که عمق نفوذ و پشتوانه ما آن ها هستند. از طرف دیگر در داخل دنیای اسلام نیز ما با عامه مسلمانان که رفتار عنادآمیزی ندارند در اتحاد و وحدتیم. اصلا سیاست جمهوری اسلامی هم تا به حال همین بوده که حساسیت ها مراعات شود و به مقدسات فرقه های مسلمانان توهین نشود برای این که اتحاد یک ضرورت قطعی است و حرکت های مقابل آن خائنانه است. پس هر کسی تقیه شکنی کند و مثلا به مقدسات سنّی ها اهانت کند در واقع گامی برخلاف وحدت امت واحده برداشته است.

امت واحده-بخش اول: حق طلبان و آزادیخواهان جهان، زیر چتر امت واحده اند

خبرگزاری شبستان:

در اقصی نقاط جهان، آزادیخواهان، حق طلبان و مستضعفانی وجود دارند که در شناسنامه شان چیزی به نام مسلمانی یا شیعه بودن حک نشده است اما به واقع آن ها حق طلب و حق جو و جزو امت واحده اند و به محض این که در برابر نسیم حق گرایی قرار گیرند به حق می پیوندند. این ها کسانی هستند که به واقع تابع رهبر الهی هستند و در حرکت های کلان سیاسی، رهبری امام را می پذیرند ولو این که در ظاهر مسلمان نباشند. با همین تفکر است که ما امام جامعه مان را صرفا یک رهبر برای جامعه خودمان نمی دانیم بلکه ایشان را ولی امر مسلمانان و مستضعفان و آزادیخواهان جهان می دانیم.  امام جامعه ما ولی فقیه است نه فقط برای مسلمانان ایران که برای مستضعفان جهان.

بخش اول گفتگوی سرویس قرآن و معارف خبرگزاری شبستان با آیت الله سید محمد قائم مقامی استاد حوزه و دانشگاه را درباره مفهوم رابطه امام و امت و تعریف شعاع دایره امت واحده و چالش شکل نگرفتن امت واحده در دنیای اسلام را می خوانید.

بحث ما با جنابعالی درباره امت واحده اسلامی است. برای آغاز چه دریچه ای را  برای ورود به این بحث پیشنهاد می کنید؟

با توجه به این که الگوی حکومت اسلامی یا مدیریت اسلامی، الگوی امام – امت است، بنابراین طبیعی است تأکید بسیار ما بر امت باشد. به عبارت دیگر وقتی ما بر امامت تکیه می کنیم و برجسته اش می کنیم، از آن سو هم مفهوم دیگری به نام امت برجسته می شود چون این دو در کنار هم قرار می گیرند. امام کسی است که پیشرو است، در مقابل قرار گرفته و امت نیز پشت سر او قرار دارد و تبعیت می کند.

منظورتان از امام در شعاع کلی تعریف است؟

منظور از امام، امام معصوم علیه السلام، نایب امام یا کسی است که ویژگی های امام معصوم (ع) را داشته باشد، کسی که دارای مقام باطنی و ظاهری است و اساسا به خاطر مقام باطنی، مقام ظاهری و اعتباری و سیاسی بر او جعل شده است.

آیا می توانیم بگوییم درنظام های سیاسی جدید به جای رابطه امام و امت، رابطه حاکمیت و ملت شکل گرفته است؟

البته ما در قرآن کریم نیز کلمه ملت را داریم اما مفهوم آن با محتوای رایج و امروزی ملت متفاوت است. معنای ملت در قرآن و روایات ما دقیقا به معنای دین است اما همچنان که اشاره شد در فرهنگ معمول بشری تعریف دیگری دارد. در واقع این جا رابطه مَلِک و ملت شکل می گیرد. ما معتقدیم با وجود همه تنوع و تقسیم بندی هایی که در تعریف حاکمیت وجود دارد نهایتا به دو نوع حاکمیت می رسیم. حاکمیت یا توحیدی است یا غیر توحیدی. البته حاکمیت در دنیای مدرن اسامی مختلفی دارد اما نهایتا به همان ملوکیت منتهی می شود.

درباره امت چه تعریفی می توانیم به دست بدهیم؟ شعاع دایره امت واحده را چگونه می توان تعریف کرد؟

در این باره دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. پرسش این است که آیا امت فقط شامل مسلمانان است؟ کسانی که رسما مسلمان هستند یا دایره وسیع تر از این است؟ بنده معتقدم دایره امت وسیع تر از این هاست. نه فقط مسلمان کامل که مفهوم ولایت را به طور شایسته درک کرده است و ما تجسم چنین شخصیتی را در شیعه می بینیم و نه فقط مسلمانان عادی که حتی کسانی که ظاهرا مسلمان نیستند اما مدیریت کلان سیاسی امام برحق را می پذیرند همه این ها در دایره امت می گنجند.

