آرشیو ماهانه: فوریه 2015

حکمت روز (۳)- ازلی و ابدی بودن فعلیت واجب الوجود و امکان ممکن الوجود

نکته بسیار لطیف وشورانگیز این است که ممکنات پس از خروج از عالم قوه و استعداد و ورود به عالم کون و فعلیت ، همچنان در کتم عالم امکان باقی هستند ، یعنی که فعلیت و موجودیت از ازل تا به ابد نعت واجب الوجود و قوه و امکان و عدم از ازل تا به ابد نعت ممکن الوجود است.

 

لینک صوتی: شرح حکمت روز (۳)

در مورد وجود مقدس حضرت فاطمه (سلام الله علیها)

وارث:

مراسم هفتگی حسینیه فاطمه الزهرا(سلام الله علیها) با سخنرانی حجت الاسلام قائم مقامی و مداحی مداحان اهل بیت(ع) حاج علی آینه چی، حاج سعید حدادیان، حاج روح الله بهمنی، کربلایی محمد حسین حدادیان و کربلایی وحید یوسفی برگزار شد.

در ادامه بخشی از سخنرانی حجت السلام  قائم مقامی بیان شده است:

در مورد وجود مقدس حضرت فاطمه(سلام الله علیها) معمولا در مورد اسماء مبارکه حضرت، بعد از صحبت در روایات، علما و اهل معرفت صحبتها کرده اند. در اسرار اسماء حضرت. خود نام فاطمه از ریشه فطم می آید یعنی بریدن، قطع کردن، فرمایشاتی از پیامبر اکرم و اهل بیت(علیهم السلام)رسیده است که به علت نام گزاری فاطمه بر حضرت اشاره دارد که می فرمایند هر گونه ارتباط با وجود مقدس ایشان به معنای قطع ارتباط با جهنم است. این یکی از معانی است. یا به طور مثال در روایات زیادی است که به این علت به ایشان فاطمه می گویند که مردمان حتی شیعیان از اینکه بتوانند به کنه معرفت ایشان برسند، کنه هستند، منقطع هستند نمی توانند برسند. دلایل مختلفی برای این نام گزاری در روایات موجود است که همه با هم منطبق هستند.

اما در مورد نام گزاری زهرا برای حضرت، زهرا در لغت به معنای تابان و درخشان و نورانی است. حال چرا فاطمه را زهرا گفتند که در مورد این هم روایات مختلفی داریم مثلا می فرمایند که حضرت وقتی در محراب عبادت می ایستادند، جمیع عالم وجود را نورانی می کردند. یعنی همه عالم نگاهش به کره زمین بود به علت عبادت فاطمه(سلام الله علیها) در محراب.

یا در حدیث دیگری میگویند که به این علت حضرت را زهرا می گویند که در طول شبانه روز، ۳بار سیمای مبارک حضرت برای امیرالمؤمنین(علیه السلام) به صورت نور تجلی می کرده است. یعنی نورهای صورت حضرت برای ایشان ظاهر می شده است یعنی صبح یک جور، ظهر جور دیگر و شب هنگام به شکل دیگری. در روایت داریم که می فرماید: نور چهره زهرا(سلام الله علیها) که برای امیرالمومنین(علیه السلام) ظاهر می شد، آنقدر شدید بود که به خانه ها ساطع می شد. و موارد دیگر.

در جلد۳۷بحار الانوار روایتی است که مرحوم مجلسی از کتابی به نام کنزالفوائد نقل کرده اند؛ راوی آن هم یکی از بزرگان عامه با نام انس بن مالک است که از صحابه پیغمبر و از طایفه عامه است. نقل میکند که روزی در خدمت پیامبر نماز صبح می خواندیم که پس از آن، وجود مقدس رسول الله در مورد آیه شریفه ای از قرآن که در مورد معرفی افراد صالحی بود مثل پیامبران، شهیدان و صالحان و… نکته ای را بیان کردند و این آیه را معنی می کردند ومصادیقش را می گفتند تا رسیدند به مصادیق صالحان که گفتند صالحان دخترم فاطمه است. در این مجلس عباس عموی پیامبر هم بود، عباس هم آمد و عرض کرد که یا رسول الله مگر من که عموی شما هستم و شما و علی و فاطمه و حسنین، ما همه از یک اصل واحد نیستیم؟ پس چرا مثلا اسم مرا نیاوردید؟ پیامبر فرمودند درست است ما از ریشه واحدی هستیم اما بدان که ماجرای من و علی و فاطمه و حسنین فرق می کند.

پس از آن حضرت مقام و ویژگی های خاص ۵تن را بیان می کنند. که چطور ما آفریده شدیم؟ ما چطور قبل از اینکه زمین و آسمانی آفریده شود، نورمان آفریده شد و… فرمودند در این شرایط خداوند اول ما ۵نور را آفرید و ما دهر ها و دهر ها خدا را می پرستیدیم، عبادت می کردیم، قبل از اینکه ملائکه بوجود بیایند چه رسد به باقی موجودات.

پس از آن می فرمایند: خداوند نور مرا شکافت و از نور من عرش را آفرید، نور من افضل بر نور عرش است. سپس ادامه دادند نور علی را شکافت و از نور برادرم علی ملائکه را بوجود آورد. و همین طور تا رسید به وجود مقدس حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) که می فرمایند خداوند نور فاطمه دخترم را شکافت و از آن زمین و آسمان را آفرید. یعنی زمین و آسمان به تمام معنای کلمه نه در این زیمن و آسمانی که هستیم. خیر مراد از زمین و آسمان در کلام و فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام) چیز دیگری است. مراد از آسمان یعنی آن حیث بالای یک موجود و زمین یعنی حیث سافل موجود و در تمام عوالم وجود هم ما آسمان و زمین داریم. بعد از آن نور فرزندم حسن را شکافت و از نور او شمس و قمر را آفرید و از نور فرزندم حسین، بهشت را آفرید، حیورالعین را آفرید. ما اینها هستیم. اینها را فرمودند به عنوان اینکه مقام و جایگاه ۵تن را برای جناب عباس بیان کنند.

پس از آن می فرمایند که وقتی ما این نورها بودیم و پس از ما اشیاء و ملائکه و … آفریده شدند و ملائکه در پرتو نور ما خدارا عبادت می کردند و عالم روشن بود به نور ما، خوشحال بودند تا اینکه خداوند امر کرد به ظلمات _ ظلمت همان خبیثی است که مشت می زند در سینه حضرت زهرا _خداوند ظلمت را اجازه داد که عبور کند، ظلمت که مرور کرد تمام فضای عالم تاریک شد به گونه ای که اگر کسی دستش را بیرون می آورد، نمی توانست دستش را ببیند این تعبیر قرآن است.

فضا که تاریک شد، وحشت پیش آمد، صداهای وحشتناک، نسیم های نا مبارک، طوفان، بعد میگوید فرشتگان ضجه زدند به درگاه خدا که خدایا مارا از وقتی که آفریدی ما در پرتو اینها بودیم همه چیز خوب بود پس چرا اینگونه شد، بعد می فرمایند که اینها ضجه زدند و خداوند را به حق این ۵نور قسم دادند، دعا کردند که این ظلمت را از ما برطرف کن. بعد از آن وجود نازنین پیامبر اکرم فرمودند که در درون این ظلمتی که بعد از نور پدید آمده، خدا از نور فاطمه قندیل ها را بیرون آورد. و از نور دخترم فاطمه خداوند چراغدان ها را خارج کرد. به همین علت نام زهرا را به حضرت دادند.

گریه‌های حضرت زهرا و سایر معصومین به دلیل بی‌معرفتی انسانها نسبت به پیامبر بود

شبکه ایران:

بسم الله ارحمن الرحیم « قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ…»( [ای پیامبر] بگو: اگر خدا را دوست می‏دارید،مرا پیروی کنید تا خدا دوستتان دارد.)

 در ارتباط با آیه ۳۱ آل عمران و نحوه بروز و ظهور این محبت با  حجت‌الاسلام سید محمد قائم مقامی استاد حوزه و دانشگاه به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
*از آیاتی از قرآن استفاده می‌شود که مثلا دین،ایمان، احسان، و… سبب حب خداوند متعال به انسان می‌شوند پس دین است که سبب حب خداوند متعال نسبت به بنده می شود و طبق روایت امام صادق (ع)«الدین هو الحب والحب هو الدین».
مهم‌ترین عنصر ارتباط انسان با خداوند تبارک و تعالی محبت است.چرا که علت آفرینش به همین موضوع محبت بر‌می‌گردد.خداوند به علت محبتی که در ذات اقدس‌اش وجود دارد اراده فرمود که خود را معرفی بفرماید و به دنبال این معرفی اراده فرمود که دوستان و اولیایی داشته باشد که او را بشناسند و با او دوست باشند و هم‌جلیس. اساس رابطه مخلوق و خداوند بر مبنای محبت متقابل است که بر اساس آن هم خداوند به مخلوقی که وظیفه‌اش را درست انجام داده و اهل معرفت و عبادت است محبت دارد و هم مخلوق اصلی‌ترین ویژگی‌اش محبت خداوند است. و این است که خداوند می‌فرماید « والذین آمنوا اشد حبالله»کسانی که مومن هستند نه تنها محبت دارند بلکه محبت شدید دارند؛که می‌شود از آن به عشق هم یاد کرد.

*نحوه ظهور و بروز محبت در خلق چگونه است؟
ظهور و بروز محبت این محبت مبتنی بر تبعیت و اطاعت است که در درجه اول به معنای اطاعت مستقیم از ذات اقدس احدیت است و تبعیت از احکام و فرامین خداوند. و پس از آن‌که خداوند تبارک و تعالی انبیاء و اولیا خود را معرفی می‌کند محبت در تبعیت از پیامبر و اولیاءاش ظهور و تجلی می‌یابد«إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ…»در اینجا نکته بسیارمهمی توجه انسان را جلب می‌کند و آن رد یک شبهه است.نقض این تصور  که خارج از فرایند تبعیت و اطاعت نیز می‌تواند محبت وجود داشته باشد.باور چنین محبتی هم بین انسان‌ها و هم بین جنیان وجود داشته است و شیطان سردسته آن گروهی است که ادعای محبت خدا را دارد ولی معتقد به تبعیت و اطاعت از خداوند نیست. و استدلال جاهلانه‌اش هم این است که “من چون عاشق تو هستم توجهی به فرمان و ولی تو ندارم”.آن زمان که خداوند امر به سجده بر ولی و خلیفه خود می‌نماید؛شیطان با این استدلال سرپیچی می‌کند که من آنقدر عاشق تو هستم که به کس دیگری نگاه نمی‌کنم.این نوع توهم از محبت، در برخی از انسان‌ها هم تجلی می‌یابد که من خدا را دوست دارم ولی نسبت به دستوراتش و اولیاء‌اش توجهی ندارم.
خداوند درقرآن کریم می فرماید:اگر قرار است خدا را دوست داشته باشید و خواهانید که این محبت متقابل باشد راهکارش تبعیت از پیامبر است و جانشینان معصوم‌اش.به همین علت هر جا که موضوع تبعیت و اطاعت از خداوند و اولیاء خداوند مطرح می‌شود به همان میزان هم ویژگی محبت و عشق که علت آفرینش است ظهور و تجلی می‌یابد.