می توانید منظورتان از کسانی که مدیریت کلان سیاسی امام بر حق را می پذیرند  روشن تر بیان کنید؟

در اقصی نقاط جهان، آزادیخواهان، حق طلبان و مستضعفانی وجود دارند که در شناسنامه شان چیزی به نام مسلمانی یا شیعه بودن حک نشده است اما به واقع آن ها حق طلب و حق جو هستند و به محض این که در برابر نسیم حق گرایی قرار گیرند به حق می پیوندند. این ها کسانی هستند که به واقع تابع رهبر الهی هستند و در حرکت های کلان سیاسی، رهبری امام را می پذیرند ولو این که در ظاهر مسلمان نباشند. البته از آن سو هم می توان به این قضیه نگاه کرد. امروز در منطقه ما کسانی ممکن است خود را نه تنها یک مسلمان بلکه مسلمان حقیقی و دو آتشه هم بدانند اما در حقیقت آن ها مسلمان نیستند از وهابی ها بگیرید تا تکفیری ها که از امت خارج شده اند.

با همین تفکر است که ما امام جامعه مان را صرفا یک رهبر برای جامعه خودمان نمی دانیم بلکه ایشان را ولی امر مسلمانان و مستضعفان و آزادیخواهان جهان می دانیم.  امام جامعه ما ولی فقیه است نه فقط برای مسلمانان ایران که برای مستضعفان جهان.

نگارش نامه تاریخی حضرت امام (ره) خطاب به گورباچف یا  نامه روشنگرانه اخیر رهبر معظم انقلاب به جوانان غرب پیرو همین منطق است؟

دقیقا همین طور است. تحلیل امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری بر این است که فطرت های پاک بشری در اقصی نقاط عالم می توانند مخاطبان پیام الهی باشند. امروز بخش مهمی از سیطره غرب بر اذهان به واسطه بمباران حجیم و لاینقطع اطلاعاتی و فکری است که اجازه نمی دهد افکار عمومی به حقایق دست اول و غیر مغشوش دسترسی داشته باشد به خاطر همین است که سیمای اسلام در چنین تفکری تا این حد مخدوش می شود. از این رو رهبری آن نامه روشنگرانه را خطاب به جوانان می نویسند و اعلام می کنند که جوان ها تا آنجا که می توانند حقایق قرآن را بلاواسطه و بدون قضاوت ها و پیش داوری های رسانه ها ارزیابی کنند. به واقع هم همین طور است.  یک جوان اروپایی که هنوز ذهنش به معادلات قدرت و ثروت و سرمایه داری آلوده نشده با حق عناد ندارد و گرایش به حق و عدالت به صورت فطری در همه جوانان جهان وجود دارد. پس می توانیم بگوییم همه این قلب ها و ذهن های مستعد جوان می توانند در شعاع دایره امت قرار گیرند. به ویژه وقتی متوجه این معنا باشیم که ما امروز در عصر جهانی شدن قرار گرفته ایم و دیگر به آن صورت حاکمیت های ملی و منطقه ای معنا ندارد.

یکی از شبهات و اشکالاتی که گاهی امروز می بینیم درباره امت واحده است. پرسش این است که چرا مسلمانان نمی توانند با هم به سمت امت واحده بروند، در حالی ک غرب می تواند اتحادیه های قدرتمند سیاسی و اقتصادی تشکیل بدهد با وجود آن که نزاع قدرت در آنجا وجود دارد؟

ما تجربه تلخ تاریخی در این باره داریم و یک بنای کج که از روز رحلت حضرت رسول صلی الله علیه و آله  وسلم گذاشته شد اجازه نداده که ما در این سمت حرکت کنیم. وقتی درست بلافاصله بعد از رحلت حضرت رسول (ص) از ولی به حق و امام زمان اعراض شد این عدم اقبال به امام معصوم (ع)  و امیر مؤمنان به واقع جریان امت را هم مورد خدشه قرار دارد، چرا که تحریف امامت به تحریف امت هم منجر می شود. نمی شود امام شایسته و برحق را کنار گذاشت و امت شایسته را داشت. این دو با هم توأمان پیش می روند. وقتی امت شایسته است امام شایسته را هم بر مسند امور قرار می دهد اما وقتی امت آن شایستگی لازم را ندارد امام تنها می ماند. همچنان که تاریخ حیات امامان معصوم ما چنین اتفاق تلخی را روایت می کند. اما شما نگاه کنید که موضوع امت چقدر مهم و حیاتی است که امام معصوم با وجود این که از حاکمیت کنار گذاشته شده و حق او غصب شده به همان حاکمیت مشورت می دهد چون اهمیت وحدت را می داند و برای شکل گیری امت واحده  می کوشد.