* صفی الله(آدم) ،نجی الله(نوح)،خلیل الله(ابراهیم)، کلیم الله(موسی) و….صفاتی است متصف به رسل و انبیاء خدا همانطور که حبیب‌الله بودن ویژگی خاص پیامبر است.چطور می‌شود که پیامبر اسلام حبیب‌‌خدا می‌شود.
درست است که پیامبران با صفات خلیل الله،کلیم الله،نجی‌الله و…نامیده می‌شوند اما این بدان معنا نیست که هر یک ویژگی خاص یک پیامبر است بلکه این صفات در همه آنها مشترک است اما برخی انبیاء به یک صفت بیشتر شهره می شوند.نه اینکه پیامبران دیگر حبیب‌الله نبوده‌اند و یا خاتم‌الانبیاء کلیم‌الله نبوده است؛بلکه صفت «حبیب‌الله»در وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) در اوج خود قرار می‌گیرد و بین این صفات، محبت از همه برجسته‌تر و مهم‌تر است به این علت وجود مقدس خاتم الانبیاء پیامبر اکرم(صلى الله علیه و آله)به عنوان حبیب و محبوب خدا منتخب می‌شود. و این حبیب به معنای کسی که دوست دارد و به معنای کسی که دوست داشته شده توامان این دو معنا را دارد.بر وزن فعیل است که هم به معنای فاعل است و هم به معنای مفعول؛هم محب است و هم محبوب.این ویژگی در وجود پیامبر تاکید شده و خدا خواسته پیامبر که خاتم‌الانبیاء است به صفت حبیب خدا شناخته شود و در محبان ایشان هم دو صفت “محبت” و “عقلانیت و علم” توامان جلوه کند.

* و به همین علت محبت خداوند در گرو تبعیت از پیامبر قرار می‌گیرد و  آخرین سفارش موکد کلام تکوینی خدا، رسول خدا صلى الله علیه و آله تمسک به قران است و محبت اهل بیت.
نه تنها بر اساس سفارش پیامبر بلکه طبق نص قرآن کریم «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی»(بگو: من بر انجام رسالت، از شما مزدی نمیخواهم، مگر دوستی ومحبت درباره نزدیکانم)محبت خویشان پیامبر لازمه کسب محبت خداست.که این خویشان نه فقط خویشان نسبی پیامبر بلکه خویشان حسبی رسول خدا  هستند. به عبارتی خاندان اهل بیت نه فقط نسب بلکه حسب هم از پیامبر برده‌اند؛یعنی ویژگی‌های معنوی، الهی و قدسی پیامبر به اهل بیت‌اش منتقل شده است. و به این علت پیامبر می فرماید:راه شما پس از من این است که به اهل بیت و قرآن رجوع کنید؛ این پیام بسیار مهم و تبیین کننده است؛شمایی که من را دیدید وحی و اسلام را مشاهده کردید و در این دولت زندگی کردید اگر می‌خواهید من ادامه داشته باشم، اگر می‌خواهید راه و دولت من تداوم داشته باشد راهکارش رجوع به قرآن و اهل بیت است.بحث محبت به خاندان پیامبر برمبنای آیه مودت(لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی) و آیه ۳۱ آل عمران(إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللّهَ فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکُمُ اللّهُ)؛ محبت بدون تبعیت نیست.چیزی که متاسفانه برخی مردم عامه در تاریخ اسلام این گونه ادعا  و عمل کردند که ما هم قربی پیامبر را دوست داریم ولی آن را مستلزم پیروی و تبعیت نمی‌دانیم. این محبتی نیست که خداوند فرموده است؛بلکه محبت یعنی تبعیت و اطاعت؛یعنی حاکم ساختن آنها بر خودتان چه در مسائل دینی و چه در مسائل دنیوی و سیاسی.با حاکم کردن آنها می توانید جزو محبین باشید و گرنه این محبت به درد نمی خورد.محبتی شایسته است که سرانجام‌اش حاکمیت از علی(ع) و خاندان پیامبر باشد.

* پس به عبارتی ادعای “محبت بدون عمل شیطان” در اوضاع پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)در میان امت مدعی محبت جلوه‌گر می‌شود.
بله در اینجا هم شاهد پدید آمدن تفکری هستیم که می‌گوید من خدا را دوست دارم ولی اگر از امر خدا هم امتثال نکنم  خللی به وجود نمی‌آید و یا در مورد پیامبر که برخی مسلمین ادعا می‌کنند که دوستدار پیامبر هستند؛اما اطاعت از امرش را لازمه اثبات آن محبت نمی‌دانند.همان خط انحرافی وهم آلود و نفسانی ادامه یافته و این فاجعه آفرین و مصیبت‌بار می‌شود.
* و با ‌چنین عملکردی،وجود مقدس فاطمه زهرا(س)بعد از رحلت پیامبر اکرم گریه‌ها و مصیبت‌ها دارند و تعبیر مبارکشان این است که روز من را تبدیل به شب و سپیدی‌های من را سیاه کرد و …
* مصائبی که بر حضرت فاطمه زهرا(س)عارض می‌شود نه فقط بر مبنای وفات پیامبر است چرا که بنا بر اعتقاد ما و نص صریح قران پیامبر هم از جنس بشر است« انک میت و انهم میتون ».همه باید بمیرند پس مرگ فی‌نفسه مصیبت نیست.مصیبت در اینجاست که متاسفانه مردم آن زمان پیام و حقیقت پیامبر را درک نکرده و عصیان می‌کنند.این حالت مصیبت‌بار است که عصیان و بی‌معرفتی نسبت به پیامبر که پیش از این مخفی و مکتوم بوده با رحلت پیامبر به فعلیت رسیده و فاجعه‌آفرین می‌شود.گریه‌های حضرت زهرا(س) و مصائب سایر معصومین بر مبنای همین مصیبت است.به امید روزی که با آگاهی هر چه بیشتر مسلمانان و مردم جهان شاهد سیر نزولی مصیبت در جهان باشیم؛ از طریق آگاهی،بیداری،عقلانیت و اقبال به حقیقت دین.
«قل ما سالتکم من اجر فهو لکم ان اجری…»(آن اجری که برای شما گفتم سود آن هم برای شماست)
اللهم و اعز به الدین بعد الخمول،و اطلع به الحق بعد الافول و اجل به الظلمه و اکشف به الغمه
منبع : شبکه ایران

ارتباط تنگاتنگی بین دین و هنر وجود دارد

روابط عمومی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان کرمانشاه:

آیت‌الله سیدمحمد قائم‌مقامی از اساتید و پژوهشگران  برجسته حوزه و دانشگاه ،پیش از ظهر امروز در آیین اختتامیه همایش علمی و پژوهشی امام رضا (ع) در آیینه ادبیات معاصر در شهر کرمانشاه اظهار داشت: جهان در گذشته، حال و آینده هرگز از امامان مستغنی نبوده، نیست و نخواهد بود.

وی با بیان اینکه دین و هنر یک ارتباط تنگاتنگ، وثیق و محکم دارند، خاطر نشان کرد: حکیمان عالم علت آفرینش را جلوه‌گری و نمایش زیبایی‌ها و جمال خداوند به انسان‌ها بیان کرده‌اند.

این استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر اینکه ذات وحی شعر نیست ولی به زبان شعر عرضه شده است، بیان داشت: همزمان با نزول قرآن کریم و تجلی وحی الهی در عالم، شاهد هنر شعر نیز هستیم.

آیت الله قائم‌مقامی خاطر نشان کرد: در اشعار شاعران و عرفا همواره دو عنصر قرآن کریم و محبت به اهل‌بیت (ع) نمایان است و تجلی حکمت در اشعار عارفان نامی باید به‌صورت آکادمیک و در بین پژوهشگران به مباحثه گذاشته شود.

این پژوهشگر رضوی همراهی دو رکن دین یعنی قرآن و ائمه معصوم به‌عنوان متولیان این کتاب مقدس را معجزه‌گر خواند و ادامه داد: حاصل این همراهی آفرینش عرفان، فلسفه، کلام، فقه و هنر است.

به گفته وی، به‌دلیل ارادت عاشقانه به اسلام ناب، قرآن کریم و اهل‌بیت (ع) همراه با عقلانیت و منطق، خداوند میزبانی ثامن‌الحجج (ع) را به‌عنوان هبه و عطیه الهی به مردمان این دیار عطا فرموده است.

این استاد حوزه و دانشگاه عدم توانایی در عرضه الهیاتی منهای اهل‌بیت (ع) در دنیا را یک بحث جدی و نیازمند استدلال علمی دانست و گفت: الهیات منشأ ایدئولوژی و سیاست است.

این پژوهشگر رضوی با بیان اینکه تاکنون به‌دلیل اعراض از اهل‌بیت (ع) الهیات کاملی نداشته‌ایم، بیان داشت: الهیات همواره به طرف تشبیه یا تعطیل لغزیده است.

باید برای معرفی بدون فیلتر اسلام تلاش کرد

خبرگزاری شبستان:

آیت الله محمد قائم مقامی، استاد حوزه علمیه تهران در گفتگو با خبرنگار قرآن و معارف خبرگزاری شبستان گفت: نامه بسیار زیبای مقام معظم رهبری یادآور نامه امام خمینی (ره) به گورباچف است لذا امیدواریم همچنان که آن نامه زمینه ساز فروپاشی امپراطوری ظلم و جور شوروی شد نامه مقام معظم رهبری نیز زمینه ساز فروپاشی امپراطوری ظلم و جور آمریکا شود.

وی ادامه داد: مقام معظم رهبری تاکید فرمودند باید مردم جهان مستقیما با اسلام آشنا شوند چرا که رسانه های استکبار و استعمار جهانی همواره با فیلتر و آنچنان که خود می خواهند اسلام را معرفی می کنند.

استاد سطوح عالی حوزه با تأکید بر اینکه در طول تاریخ زندگی انبیا با فیلتر و تحریفات بسیار به مردم معرفی شده است، خاطرنشان کرد: البته سیاه نمایی هایی که امروزه صورت می گیرد نشاندهنده اثرگذاری دین اسلام است.