مفاهیم قرآنی را علی وار فرا بگیریم

خبرگزاری شبستان:

آیت الله قائم مقامی چهره برجسته حوزه و استاد دانشگاه در آیین اختتامیه بخش در آسمان ولایت (عترت) با اشاره به نقش قرآن و آموزه های آن در کاهش آسیب های اجتماعی پیوند خانواده و استحکام بنیان آن گفت: برای اینکه به ابعاد گوناگون و گسترده این کتاب آسمانی پی ببریم بهتر است قرآن را در ابعاد زندگی حضرت علی(ع) مطالعه و مشاهده کنیم.
به باور این استاد دانشگاه حضرت علی (ع) معنای واقعی تفسیر قرآن بودند و هر لحظه از زندگی این بزرگوار با قرآن و آموزه های آن مانوس بود و این موضوع در تمام زندگی این حضرت و خانواده شان جاری بود.
آیت الله قائم مقامی خاطرنشان کرد: این روزها در جامعه شاهد بروز آسیب های مختلفی در حوزه اخلاق و آسیب های اجتماعی هستیم در صورتی که برای تمامی این آسیب ها در قرآن راهکارهای عملی و علمی وجود دارد. راهکارهایی که حضرت علی (ع) هم در زمان خلافت خود آنها را اجرایی می کردند.

به گفته این استاد اخلاق این روزها شاهد تفاسیر گوناگون و متفاوتی از آیات و روایات قرآنی در جامعه هستیم که در برخی موارد این تفاسیر با اصل و اساس آیه ها تفاوت چشمگیری دارد، در صورتی که در یک جامعه اسلامی باید تمامی تفاسیر از آیات و روایات قرآن به صورت دقیق با کار کارشناسی و ساعت ها تحقیق و پژوهش به دست آید.
گفتنی است در پایان سخنان این استاد دانشگاه جلسه پرسش و پاسخ مردمی پیرامون فعالیت های بخش در آسمان ولایت و سیر و سلوک حضرت علی در استفاده از مفاهیم قرآنی در زندگی با حضور بازدیدکنندگان و علاقمندان به قرآن برگزار شد.

 

قرآن و ولایت دو کانون مبارزه جذابیت های شیطانی در جنگ نرم

خبرگزاری شبستان:

حجت الاسلام والمسلمین قائم مقامی استاد سطوح عالی حوزه علمیه درباره تاثیر فعالیت های قرآنی بر تربیت اخلاقی نسل جوان به خبرنگار شبستان گفت: بنابر آنچه به عنوان فلسفه و حکمت بعثت بیان شده است تلاوت گام نخست و پس از آن تزکیه و تعلیم کتاب وحی به عنوان فرایند توسعه و ترویج دین پیش بینی شده است.

وی با بیان این مطلب که ما پس از پیروزی انقلاب شاهد احیای اسلام بوده ایم اظهار کرد: وقوع انقلاب مرحله نخست حکمت بعثت را بعثت یعنی تلاوت را محقق کرده و تلاوت آیات الهی در جامعه از جایگاه لازم برخوردار است چرا که پیش از تدبر استنباط و عمل به این آیات ابتدا باید گوش روح به صوت وحی آشنا شود.

 

حجت الاسلام قائم مقامی با بیان این مطلب که برگزاری مسابقات در این زمینه نقش موثری را ایفا می کند تصریح کرد: البته عمل به حکمت و فلسفه بعثت با اکتفا به این مرحله محقق نمی شود و باید دیگر مراحل کار قرآنی یعنی تدبر و تفکر تاویل، تفسیر و عمل به آیات وحی نیز در دستور کار قرار بگیرد.

استاد سطوح عالی حوزه علمیه درباره تاثیر فعالیت های قرآنی برای مصون نگاه یداشتن نسل جوان در برابر تهاجمات فرهنگی کشور ابراز کرد: امروزه شاهد آن هستیم که نسل جوان ما در برابر هجمه شدید کفار و شیاطین آن هم با مبنای فرهنگی و جذابیت های کاذب و بی سابقه قرار دارد که این جذابیت در عرصه فرهنگ و رسانه به اوج خود رسیده است.

 

وی تاکید کرد: نقطه مقابل این جاذبه های کاذب جذابیت های الهی با دو رکن اصلی یعنی قرآن و عترت قرار دارد که مستقیم با روح انسان در ارتباط است از این رو تنها کافی است که جوان چند مرتبه تلاوت زیبای وحی را استماع کرده و در مجالس کیفی اهل بیت شرکت کند آنگاه وجودش با این جاذبه ولایی پیوند می خورد.

حجت الاسلام قائم مقامی یادآور شد: ما در برابر جذابیت های کاذب و شیطانی غرب راهی جز تمسک به دو کانون نورافشان الهی یعنی قرآن و ولایت نداریم که البته پس از انقلاب این جاذبه ها امکان بروز یافته و زمینه آشنایی نسل جوان با این دو ثقل فراهم شده است.

تقوای فردی لازمه تقوای جمعی است به شرط تشخیص درست

خبرگزاری شبستان:

حجت الاسلام و المسلمین سید محمد قائم مقامی، استاد حوزه و دانشگاه در رابطه با موضوع تقوای جمعی به خبرنگار شبستان گفت: این تعبیر مقام معظم رهبری یادآور تعبیر زیبایی از اندیشمند بزرگ انقلاب، شهید آوینی است. ایشان تعبیری دارند به نام« توبه جمعی» که می گوید: ما بعد از انقلاب اسلامی در زمان و عصری قرار گرفته ایم که بشریت در حال« توبه جمعی» است و گویا انسان به شکل جمعی به سوی خداوند و حقیقت باز می گردد.

وی افزود: تعبیر تقوای جمعی یک تعبیر زیبا و پرمفهوم است که بررسی آن از جهات مختلف ضروری است، به نظر می رسد که این تعبیر بیشتر در رابطه با ویژگی جمعی انسان است. انسان یک ویژگی های فردی و شخصی در حوزه و محدوده فردی خود دارد و برخی ویژگی های جمعی و عمومی مانند این که به عنوان مثال نحوه ورود، ظهور و تعامل فرد در جامعه و جمع چگونه باید باشد؟

 

مهم است که شما چه سخنی را در کجا مطرح می کنید ؟

حجت الاسلام و المسلمین قائم مقامی افزود: در این زمینه به عنوان مثال در اسلام، این مساله مطرح است که چه اموری را می توان به شکل علنی گفت و چه مسایلی را نباید آشکارا مطرح کرد. فرق است میان این که شما چه سخنی را در چه جایگاهی مطرح می کنید آیا این جایگاه عمومی است؟ خصوصی است؟ نیمه خصوصی است؟ کاملاً عمومی است؟ هر یک از این جایگاه ها اقتضایی دارد. یک سخن را در یک محدوده خصوصی می توان گفت و مطرح کرد اما همان سخن را نباید در جایگاه عمومی و به شکل علنی مطرح کرد .

وی خاطر نشان کرد: گاهی همان مطلب اگر در معرض عام گفته شود، با وجود این که حق بوده اما با مطرح شدن در ملاء عام تبدیل به ناحق می شود.

 

در اسلام اصل کلام و جایگاه آن باید حق باشد 

این استاد حوزه و دانشگاه افزود: در اسلام برای بررسی حق بودن یک کلام، دو نکته باید مورد توجه باشد اول اینکه اصل مطلب حق باشد و دوم اینکه فرد اجازه طرح و اعلام این مطلب در یک جایگاه خاص را داشته باشد به عبارت دیگر علاوه بر این که اصل سخن باید حق باشد، یعنی دروغ نباشد، تهمت و افتراء نباشد، غلط نباشد علاوه بر آن باید این نکته احراز شود که گفتن و مطرح کردن آن نیز صحیح و جایز است یا نه ؟ یعنی علاوه بر حق بودن اصل حرف، ما باید اطمینان حاصل کنیم که الان اعلام این سخن نیز در مجمع و عرصه عمومی حق و بدون اشکال است .

وی خاطرنشان کرد: در جامعه ما که الحمدالله یک جامعه ارزش مدار و مقید به حفظ ارزشهاست، و در یک نظام اسلامی، محوریت براساس ارزشها و مبانی دینی عمیق است بنابراین تقید به این ارزشها باید در تمام جهات بروز و ظهور داشته باشد.