وی ادامه داد: الحمدالله نامه مقام معظم رهبری به صورت گسترده منتشر شده است و باید برای انتشار بیشتر آن نیز تلاش شود.

آیت الله قائم مقامی با اشاره به اینکه باید مردم جهان بدانند قرار است اسلام ناب محمدی برپا شود، گفت: امیدواریم مردم جهان از یوغ استکبار و استعمار جهانی خارج شوند.

شیعیان در زمان امام هادی(ع) ۱۰ برابر شدند!

آیت‌الله سیدمحمد قائم‌مقامی، مدرس حوزه و دانشگاه، در گفت‌وگو با خبرنگاران، به بیان نکاتی درباره فعالیت‌های امام هادی(ع) برای ترویج مذهب تشیع پرداخت و اظهار کرد: در مورد وجود مبارک امام هادی(ع) باید گفت که ایشان از جمله ائمه جوان هستند. ایشان خصوصیت بارزی در مشعل‌داری اسلام ناب و حقیقی و سنت ناب پیغمبر اسلام(ص) دارند و آن خصوصیت، این است که بعد از پایه‌گذاری جریان تشیع که ما آن را بهترین قرائت از اسلام می‌دانیم، ارزنده‌ترین خدمات را برای ترویج مکتب تشیع را انجام دادند.

در زمان امام هادی(ع) تشیع، دارای سازمان و تشکیلات شد
وی افزود: این مکتب با تلاش‌های حضرت علی و حضرت فاطمه(ع) ادامه پیدا کرده و با شهادت امام حسین(ع) مقطع مهمی برای معرفی اسلام ناب به جهان پیش می‌آید. دیگر ائمه، این راه را ادامه داده و زمان امام باقر(ع) و امام صادق(ع) دوران تبیین علمی و معارفی اسلام حقیقی و جهاد فکری و فرهنگی است. این تببین مکتب ادامه پیدا کرده تا اینکه در زمان امام هادی(ع) سازمان این مکتب شکل گرفته و تشکیلات ایجاد می‌شود.

ده برابر شدن تعداد شیعیان در زمان امام هادی(ع)
قائم‌مقامی ادامه داد: تا دوران قبل از امام هادی(ع) فعالیت‌های فکری انجام می‌شد، اما به طور دقیق شاهد شکل‌گیری سازمان تشیع و شبکه‌های ارتباطی آن نیستیم. در دوران امام هادی(ع) تعداد شیعیان بسیار زیاد شده و تقریبا ده برابر دوران امام باقر و امام صادق(ع) است که در نتیجه مجاهدت‌های این امام بزگوار به وجود آمده است و به دلیل همین ازدیاد شیعیان است که ما به تشکیلات نیاز داریم؛ یعنی سازمانی که بدون کوچک‌ترین تردید، عظیم‌ترین سازمان الهی، علمی و سیاسی جهان است که تاکنون هم ادامه پیدا کرده است. در این زمان است که شیعیان، ارتباط ارگانیک و سازمانی پیدا می‌کنند و شبکه‌ای ارتباطی و اطلاعاتی با کانون امامت به وجود می‌آید.

آماده‌سازی جامعه برای موضوع غیبت توسط امام هادی(ع)
وی به آماده‌سازی جامعه توسط امام هادی(ع) برای موضوع غیبت اشاره کرد و گفت: در زمان ایشان، علی‌رغم وجود خلفای به غایت تبهکار همانند متوکل، واثق و معتز که در زمان وی، امام هادی(ه) به شهادت رسیدند، با درایت ایشان، شیعیان زیاد شده و سازمان پیدا می‌کند و این سازمان، روز به روز رونق بیشتری پیدا می‌کند. در این زمان است که جهان برای موضوع بسیار مهم غیبت و انتظار آماده می‌شود و این انتظار نیاز به آماده‌سازی دارد که این آماده‌سازی را امام هادی(ع) انجام می‌دهند و در زمان امام حسن(ع) به اوج می‌رسد.

زیارت جامعه کبیره مرام‌نامه اسلام است
قائم‌مقامی ادامه داد: یکی از عظیم‌ترین میراث‌های اعتقادی شیعه که «زیارت جامعه کبیره» است، توسط امام هادی(ع) به امت عنایت و هدیه شده است و این زیارت‌نامه، مرام‌نامه جریان تشیع و همه اسلام است. البته منظور ما از تشیع به معنی فرقه‌گرایی نیست؛ بلکه معتقدیم تشیع، جریان اصلی اسلام و به معنی اسلام ناب است و ما همه انبیاء(ع) را شیعه می‌دانیم. شیعه به معنی اسلامی است که نمی‌خواهد پیامبران را از طریق فیلتر به جهان معرفی کند، بلکه می‌خواهد جهانیان، انبیاء را آن‌گونه که هستند، بشناسند.

وی افزود: ما از زبان امام هادی(ع)، فرمایشات تحریف نشده انبیای سلف همانند سخنان حضرت مسیح(ع) را می‌شنویم؛ فرمایشات ایشان کارهایی که عده‌ای برای تحریف زندگی پیامبران انجام می‌دهد را برملا کرده و واقعیات را به جهانیان نشان می‌دهد. با این حساب، اهل سنت هم در ذیل این مجموعه قرار می‌گیرد. باید توجه داشت، نکته‌ای که کمتر گفته شده است این است که، منطقه سامرا و محل دفن امام هادی(ع) جایی بوده که از زمان دفن ایشان تا زمان سیطره تکفیری‌های خبیث، محل زیارت دو گروه شیعه و سنی بوده و اهل سنت هم به ایشان ارادت داشته‌ند.

زیارت جامعه کبیره فضیلت و خصوصیات همه انبیاء را آشکار می‌کند
این مدرس حوزه و دانشگاه با تاکید بر اهمیت «زیارت جامعه کبیره» اظهار کرد: زیارت جامعه کبیره، نه تنها مرام‌نامه تشیع، بلکه مرام‌نامه اسلام و کل پیامبران است. ما در این  زیارت‌نامه به غایت با فضیلت، عظمت، خصوصیات و ویژگی‌های اولیاء معصوم خداوند آشنا می‌شویم که آنان چه خصوصیات و فضائلی داشته‌اند و این امر توسط امام هادی(ع) صورت گرفته است.

توانایی علمی امام هادی(ع)
وی در پایان به بیان نکاتی درباره توانایی علمی امام هادی (ع) پرداخت و عنوان کرد: همه ائمه (ع) مورد احترام همه طوایف بوده‌اند. در زمان امام هادی(ع) حتی خلفایی همانند متوکل، معتصم و واثق که خباثت بسیاری هم داشتند، همگی به عظمت و حقانیت ائمه اقرار داشتند و حتی گاهی اعلام می‌کردند خطبا نام آنان را در خطبه‌های خود بیاورند، اما اطرافیان آنان، این عمل را عامل گسترش تشیع می‌دانستند.
وی افزود: معروف است هنگامی که خلیفه وقت، پدر امام هادی(ع) را به اجبار از مدینه به بغداد آورد؛ خلیفه سوال می‌کند که از ایشان چه برجا مانده است؟ می‌گویند یک فرزند شش ساله به نام علی‌النقی دارد. وی احساس خطر کرده و برنامه‌ریزی می‌کند که امام هادی(ع) توسط عوامل دستگاه خلافت به یکی از علمای ناصبی زمان و از مخالفان اهل بیت(ع) به نام الجنیدی سپرده شود تا عقاید وی را تغییر داده و مطابق دستگاه خلافت تربیت کند.
قائم‌مقامی ادامه داد: دیری نمی‌گذرد که الجنیدی که قصد دارد امام هادی(ع) را بر طبق دستور حکومت تربیت کند، در مقابل عظمت وجودی و علمی ایشان زانو زده و اعلام شیعه بودن می‌کند و می‌گوید من شیعه ایشان هستم و اوست که همه چیز را من یاد داد. این مورد از عجایب تاریخ است. الجنیدی می‌گوید: هرگاه که من می‌خواستم نکته‌ای علمی را بیان کنم او ده‌ها برابر را به من یاد می‌‌داد.

تجلی چهارگانه حقیقت ولایت در دعای عرفه امام سجاد(ع)

سایت دارالثقلین:

آیت‌الله سیدمحمد قائم مقامی، قرآن‌پژوه، نویسنده و مدرس حوزه و دانشگاه، در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، درباره روز عرفه گفت: همان گونه که می‌دانیم، عرفه از ریشه «عرف» و هم‌ریشه با معرفت و عرفان است و به نظر می‌آید که در طول سال، روز نهم ذی‌حجه به معرفت اختصاص پیدا کرده است، هر چند عکس آن صادق نیست و معرفت فقط به این روز اختصاص ندارد.

عرفه و عرفات، زمان و مکان دست‌یابی به اوج قله معرفت

آیت‌الله قائم مقامی با اشاره به نسبت نام عرفه با مکان اصلی مرتبط با این روز، گفت: عرفات نیز با عرفه و معرفت و عرفان هم‌ریشه است، بنابراین روز نهم ذی‌حجه و زمین عرفات زمان و مکانی است که انسان در آن به مقام معرفت می‌رسد.

برآمدن به قله عرفان از طریق وقوف و اعتراف

وی جنبه شاخص و برجسته شده در این روز و ادعیه وارد شده در آن را دستیابی به معرفت از طریق اعتراف دانست و اظهار کرد: اعتراف همان عقیده است و عقیده نوعی اعتراف به حقیقت. در واقع فرآیند معرفت با اعتراف آغاز می‌شود و در حالی که عرفان به عنوان سوی نهایی معرفت، پذیرش حقیقت در دیدار آن با چشم باطن است، عقیده که به نوعی گام نخست محسوب می‌شود، اعتراف به حقیقتی است که گر چه هنوز باطن آن را شهود نکرده‌ایم، ولی اجمالاً می‌دانیم که حق است.

آیت‌الله قائم مقامی این اعتراف را اعتراف به ذات اقدس احدیت و خیر محض بودن آن، اعتراف به جهان آخرت و اعتراف به تقصیر و گناه انسان دانست و عنوان کرد: مقام این اعتراف، مقام عقیده است و اگر اعتراف به این عقاید صادقانه و خالصانه باشد، با پیوستن به عمل از طریق عزم و تصمیم، این اعتراف به معرفت و عرفان منجر و متصل خواهد شد و این گونه است که از طریق اعتراف در عرفه و عرفات، می‌توان به اوج قله نشان‌گذاشته شده زمان و مکان در عرفان برآمد و آن چه را در ابتدا نادیدنی بوده، به دیده حقیقت دید.

وی با اشاره به این که وقوف یکی از اعمال بسیار بزرگ حج و آغاز جریان رسمی مناسک حج است، گفت: وقوف یا مستقر شدن در سرزمین عرفات به قصد قربت، عملی ضروری و واجب بر حجاج است که همین جریان به اصطلاح اعتراف و معرفت را دربر می‌گیرد و به صورت دعا و مناجات ظاهر می‌شود؛ دعا و نیایش و مناجاتی که به تعبیر ائمه(ع)، «مخ عبادت» و محور اصلی و مرکز اصلی بندگی است و در این جاست که معرفت و بندگی خداوند با دعا در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی به اوج می‌رسد.

جلوه‌های اوج تواضع انسان در پیشگاه خداوند در دعای عرفه امام حسین(ع)

آیت‌الله قائم مقامی در ادامه این گفت‌وگو با اشاره به ادعیه وارده در این روز گفت: دو دعا از دعاهای مروی از ائمه اطهار(ع) برای این روز از زیباترین و بلندترین و عالی‌ترین مضامین برخوردارند که یکی از وجود پربرکت امام حسین(ع) و دیگری از وجود مقدس امام سجاد(ع) به دست ما رسیده است که هر دو در نهایت کمال و بلندی مقام و مضمون قرار دارند.

وی با اشاره به دعای عرفه اباعبدالله(ع) که مضامین عالی آن در میان ادعیه زبانزد است، عنوان کرد: ذیلی برای دعای عرفه امام حسین(ع) ذکر شده و به آن ملحق شده است، اما ما مطمئن هستیم که این ذیل از امام حسین(ع) است، چرا که کسی جز ایشان نمی‌توانسته این گونه به غایت عرفانی سخن بگوید، آن چنان که می‌خوانیم «الهی انا الفقیر فی غنایی فکیف لااکون فقیراً فی فقری. الهی انا الجاهل فی علمی فکیف لااکون جهولاً فی جهلی؛ خدایا من در عین دارایی فقیرم، پس چگونه در ناداری خود فقیر نباشم. خدایا من آنگاه که عالمم نیز جاهلم چه برسد به جایی که جاهل باشم.» و این اوج تواضع انسان در پیشگاه خداست که یک فرد معصوم آن را بیان کرده و آموزش می‌دهد.

بیان سلسله ولایت در چهار مقام تجلی آن در دعای عرفه امام سجاد(ع)

آیت‌الله قائم مقامی با اشاره به دعای منقول از امام سجاد(ع) گفت: امام(ع) در دعای خود که در صحیفه آمده، حقیقت ولایت را در چهار مقام تجلی آن بیان و توصیف می‌کنند. در مقام اول یا مقام توحید به تفصیل اوصاف خداوند را ذکر کرده و ذات اقدسیت الهی را ستایش می‌کنند. مقام دوم، مقام رسالت است که در واقع تجلی ولایت خداوند در مقام پیامبر اکرم(ص) و مقام رسالت ایشان است و در این دعا امام سجاد(ع)، به ذکر اوصاف پیامبر(ص) و صلوات بر ایشان می‌پردازد. مقام سوم مقام ائمه اطهار(ع) و ولایت الهی منتقل شده از پیامبر(ص) به ایشان به عنوان جانشینان معصوم، منصوب و منصوص ایشان هستند و وصف امام سجاد(ع) از ائمه معصومین(ع) با نکته جالب توجه صلوات بر امام زمان(عج) همراه است. مقام چهارم نیز مقام تابعین اهل بیت(ع) و ولایتی که بعد از ائمه اطهار(ع) و به برکت تبعیت از ائمه(ع) در شیعه و شیعیان کامل تجلی می‌کند و ظاهر می‌شود، است.

وی این اشاره و بیان امام سجاد(ع) را بسیار مهم دانست و عنوان کرد: من توصیه می‌کنم که حضرات اهل علم و فضلا و محققین و متدینین به خصوص به این دعای امام سجاد(ع) در صحیفه توجه کنند و بخش اول آن را که نشان دهنده این امر است که علاوه بر پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) اگر کسی به مقام تبعیت اهل بیت(ع) برسد و تابع کامل و فانی در اهل بیت(ع) باشد، او نیز دارای مقام و دارای ولایت است، مورد بررسی جدی قرار دهند.

دعای عرفه امام سجاد(ع)؛ مستند اعتقادی و کلامی ولایت فقیه و عالی‌ترین دلیل آن

وی این بیان را مستند اعتقادی و کلامی ولایت فقیه دانست و گفت: به اعتقاد بنده علاوه بر ادله فقهی اقامه شده برای اثبات حقانیت ولایت فقیه، عالی‌ترین دلیل همین دعای عرفه امام سجاد(ع) است که امام معصوم(ع) در اینجا بر شیعیان صلوات می‌فرستد و از خداوند می‌خواهد که با آنان باشد و آنان با او باشند.

آیت‌الله قائم مقامی در پایان گفت: انشاء الله همه ما بتوانیم با تنبه و تذکر و به جای آوردن مناسک وارده در این شب و روز بهره مناسبی از آن ببریم و از برکت آن، جلوات معرفتی ویژه برای همگان ظاهر شود.

ارائه صرف ترجمه فارسی قرآن زمینه‌ساز ترغیب مردم در انس با قرآن است

سایت روح الامین:

آیت‌الله سید‌محمد قائم‌مقامی، مدرس حوزه و دانشگاه در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، درباره چاپ صرف ترجمه قرآن‌ کریم اظهار کرد: اگر قرآن به صرف ترجمه کار شود که در آن متن عربی آیات نباشد، به نظر من اشکالی ندارد.

وی در ادامه با بیان اینکه از نظر عقلی، شرعی و نقلی، منعی در این رابطه وارد نشده است، عنوان کرد: اینکه ترجمه قرآن‌ کریم ارائه شده باشد، هیچ اشکالی ندارد؛ مگر در زبان‌های دیگر مثل انگلیسی و سایر زبان‌ها.

آیت‌الله قائم‌مقامی با بیان اینکه ترجمه قرآن نیز دربردارنده نور قرآن است و الزامی نیست که حتماً متن عربی آیات هم ارائه شده باشد، گفت: این اقدام شاید از یک نظر خوب باشد و آن اینکه مردم کتاب را بخوانند؛ به ویژه ترجمه‌های خوبی که بعد از انقلاب نگارش شده است.

این مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: اگر مطالعه ترجمه قرآن کریم ترویج شود، از همین طریق سبب خواهد شد تا مردم به تدریج، به سمت متن و قرآن بیایند و به این جهت است که مشکل خاصی ندارد و توجیح خاصی برای منع آن وجود ندارد.

وی همچنین در این رابطه که اگر ترجمه چاپ شود، متن اصلی کلام‌الله مجید مهجور می‌‌ماند، اظهار کرد: این گونه نیست. اگر خواندن ترجمه رایج شود، خود قرآن کریم جاذبه ایجاد می‌کند و مردم را به متن می‌کشاند.

آیت‌الله قائم‌مقامی در پایان عنوان کرد: ترجمه‌های جدیدی که ارائه شده است، در ایجاد جاذبه و سوق دادن مردم به متن اصلی آیات تاثیر بسیاری دارند و مهجوریتی برای قرآن سبب نمی‌شوند، به شرطی که از ترجمه‌های مناسب و شاخص استفاده شود.

بانو مجتهده امین جامع همه علوم بود/ مکاشفه نبی اکرم(ع) و امیرالمومنین(ع) توسط بانو

گروه اینترنتی رهروان ولایت :

به نقل از خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، آیت‌الله سیدمحمد قائم مقامی، استاد حوزه و دانشگاه در سومین کنگره بین‌المللی بانو مجتهده امین در ارتباط با حکمت بانو، اظهار کرد: اعتقاد ما بر این است که ایشان علاوه بر اینکه بانویی بزرگ در علم و معرفت است، از عالمان بزرگ در جامعه عالمان نیز هست که خداوند توفیق عنایت کرده و توانسته در تبعیت از اهل بیت(ع) به جایگاه والایی برسد که این نقطه والا را فعلا حکمت می‌دانیم.

وی با بیان این‌که حکمت خیر کثیر است، گفت: مراد ما از حکمت صرفا فلسفه نیست، بلکه فلسفه تلاش جزئی عقل بشر برای درک کلیات هستی است و حقیقت حکمت چیزی است که فلاسفه دوست‌دار رسیدن به آن هستند و حول آن محور حرکت می‌کنند. اما در اینجا یک پارادوکس و تناقض ظاهری وجود دارد که ما نمی‌دانیم چه طور می‌شود انسانی که عاشق حکمت باشد، نخواهد به قعر دانش برسد. به عبارت دیگر، عشق به کمال در فلسفه به صورت جدی وجود دارد، اما از سوی دیگر، حد برای آن تعریف می‌کند که تا اینجا پیش می‌رویم و جلوتر از آن نمی‌رویم.
وی ادامه داد: حکمت رسیدن به حاقّ دانش است؛ دانشی که از جنس وحی است و از سنخ الهام و کتاب خداست. حکمتی که از جنس کلام خداست فقط با وحی فهمیده می‌شود. مبنای فکری تشیع این است که متن الهی باید به صورت الهی درک شود و اگر چنین شد، به حکمت می‌رسیم.
وی با بیان این‌که در این دانش، لغو و بیهوده جایی ندارد، عنوان کرد: حکمت ارتباط تنگاتنگی با عمل پیدا می‌کند و رفتار ظاهری را تغییر می‌دهد، در نتیجه حکمت صرفا مسئله‌ای ذهنی نیست.
وی با بیان این‌که بانو امین جامع همه علوم بود، اظهار کرد: وی اهل مباحث عقلی، سلوکی، عرفانی و فلسفی بود. با نگاه در آثار بانو می‌بینیم که این مسائل همه در ارتباط ارگانیک با هم هستند و این‌گونه نیست که حکمت از عرفان جدا باشد و در خود حکمت جز دیگری وجود ندارد. در دانش حکمی ایشان نمی‌توان قائل به تفکیک شد و نمی‌شود گفت فلان مسئله ارزش عقلی دارد و فلان مسئله دانش تفسیری است.
قائم‌مقامی با اشاره به اثر نفحات رحمانیه بانو، گفت: بانو می‌گوید که من آن‌چه را که یافتم و وجدان کردم، همان عقایدم بود؛ یعنی من اول عقیده حقه یافتم و بعد به واسطه مجاهده و تلاش توفیق پیدا کردم که آن‌چه را که یافتم، ببینم و لمس کنم.
وی از زبان بانو امین گفت: حکمت عبارت از شهود عقاید حقه است و در اینجا حکمت ارتباط تنگاتنگی با دین پیدا می‌کند.
وی مطرح کرد: ما در سیر آثار ایشان می‌بینیم که ایشان فیلسوف نیست که بخواهد حرف جدیدی مطرح کند، بلکه بحث بر سر حکمت و سلوک است و این همان چیزی است که انبیاء و اولیا داشته‌اند. بانو امین در همین جهت، مشعری را که می‌توان حکمت را به واسطه آن درک کرد، یافته بود.
قائم‌مقامی با بیان این‌که بانو امین با نظریات فلاسفه جدید غرب آشنا بود، گفت: بعنوان مثال در جایی از دکارت نقل می‌کرد، اما ایشان مشعری کسب کرده بود که معارف اهل بیت را به واسطه آن می‌فهمید و آن مشعر فواد است.
وی در تعریف فواد گفت: فواد با قلب متفاوت است و در اصطلاح دقیق مکتب اهل بیت، قلب مادون فواد است. در این تعریف، عقل و قلب هم‌رتبه می‌شود، ولی فواد بالاتر است و مشعری در وجود انسان که می‌تواند حقیقت را به آن صورتی که هست، ببیند.
وی با بیان اینکه وقتی انسان بتواند اشیاء را از جمیع عوارض پاک کند، می‌تواند به حقیقت مطلب برسد، خاطرنشان کرد: اگر فلاسفه و متکلمین به حکمت خاص اهل بیت رجوع نکند، هرگز نمی‌توانند معضلات فلسفه را رفع کنند. همه اتفاق دارند که عالم مثال برتر از این عالم است، ولی با یک بداعه عقلی ما می‌دانیم که مثال نمی‌تواند از ممثل مقام بالاتری داشته باشد.
قائم‌‌مقامی افزود: در مکتب اهل بیت(ع) این مسئله روشن شده است. امام علی(ع) گفت: خدا وقتی عالم را آفرید، در هر شی مثال خودش را امضاء کرد؛ یعنی عالم مثال عالم تجلیات خداست.