حجت الاسلام و المسلمین قائم مقامی با اشاره به فتنه سال ۸۸ یادآور شد: در این فتنه یک موضوع و مساله این بود که الان خواص جامعه باید چه عکس العملی داشته باشند؟ مقام معظم رهبری می فرمودند: که خواص حتماً باید وارد عمل شده و موضع گیری کنند، سکوت نکنند، فرمودند که خیال نکنید اگر سکوت کنید در امان می مانید چون برخی تصور می کردند که چون این یک درگیری داخلی است پس ما باید بی طرف باشیم و سکوت کنیم.

 

مرز میان تقوا و بی تقوایی بسیار نزدیک است

این استاد حوزه در ادامه یادآور شد: مقام معظم رهبری فرمود این موضعی است که باید در آن وارد شد، گاهی ممکن است مساله برعکس باشد یعنی سکوت لازم است و سخن گفتن حق نیست، یا گاهی اتفاقی می افتد که انسان می بایست در حد مشخصی سخن بگوید یعنی یک رویدادی یا رخدادی را باید محکوم یا رد کرد اما در اسلام مشخص شده است که این برخورد باید در چه سطحی باشد و به چه شکلی؟ به عنوان مثال به شما اجازه داده شده که یک امری را مودبانه و با رعایت ادب نقد کنید، اگر همین مساله را با روشی غیر از ادب و احترام نقد کردید، این خارج از محدوده تقواست.

حجت الاسلام والمسلمین قائم مقامی خاطر نشان کرد: گاهی در صحنه عمومی یک خلاف و ناهنجاری واقع می شود و ما باید واکنش نشان دهیم، و عقل و دین حکم میکند که این واکنش، باید در حد ضعیف و بسیار ملایم باشد، اما شما در حد و میزان بیشتری برخورد می کنید اینجا شما از محدوده تقوا خارج شده اید.

 

مقام معظم رهبری، الگوی بی بدیل رعایت تقوای جمعی

وی در ادامه گفت: شخص مقام معظم رهبری به عنوان کانون ولایت، در رعایت تقوای جمعی، میزان بسیار دقیق و الگوی کاملا شایسته ای هستند، اگر ما ایشان را الگو قرار بدهیم می توان تشخیص داد که در کجا باید با شدت برخورد کرد؟ و کجا باید برخورد ما خفیف تر باشد؟

حجت الاسلام و المسلمین قائم مقامی خاطرنشان کرد: گاهی بنابر مسئولیت ها،  نوع برخوردها متفاوت است یعنی گاهی کسی در یک مسئولیت نباید برخورد کند اما فرد دیگری در مسئولیت دیگر باید با همان موضوع برخورد کند و تشخیص این مواضع هم از مصادیق تقواست، تقوا یعنی همین که انسان بداند در هر مقوله ای چگونه وارد شود و چگونه برخورد کند؟

 

افراط ، تفریط، تند روی یا کند روی؟

حجت الاسلام و المسلمین قائم مقامی در ادامه افزود: در تقوای جمعی باید به دنبال این بود که چگونه می توان دچار افراط و تفریط  نشد؟ نه تندروی بی خود داشت و نه کندروی بی خود! نه بی جا فریاد بکشیم نه بی جا سکوت بکنیم و این نکات به خصوص در مورد خواص مهم است.

وی در ارتباط میان تقوای فردی و تقوای جمعی افزود: این دو ملازم هم هستند و کسی می تواند تقوای جمعی داشته باشد که تقوای فردی داشته باشد ولی ممکن است گاهی انسان در مقام تشخیص، دچار اشتباه شود به عنوان مثال در همان قضیه فتنه ۸۸ برخی تصور می کردند که لازمه و مقتضای تقوای فردی این بود که سکوت بکنند در حالی که در بحث تقوای فردی هم اینگونه نبود.

این استاد حوزه افزود: رعایت تقوای فردی می تواند مکمل تقوای جمعی باشد یا برعکس، تقوای فردی منشاء تقوای جمعی است منتها باید دقت کرد که دچار اشتباه در تشخیص نشویم.به عنوان مثال ما در مسایل فردی به شدت از غیبت نهی شده ایم و عواقب سخت و سنگینی هم برای آن عنوان شده اما در جنبه عمومی وقتی شما شاهد قصور و تقصیر از یک مسئول یا ناهنجاری در سطح عمومی جامعه هستید، حکم بدگویی در این مورد با آنجا متفاوت است چون اینجا مساله شخصی نیست، عمومی است و شارع مقدس به مسایل عمومی و اصلاح آن بسیار اهمیت داده است.