وی گفت: عامل مثال مظهری از خداست و حکمت ادراک امثله‌ای است که در اشیاء پراکنده شده است و حکیم کسی است که مشعری را پیدا کرده که همان فواد است و فواد نگاهش فقط به خداست.
قائم مقامی افزود: بانو امین هیچ چیزی جز خدا را نمی‌دید. بانو در «نفحات» می‌گوید ممکن از جهت ممکن بودنش هیچ چیزی نیست و خدا عین وجود است.
وی ادامه داد: کار فواد این است که مثال را می‌بیند و از مثال صاحب مثال یعنی خدا را نظاره می‌کند. مقام بانو از فلاسفه و عرفا بالاتر بوده و عرفان ایشان آلوده به عرفان عامه نیست. عالی‌ترین مکاشفه ایشان دیدار نبی اکرم(ص) بود و می‌گوید که پیامبر(ص) را در مکاشفه‌ای دیدم و از ایشان خواستم حضرت علی(ع) را به من نشان بدهد که در این هنگام حضرت علی(ع) از درب دیگری وارد شد.
قائم‌مقامی در خصوص بانو مجتهده امین، گفت: بانو علاوه بر عقل قوی، انصاف بالایی داشت. او حتی درباره نکات مثبت غرب با نگاه تاییدی حرکت می‌کرد؛ به عنوان مثال درباره حرف دکارت که می‌گوید «خدا را به واسطه وضوحش می‌توان درک کرد»، می‌گوید: «این حرف حرف درستی است و همان حرف اسلام است».
وی در پایان به ذکر جمله‌ای از بانو امین پرداخت و گفت: عارفان اهل‌الله هستند؛ آنها کسانی هستند که با چشم بصیرت که بسیار واضح‌تر از چشم ظاهری است، الوهیت خلق را می‌بینند. برای رسیدن به کنه صفات خدا امکانی وجود ندارد، مگر اینکه خدا کسی را موفق کند و آن فرد با تحمل ریاضت‌های بسیار بتواند توفیق جذب رحیمه را به دست بیاورد.

همبستگی شب قدر با مسئله ولایت/مؤمنین در این شب‌ها برای آزادی دین دعا کنند

پایگاه اطلاع رسانی نوانا:

به نقل از ایکنا؛ آیت‌الله سید محمد قائم مقامی، مدرس حوزه و دانشگاه ، به بیان نکاتی در باب شب قدر و عظمت آن پرداخت.

ظاهر شدن ارزش ارزش‌ها در شب قدر و همبستگی آن با ولایت
آیت‌الله قائم مقامی در ابتدا با اشاره به معنای قدر گفت: در معنای قدر نکات مختلفی گفته شده است؛ مانند این‌که در این شب تعیین مقدرات می‌شود، اما یکی از نکاتی که در معنای این شب قابل لحاظ کردن است این است که قدر به معنی «ارزش» است و در واقع یکی از معانی شب‌های قدر به لحاظ توصیفی این است که در این شب‌ها در جهان ارزشی، یعنی ارزش ارزش‌ها و بالاترین ارزش ظاهر می‌شود.

شب قدر؛ بزرگترین برهان بر وجود ولی معصوم زنده
وی با اشاره به این اعتقاد که نزول وحی محدود به یک بار نبوده است، اظهار کرد: در هر شب قدر مجدداً حقیقت وحی و روح وحی، آن هم بر انسانی که از سنخ وحی است، بر انسان معصوم، معصوم حی، نازل می‌شود. بنابراین در این شب چنین ارزشی دارد تجلی می‌کند و وحی ناب الهی و وحی خالص دارد مجدداً به عالم می‌آید.
آیت‌الله قائم مقامی با بیان این که خود این شب قدر بزرگترین برهان بر وجود ولی زنده و معصوم زنده در زمان ماست، اظهار کرد: این دلالت بر این اساس است که به لحاظ برهانی بر چه کسی این حقیقت وحی می‌تواند نازل شود جز یک انسان معصوم به عنوان وجود امام در زمین ما!
این محقق و پژوهشگر ضمن بیان این مطلب که وحی منشأ همه ارزش‌هاست، ادامه داد: آن ارزش ارزش‌ها همین وحی الهی و وحی قدسی و آسمانی است بر جایگاهی که آن جایگاه گیرنده واقعی و مفسر و مبین و مجری وحی است. همچنان که اشاره شد این پیام هم در آن وجود دارد که وحی تنها کافی نیست، بلکه وحی باید بر کسی نازل بشود و با کسی معیت داشته باشد که او بتواند وحی را درست بفهمد و درست تفسیر کند و درست اجرا کند و این یعنی مسئله ولایت و مسئله ولیّ و امام و ولایت. بنابراین در این شب دو چیز در کار است؛ یکی وحی الهی و یکی هم آن کسی که عدل این وحی است و گیرنده این وحی است و مفسر و مبین وحی است یعنی امام معصوم و این ارزش دارد ظاهر می‌شود. خب به لحاظ وصفی و توصیف قضیه، برداشت بنده این است.

قدرناشناسی؛ علت استیصال بشر تا به امروز
آیت‌الله قائم مقامی با اشاره به این‌که هر توصیفی توصیه‌ای در خود دارد به وجه توصیه‌ای این تبیین پرداخت و گفت: توصیه این است که در واقع انسان‌ها قدر این ارزش را بدانند. داریم می‌گوئیم که قدر خودش ارزش است و قدر، قدردانی را با خود دارد. انسان باید قدر این ارزش را و قدر چیزهای قیمتی را بداند و همچون زمان‌های گذشته نباشد که با چیز با ارزش مواجه می‌شد و نمی‌شناخت و قدرش را نمی‌دانست و به راحتی عبور می‌کرد.
وی افزود: فاجعه‌ای که تا به حال در تاریخ بشر بوده است و بشر را دچار بدبختی و استیصال هم کرده، همین است که انسان قدر آن چیزهای باارزش را ندانسته است، قدر اولیاء را ندانست، قدر وحی خالص را ندانست، قدر معصومین را ندانست، قدر دین را ندانست انسان و دچار مشکل شد. شب قدر این است که انسان‌ها مجدداً این قدرشناسی‌شان دوباره پیش بیاید و مطرح شود و قدرشناسی کنند.

در شب‌های قدر بیشتر چه چیزی را از خدا بخواهیم؟
یکی دیگر از نکاتی که آیت‌الله قائم مقامی به آن اشاره کرد این بود بر اساس ادعیه‌ای که در شب‌های قدر هست مؤمنین باید بیشتر چه چیزی را از خدا بخواهند.
وی در این باره گفت: مضامین ادعیه را که مرور می‌کنیم می‌بینیم که غفران ذنوب و گناهان، طول عمر در طاعت خداوند، توفیق حج و عمره و … از جمله مضامینی است که در این ادعیه مورد توجه است اما یک چیزی که خیلی روی آن تأکید می‌شود مضمون «عتق من النار» است و گفته می‌شود که خدایا «تجعلنی من عتقائک من النار»، یعنی خدایا من را از آزادشدگان از آتش قرار بده. یعنی در این شب واقعاً باید تأکید بر عتق و آزادی بشود.
آیت‌الله قائم مقامی با بیان این که عتق و آزادی را هم باید از منظر عرفانی و معنوی و شخصی و هم از منظر اجتماعی و سیاسی و عمومی مد نظر قرار داد، بیان کرد: مؤمنین در این شب‌های قدر باید آزادی را از خداوند بیشتر بخواهند. از چه آزاد بشوم؟ از آتش جهنم. مراد از آتش جهنم هر آن چیزی است که خلاف رضای خداست، هر آن چه که خلاف حق است، هر آن چه که خلاف توحید است، هر آن چه که جاهلیت است، هر آن چه که خرافه است، هر آن چه که اعتقاد غلط است یا اخلاق غلط است یا رفتار غلط است. همان چیزی که بشر دچار آن است. انسان دچار همین بدبختی‌هاست دیگر؛ یا عقیده غلط دارد، یا اخلاق غلط دارد، آداب غلط دارد، خرافه دارد، عصبیت‌های ناجور دارد. تمام این‌ها اسارت است، تمام گرفتاری است.
وی ادامه داد: انسان در این شب‌ها می‌گوید که خدایا مرا آزاد کن از عتق؛ هم به طور فردی از هر چه که بدی و خلاف و زشتی است آزاد بشوم و هم جهان ما که هنوز اسیر در دست طواغیت و کفار و جاهلان و تندروها و افراط‌گران است. باید انسان دعا کند که خداوند جهان را آزاد کند بشریت را آزاد کند از دست این طاغوت‌ها و آمریکا و اسرائیل و ناصبی‌های منطقه و این جهالت‌هایی که در زمان ما شاهدش هستیم.

مؤمنین در این شب‌ها برای آزادی دین دعا کنند
آیت‌الله قائم مقامی با بیان این که از جمله من اعتقادم این است که مؤمنین در این شب‌ها به خصوص در مورد آزادی دین دعا کنند، اظهار کرد: دین که خودش منشأ آزادی است وقتی که متولیان نامناسبی بر آن قرار بگیرد، مانند همین اوباش وهابی و امثال این‌ها، اسیر می‌شود.
وی نشانه اسارت دین را تسلط نامحرمان و ناکسان بر حرم‌های مقدس دانست و بیان کرد: علامت اسیر شدن دین این است که برای مثال مراکز مقدس جهان مانند مکه معظمه، مانند قدس شریف توسط کسانی که از جنس آن حرم‌ها نیستند اسیر شده است. الان مکه معظمه توسط وهابیت اسیر است و وهابیت از جنس مکه نیست، قدس اسیر دست صهیونسیت‌هاست و صهیونیست‌ها از جنس قدس نیستند و این یعنی قدس اسیر است. این جا واقعاً مؤمنین باید برای آزادی قدس و برای آزادی مکه معظمه دعا کنند. همین طور که یکی از مراکز دیگر قدسی جهان یعنی کربلا، به برکت انقلاب اسلامی به برکت قیام امام خمینی آزاد شد.
آیت‌الله قائم مقامی افزود: کربلا الان آزاد شده است و دیگر اسیر نیست، یعنی کسانی در آن جا از جنس خود کربلا متولی کربلا هستند؛ یعنی مؤمنین، شیعیان، علما و مراجع. این یعنی آزادشدن کربلا، یعنی پتانسیل کربلا آزاد شده است و دارد خود را نشان می‌دهد. خب مؤمنین باید دعا کنند که این آزادی سریعاً سرایت پیدا کند به مکه و قدس و مکه و قدس هم انشاءالله تعالی آزاد شوند.

مؤمنین در این شب‌ها بیش از مسائل فردی در مسائل عمومی و جهانی دعا کنند
وی ادامه داد: من معتقدم که مؤمنین در این شب‌ها به خصوص در مسائل عمومی و در مسائل سیاسی و جهانی دعا کنند؛ بیش از آن که در مورد مسائل فردی خودشان دعا می‌کنند. البته مسائل فردی‌شان هم آن قسمتی که مربوط به این می‌شود که ما بتوانیم در این ماجرای جهانی نقش‌آفرینی کنیم، اولویت دارد و این قسمت هم خیلی خوب است. انسان باید دعا کند که من خودم درونم آزاد باشد که به معرفت برسم و به ولایت برسم. امیدوارم که انشاءالله تعالی ما در این شب ها شاهد فرج‌ها و گشایش‌ها و اجابت دعای مؤمنین و اجابت دعای امام زمان(ع) و نائب بر حق ایشان باشیم انشاءالله.

خشونت داعش ناشی از اسارت در دوزخ خود است

سایت جامعه روحانیت مبارز شیراز:

آیت الله قائم‌مقامی در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، به بیان نکاتی در باب جریانات منطقه و شکل‌گیری گروه‌های افراطی پرداخت و بر مبنای یک تلقی از تأثیر انقلاب اسلامی بر تاریخ جهان، تحلیلی از موجودیت گروه‌های افراطی اسلامی، به ویژه داعش، و افق پیش روی این گروه‌ها ارائه کرد.
وی در بخش پیشین این گفت‌وگو که گزارش آن پیش از این از نظر خوانندگان گذشته است، حوادث اخیر خاورمیانه را که از آن با عنوان ائتلاف جریان مدرنیته و سکولاریسم ادعایی، با یک جریان به غایت ارتجاعی و ماقبل قرون وسطایی و به تمام معنای کلمه سیاه و وحشی در قالب جریان تکفیری‌ها یاد کرد، در راستای تقابل با جریان حق به ظهور رسیده با انقلاب اسلامی در ایران دانست.

بخش نخست این گفت‌وگو را در اینجا بخوانید!

تجربه اسلام ناب و معقول و معتدل رو به گسترش است/ تجربه‌ای ناشناخته برای انسان
وی از تجربه جدیدی از دین و اسلام که پیش روی انسان قرار گرفته و در عین حالی که برای او ناشناخته است، رو گسترش است، سخن گفت و بیان کرد: تجربه اسلام ناب و معقول و معتدل تجربه جدید انسان است و انسان‌ها آن را نمی‌شناسند، نه به طور تئوریک و نه به طور عملی و نه حتی به طور گفتمانی نشنیده‌اند که برای مثال این اسلام چه ویژگی‌ای دارد؛ اسلامی که متولی آن خود پیغمبر(ص) و کسی از جنس پیغمبر(ص) باشد. ما الان از آن به ولایت فقیه تعبیر می‌آوریم و مراد همین است که کسی دارد دین را تولیت می‌کند که از جنس دین و از سنخ انبیاء است.

تجربه دین ناب، تجربه آزادی انسان است
وی افزود: این تجربه، بسیار جدید است و تأکید می‌کنم که به لحاظ روانشناسانه و در سطح روان انسان هم اگر بخواهیم از این قضیه تحلیل داشته باشیم، باید گفت که بزرگترین اثر این تجربه در درجه اول، آزادسازی فرد انسان است. انسانی که دین حق را تجربه می‌کند و در واقع دین اسلام، انبیاء و اولیاء را تجربه می‌کند آزادی حقیقی را که واقعاً چیزی بالاتر از آن وجود ندارد تجربه می‌کند.

آزادی انسان از «إصر و إغلال»؛ هدف رسالت پیامبر(ص)
وی در تشریح مفهوم این آزادی، با اشاره به نسبت آزادی و عدالت گفت: گاه تصور می‌شود که میان آزادی و عدالت تقابل هست و یا این باید باشد یا آن. ما می‌گوئیم این طور نیست و معتقدیم که آزادی به معنای دقیق کلمه مفهومی متحد با عدالت است و هیچ یک دیگری را محدود نمی‌کند. در واقع یک حقیقت وجود دارد که یک اسم آن آزادی است و یک اسمش عدالت؛ ولی با این قید که البته آن اسمی که مهمتر است، اسم آزادی است. یعنی انسان باید اول در درون خودش از هر چه که با انسانیت او مغایرت دارد، هر چه که جهل است، هر چه که خرافه است، هر چه که گناه است و هر چه که به تعبیر قرآن و روایات آتش است و یا باز به تعبیر قرآن هر چه که «إصر و إغلال» است، آزاد شود.
وی بیان کرد: در قرآن کریم می‌فرماید که اصلاً اصل رسالت پیغمبر اکرم(ص) این است که «وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلَالَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ؛ و بار گران‌شان را از دوش‌شان برمى‌دارد و بندها و زنجیرهایى را که بر آنان تحمیل شده است از آنان فرو مى‌گذارد.»(أعراف/۱۵۷). پیغمبر(ص) آمده که این بارها و غل و زنجیرها را از طریق دین حق و دین ناب و اسلام ناب از بشر دور کند.

اسارت درونی؛ عامل ظلم و خشونت/ خشونت داعش ناشی از اسارت در دوزخ است
وی این تجربه را عظیم‌ترین تجربه انسان خواند و گفت: وقتی که کسی آزاد شد، عادل می‌شود و این عدم عدالت انسان که همان ظلم باشد، برای وقتی است که آدم آزاد نیست و در درون خودش و اسیر است و در غل و زنجیر است و گرفتار درون خودش است. به همین جهت است که ظلم می‌کند و خشونت نابجا دارد. در واقع این‌هایی که این خشونت را می‌کنند این آزادی را ندارند و به معنای دقیق کلمه اسیرند. آن‌ها نیروهای ضدآزادی‌ و اسیر مطلق هستند.

وجه اصرار به بیرونی کردن و ظاهر شدن دین
وی اسارت مطلق را اسارت در دوزخ تعبیر کرد و گفت: همچنان که ما در روایات‌مان آزاد شدن از آتش داریم، اسارت در آتش هم داریم. در تحلیل قضیه در سطح روان انسان باید گفت که این آزادی و آن اسارت چیزی است که فرد درون خودش آن را تجربه می‌کند و برای این که آن را درون خود نگه دارد و مستقر کند، نیاز دارد که آن را به بیرون سرایت دهد. اصراری هم که در انقلاب اسلامی هست این است که دینی را که درون خود دارد بیرون بیاورد و ظاهر کند و آن را اجتماعی و سیاسی کند. این دین وقتی که بیرون می‌آید پشتوانه‌ای می‌شود برای دین درونی و به تعبیری به عمق استراتژیک درون شما تبدیل می‌شود.
وی افزود: هیچ راهی هم جز این وجود ندارد و اگر قرار باشد که در درون انسان آن تجربه آزادی، تجربه معنویت، تجربه معرفت و تجربه ایمان باقی بماند، این تجربه باید سرایت داده شود و نظام اجتماعی و سیاسی به رنگ همین دین دربیاید.

چرا داعشیان اسیر آتش‌اند؟
وی در مورد این که چرا این افراد اسیر آتش‌اند و چرا به چنین اسارتی افتاده‌اند، عنوان کرد: این که چرا این‌ها اسیر آتشند برمی‌گردد به همان امر کلی که انسان‌ها دو دسته می‌شوند و یک دسته نور را انتخاب می‌کنند و یک دسته ظلمت را یک دسته اهل سعادت هستند و یک دسته اهل شقاوتند.

شقاوت و اوج پندارگرایی در داعش
وی در این باره بیان کرد: شما ببینید که تاریخ از کسی گزارش می‌دهد که بعد از ضربت خوردن وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع) شعری می‌سراید و و ابن‌ملجم را ستایش می‌کند و او را فردی متقی می‌خواند که اراده‌ای نداشت مگر این که به خشنودی و رضوان خداوند برسد. شما ببینید که چه پدیده‌ای در وجود انسان می‌تواند اتفاق بیفتد که حالا آن شقی که آن کار را کرده است، شقی‌ای دیگر خیال کند که در واقع این کار موجب رضای خدا و خوشنودی خدا بوده است. بنابراین این یکی از ویژگی‌های انسان شقی و بدبخت است که خیال می‌کند از طریق بدترین اعمال دارد بهترین اعمال را انجام می‌دهد.
وی با اشاره به نمونه‌هایی از این شقاوت‌ها که ما در حال حاضر شاهد آن هستیم، بیان کرد: الان ما در زمان خودمان شاهد آن هستیم که تکفیری‌ها که هم از مصادیق سفیانی‌ها و هم از مصادیق خوارج زمان ما هستند، در حالی که شرورانه‌ترین اعمال را انجام می‌د‌هند، می‌پندارند که با این کار دارند به بهشت می‌روند و رضوان خدا را دارند به دست آورند.
وی این پدیده را اوج پندارگرایی انسان خواند و اظهار کرد: با کمال تأسف باید بگوئیم که قدرت‌های حاکم جهان هم در مجموع همراه با این پندارگرایی بوده‌اند و هنوز هم هستند. در هر صورت بستری از پندارگرایی حاکم بوده است که این اجازه را به چنین کسانی داده است چنین رفتارهایی را داشته باشند.

مرتجعین متوحش و مدعیان تجدد در مقابل جریان حق ائتلاف کرده‌اند

ایکنا:

حجت‌الاسلام و المسلمین سیدمحمد قائم‌مقامی، متخصص علوم و معارف اسلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا)، به بیان نکاتی در خصوص جریانات منطقه و شکل‌گیری گروه‌های افراطی پرداخت و بر مبنای یک تلقی از تأثیر انقلاب اسلامی بر تاریخ جهان، تحلیلی از موجودیت گروه‌های افراطی اسلامی، به ویژه داعش، و افق پیش روی این گروه‌ها ارائه کرد.

مسیر جدیدی در تاریخ جهان با وقوع انقلاب اسلامی
قائم مقامی با بیان این که به اعتقاد ما بعد از وقوع انقلاب اسلامی در ایران سیر کاملاً جدیدی در تاریخ عمومی جهان اتفاق می‌افتد، اظهار کرد: ما معتقدیم که تاریخ همیشه با دین همراه بوده است و محور همه وقایع و اتفاقات بزرگ در طول تاریخ بشر دین بوده است، ولی معتقدیم که از مقطع انقلاب اسلامی به این طرف، این دینی بودن تاریخ خیلی مشهود می‌شود و خیلی عینیت پیدا می‌کند و رسماً این اتفاق می‌افتد.
وی در مورد چگونگی دینی شدن تاریخ، بعد از انقلاب اسلامی در ایران، گفت: این سیر جدید در یک کلمه این است که از این هنگام به بعد، دین به صحنه قدرت و سیاست می‌آید و به تعبیری می‌شود گفت که تاریخ به نحو دیگری دینی می‌شود. با انقلاب اسلامی جریان دین حق به صحنه می‌آید و اعلام ظهور خود را می‌کند و اعلام می‌کند که من می‌توانم مدیریت جهان را به عهده بگیرم. از این جا به بعد، از جهات مختلف اتفاقات خیلی بزرگی پیش می‌آید.

تمدن سکولار بر دروغ بنا شده است
قائم مقامی این اتفاقات بزرگ را در عین حال برآمده از به پایان رسیدن دوره قبلی و شکست خوردن تجدد و مدرنیته و سکولاریسم دانست و بیان کرد: از جمله شکست‌ها در دوره قبل این بوده است که تمدنی بر مبنای دروغ بر پا شده است. این تمدن در مقام گفتمانی و زبانی اعلام می‌کند که سکولار هستم و اعلام جدایی دین از سیاست ‌می‌کند، اما در عمل سکولار نیست. نمونه عملکرد غیرسکولار در این تمدن ایجاد دولت شبه‌دینی یهود در منطقه اسلامی توسط غرب است. این دقیقاً یک تناقض و یک تضاد بود و خلاف آن گفتمان ظاهری که ادعای اعتقاد به سکولاریسم را داشت.

تلاش غرب جدایی قدرت و سیاست از دین حق و اسلام است و نه از مطلق دین
وی با بیان این که آن چه در عمل نشان داده شد این بود که در عمل هیچ سکولاریسمی در کار نیست، عنوان کرد: مطلب فقط این بود که قدرت و سیاست باید از دین حق جدا باشد و نه از مطلق دین؛ یعنی که قدرت باید از اسلام جدا باشد. چنین مبنایی قبل از انقلاب اسلامی بود و به نوعی عدم سکولاریسم وجود داشت که غرب در حقیقت به آن عمل می‌کرد و نگاهش این بود که قدرت باید با نوعی از دین که آن هم دین یهود بود متحد باشد. انقلاب آمد و همین مبنای عدم سکولاریسم را و این ادعا را که قدرت باید با دین حق متحد باشد، مطرح کرد. بر این اساس قدرت باید در ظل دین حق که محور آن امامت و ولایت است، قرار بگیرد.

اتحاد جریان مدعی مدرنیته و جریان توحش، در مقابل جریان حق
وی با اشاره به روی دادن حوادثی در جهان و منطقه خاورمیانه، پس از ظهور چنین نگاهی، بیان کرد: از جمله این حوادث عجیب که الان شاهد آن هستیم ائتلافی است بین جریانی که دعوی تجدد و مدرنیته و سکولاریسم و حقوق بشر و آزادی را دارد با یک جریان به غایت ارتجاعی و به غایت ماقبل قرون وسطایی و به تمام معنای کلمه سیاه و وحشی در قالب جریان تکفیری‌ها. جریان مدعی مدرنیته و تجدد و حقوق بشر و آزادی می‌آید و یک چنین جریانی را ایجاد می‌کند و کمک می‌کند و با آن علیه جریان حق مؤتلف می‌شود.
قائم‌مقامی در مقابل این دو جریان افراطی از جریان حق به عنوان جریانی یاد کرد که در ذات خود در نهایت اعتدال است و در این باره گفت: اگر اعتدال را به معنای فلسفی و معرفتی آن و نه به عنوان یک اصطلاح سیاسی در نظر بگیریم، جریان حق یک حقیقت به غایت معتدل و منطقی و معقول و باوقار است که توأمان هم سهم عقل را می‌دهد و هم سهم ایمان را، و عقل و ایمان را با هم متحد می‌کند و در صحنه می‌آورد. خب در برابر این جریان که الحمدلله در صحنه جهان اقتضا و تمنایش هم پیش آمده است، آن دو با هم متحد می‌شوند.
وی با اشاره به شدت گرفتن فعالیت تکفیری‌ها پس از شعله‌ور شدن بیداری اسلامی، گفت: بیداری اسلامی تحت تأثیر انقلاب اسلامی به وجود آمد، اما بعد تکفیری‌ها سعی کرده‌اند که با یک تحریف بزرگ، یک انحراف بزرگ و یک فساد بزرگ به صحنه بیایند و از این جریان سبقت بگیرند و آن را از آن خود کنند.

تجربه انبیاء و اولیا در مواجه شدن با دین حق
قائم مقامی با بیان این که ما معتقدیم که جهان در حال تجربه یک اتفاق بسیار بزرگ است، عنوان کرد: تجربه‌ای که ما تحت عنوان دین حق یا ولایت از آن یاد می‌کنیم، همیشه بوده است، اما هیچ وقت انسان‌ها در سطح وسیع و گسترده تجربه نکرده بودند و تجربه‌ها همیشه انفرادی و اقلیتی و خواصی بوده است. به تعبیر دیگر، همواره انسان‌های بسیار قلیل نظیر انبیاء، اولیاء و خصیصین این توفیق را پیدا می‌کرده‌اند که اسلام ناب و دین حق و آن دینی را که دین اصلی خود پیامبران است، تجربه کنند. هیچ وقت این امکان نبود که به صورت وسیع و گسترده و عمومی این دین تجربه شود و هیچ وقت این فرصت نبود که این جریان به صحنه قدرت و حکومت و مدیریت بیاید.
وی اظهار کرد: ما معتقدیم که این اتفاق به طور کاملاً استثنایی در عصر ما دارد می‌افتد و قرار است که جهان این امر را تجربه کند و انسان‌ها در سطح گسترده این چیزی را که انبیاء و اولیاء تجربه کرده‌اند، می‌خواهد تجربه کند. خب این تجربه به غایت جدید است. البته این تجربه ریشه به غایت قدیمی دارد، ولی چون توسط انسان‌ها مورد غفلت بوده، در عین حال تجربه به غایت جدیدی است که دارد صورت می‌گیرد.

انسان و جهان در حال آزاد شدن است/ آزادی انسان و جهان، با آزادی دین
قائم مقامی این تجربه را، به تعبیری دیگر، تجربه آزادی توصیف کرد و گفت: ما معتقدیم که انسان و جهان در حال آزاد شدن است. این آزادی به معنای آزادی حقیقی و واقعی است؛ آزادی‌ای که از حاق دین و از روح دین ناشی می‌شود؛ آن آزادی‌ای که معلول آزادشدن خود دین است.
وی با بیان این که ما معتقدیم که دین پدیده‌ایست که می‌تواند آزاد یا اسیر باشد، اظهار کرد: دین اگر توسط غیردینداران واقعی و غیراولیاء خدا تولیت و مدیریت و اجرا و تفسیر شود، در واقع اسیر شده است. متأسفانه در طول تاریخ این وضعیت حاکم بوده است و ما با اسارت دین روبرو بوده‌ایم؛ چرا که میراث انبیاء(ع) بلافاصله بعد از خودشان توسط غیرانبیاء، یعنی کسانی که از جنس انبیاء نبودند و وصی بر حق انبیاء نبودند، تولیت و مدیریت می‌شد و این هم یعنی اسارت دین.

علامت اسارت دین
این مدرس حوزه و دانشگاه علامت اسارت دین را هم اداره مراکز قدسی دین در جهان توسط افرادی که از جنس آن مراکز نیستند، دانست و بیان کرد: این وضعیت همان وضعیتی است که مکه معظمه که یکی از بزرگترین مراکز دینی بوده و هست توسط کسانی اداره شود که سنخیتی با کعبه و سنخیتی با حرم ندارند و اهل حرم نیستند؛ همان طور که الان توسط وهابیت تکفیری و آل‌سعود اداره می‌شود. یا برای مثال مرکزی مثل قدس شریف که یک مرکز دینی و الهی و یک مرکز مقدس است، توسط طایفه صهیونیست بخواهد اداره شود.
وی با اشاره به این مطلب که در حال حاضر و به واسطه انقلاب اسلامی و توسعه آن، یکی از مراکز بسیار مهم قدسی جهان یعنی عتبات عالیات آزاد شده است، بیان کرد: الان ما با این واقعیت روبرو هستیم که کربلای معلا که معدن حقیقت و نورافشانی و انرژی و گرماآفرینی در جهان است، به دلیل این که توسط کسانی اداره می‌شود که از جنس کربلا و از جنس حرم هستند، آزاد است؛ و معنی این سخن این است که آن پتانسیل بی‌نهایت عظیمی که در این مرکز قرار گرفته است، به واسطه مدیریت از جنس خودش آزاد می‌شود و باز می‌شود. خب این منشأ دگرگونی‌های بسیار بزرگ جهانی است.
وی اقتضای این جریان را آزادی دیگر مراکز قدسی جهان دانست و بیان کرد: به همین علت است که کفر جهانی و نیروهای نفاق منطقه که مظهر آن همین اوباش تکفیری هستند بدین سراسیمگی به عراق حمله کرده‌اند. حمله به عراق فقط برای این نیست که شمال عراق تسخیر شود، بلکه اصل هدف این است که کل عراق و به خصوص عتبات گرفته شود. این‌ها می‌خواهند عتبات را اسیر کنند و از آزاد شدن دیگر مراکز قدسی جهان مانع شوند.
وی افزود: تفسیر من این است که اتفاقی که افتاده است اتفاقی است در جهت تجربه دین حق، تجربه دین انبیاء(ع) و این که برای اولین بار قرار است بشریت انبیاء را آن گونه که هستند، ببیند و نه آن گونه که قدرت‌ها و حکومت‌ها و طواغیت می‌خواستند معرفی کنند. حالا قرار است که این امر تمام شود و به تعبیر بنده قرار است این بار انسان بدون فیلتر پیغمبران را ببیند و این رویه توسط شیعه صورت می‌گیرد.
وی در پایان این بخش از این گفت‌وگو اضافه کرد: این واقعه بسیار بزرگی است و اعتقاد بنده هم این است که بعد از وقوع حادثه عظیم انقلاب اسلامی و این تحول بزرگ و معرفی اسلام ناب، برگرداندن وضعیت جهان به ما قبل وضعیت فعلی امکان ندارد.

گرایشات تکفیری امروز ریشه در عقاید خوارج صدر اسلام دارد

هویت ما:

آیت‌الله سیدمحمد قائم‌مقامی، استاد حوزه و دانشگاه، در گفت‌وگو با خبرگزاری بین‌المللی قرآن (ایکنا) در خصوص تکفیر در اسلام، گفت: تکفیر به معنای کافر دانستن غیر است و به طور خاص، این اصطلاح کافر دانستن کسی است که مسلمان است؛ یعنی حداقل به ظاهر هم که شده شهادتین را بر زبان می‌آورد و تمام فرق اسلامی، وی را مسلمان می‌‌داند.
وی با بیان این که تکفیر چیزی است که متأسفانه ریشه تاریخی دارد و محدود به دنیای کنونی نیست، ادامه داد: تکفیر پدیده‌ای تاریخی است که ریشه در صدر اسلام دارد، این مسئله در قرون جدید به واسطه مجاورت با استکبار جهانی از نو احیا شد، ولی ریشه‌های آن در را باید در تاریخ جست‌وجو کرد.

ریشه تکفیر در اسلام
وی ادامه داد: این‌که مسلمانی، مسلمانی را کافر بداند، در صدر اسلام توسط خوارج بسیار صورت می‌گرفت. خوارج، جریانی بود که به راحتی به خود اجازه می‌داد وقتی کسی را با معیارهای خود مطابق نمی‌دانست، وی را کافر اعلام کند. وقتی به نظر آن‌ها کسی مرتکب به گناه کبیره می‌شد، به زعم آن‌ها کافر و بعد از تکفیر، لایق کشته شدن قلمداد می‌شد.
قائم مقامی با بیان این‌که شیعه و سنی هیچگاه به صورت عامه و خاصه دست به تکفیر مسلمان نمی‌زده‌اند و این ریشه‌ انحرافی، بین شیعه و سنی روش مقرر نبوده است، بیان کرد: شیعه با وجود اختلافاتی که با برادران سنی و عامه دارد، هیچ‌گاه آنان را کافر اعلام نکرده است و در متون و منابع، ضمن این‌که می‌بینیم که انتقادات و نگرش‌های متفاوت علمی همیشه مطرح بوده، ولی هیچ‌گاه تکفیری صورت نگرفته است.
وی خاطرنشان کرد: مسلمانان چه شعیه و چه سنی، هیچ‌گاه مباحث علمی را آمیخته به تکفیر نکرده‌اند، کما این‌که بزرگان اهل سنت شامل علما، حکما و عرفا هیچ‌گاه خود را آلوده به تکفیر شیعیان نکرده‌اند. ولی همان‌طور که گفته شد، کافر دانستن مسلمانان مسئله‌ای است انحرافی که به صدر اسلام باز می‌گردد.

از خوارج تا ابن تیمیه
وی عنوان کرد: خوارج به صور مختلف در تاریخ ظهور و بروز پیدا می‌کند تا این‌که به قرن هفتم می‌رسیم که این تیمیه در آن قرار دارد. وی یکی از به اصطلاح علمای اهل سنت است که اهالی سنت نیز با وی مخالف بودند. وی دارای گرایشات تکفیری بود؛ یعنی به محض این‌که می‌دید مسلمانی در شفاعت، ولایت، توسل یا در هر قسمتی از مسائل عقیدتی با وی هم داستان نیست، نسبت به وی حکم کفر را صادر می‌کرد. ابن تیمیه در قرون جدید از مکفّرین بزرگ است و به عنوان پدیده نامتعادل و غیرمأنوس و غیرطبیعی در بین اهل سنت معروف بوده است، کما این‌که وی به حکم علمای اهل سنت دستگیر می‌شود و در زندان می‌میرد.

کافر در نگاه وهابیت
این استاد دانشگاه با بیان این‌که جریان ابن تیمیه در بین اهل سنت تا قرن دوازده هجری قمری خاموش می‌شود تا این‌که می‌رسد به محمد بن عبدالوهاب، یادآور شد: در جریان استعمار غرب که به رهبری انگلستان در  قرن ۱۲ شروع می‌شود، آنها با نظاره به جهان اسلام، تشخیص می‌دهند که جریان تکفیر در میان مسلمانان وجود دارد. آن‌ها به محمد بن عبدالوهاب توجه می‌کنند که وی گرایشات ابن تیمیه را پی‌گیری می‌کند. در گرایشاتی که این جوان طلبه برخاسته از نجد پیدا کرده بود و داشت، به خصوص آن کسی که مسلمان است، کافر قلمداد می‌‌شود.
وی تصریح کرد: چنین گرایشاتی کاری به کفار واقعی ندارد و تمام مسئله‌اش این است که اگر کسی زیارت قبور برود، کافر است یا اگر شفاعت بخواهد، کافر است. این تکفیر با حمایت غربی صاحب جریانی می‌شود با نام وهابیت. وهابیت به لحاظ فکری و سیاسی ولیده دنیای غرب است. اگرچه ریشه تکفیر در دنیای اسلام بوده ولیکن بسط آن، فعلیتش و قدرتش مربوط به دنیای غرب است. در جریان وهابیت می‌بینیم که نفرت از مسلمانان اعم از شیعه و سنی وجود دارد.
وی در ادامه با این بیان که کافی است یک اهل تسنن بخواهد به زیارت قبور برود، زیارتی که از ابتدای صدر اسلام تا الان وجود داشته و عام هم بوده است، وی نیز تکفیر می‌‌شود، افزود: در تمام اقطار دنیای اسلام که بنگریم، می‌بینیم که اولیا و بزرگان دین در مسئله تکریم قبور بزرگان اتفاق دارند. یعنی به قبور می‌رفتند و در آن جا دعا و زیارت به جا می‌آوردند.
این مدرس دانشگاه و حوزه گفت: طایفه تکفیری منحرف با شیطنتی که غربی‌ها کرده‌اند، به قدرت رسیده‌اند. این جریان به ویژه با تسلطی که به مکه و مدینه پیدا کردند، صاحب قدرت شدند و بر مهم‌ترین مرکز دنیای اسلام یعنی مکه حاکم شدند. تسلطی که وهابیان بر مکه پیدا کردند، تمام قدسیت و حجیت مکه را با سوء استفاده و مصادره در خدمت تفکر انحرافی خود قرار دادند. مبنای عمل وهابیان در دنیای کنونی این است که ما به پشتوانه  مکه و آل سعود عمل می‌کنیم. تکفیریان با مصادره‌ای که انجام داده‌اند، جرئت کارهایی را که انجام می‌دهند را به دست می‌آورند.

تکفیر در میان شیعیان
وی اظهار کرد: ماجرای تکفیر فقط و فقط اختصاص به بخشی از سنی‌‌نمایان ندارد و متأسفانه در میان شیعیان هم چنین چیزی را می‌بینیم. در حال حاضر شیعیانی به کمک غربیان دست به تکفیر می‌زنند. غربیان عاشق این هستند که مسلمانان یک‌دیگر را تکفیر کنند. از منظر غرب، چه شیعه، سنی را تکفیر کند، چه سنی، شیعه را تکفیر کند، فرقی ندارد. آن‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند و چندین شبکه ماهواره‌ای برای طرفین تکفیری در شیعه و سنی ایجاد کرده‌اند. مراد از تکفیر در دنیای کنونی این است که مسلمانان فکر کنند، دشمن اصلی‌شان در دنیای کنونی مسلمانی است که با آن‌ها هم عقیده نیست و غرب و اسرائیل را فراموش کند.
قائم‌مقامی ادامه داد: البته فعلا جریان تکفیری مهم همان سنی‌نمایان هستند. سلفیه به معنای قطعی این نیست که هر سلفی‌ای تکفیری باشد. تکفیری، سلفی هست، ولی سلفی لزوما تکفیری نیست. سلفی جریان عام‌تری است. ما در شیعه هم سلفی‌گری داریم. همه جریان سلفی میل به تکفیر ندارد و بخشی از آن چنین میلی ندارد. سلفی الزاما به معنای اتحاد با تکفیری نیست.
وی در پایان یادآورشد: در رابطه با تکفیر، باید گفت که از لحاظ فقه شیعی و اهل بیت(ع)، این‌گونه نیست که ما مطلقا چیزی به اسم تکفیر نداشته باشیم، ولی در جای خود و در شرایط خود با تعریفی که در فقه اسلامی و اهل بیت شده است، ممکن است کسی را تکفیر کرد و تکفیر درست باشد. جایی که کسی خودش از اسلام خارج شده و بیان می‌کند، به معنای واقعی کلمه کافر شده است. به عنوان مثال پیروان فرقه بهائیت و بابیت وقتی خودشان می‌گویند که مسلمان نیستند، آن‌ها دیگر کافر هستند. تکفیر علی‌الاطلاق غلط نیست، بلکه مورد و جایگاه دارد، ولی به شرطی که فرد خودش علنا، رسما و از روی آگاهی اعلام کند که اسلام و ملزومات و ضروریات آن را قبول ندارد. هر‌کس که اعلام کرد و شهادتین را بر زبان نیاورد و علاوه بر آن محاربه هم کند، این شخص دیگر کافر است. این پدیده در جهان ما به واسطه کفار حقیقی، بدترین و نادرست‌ترین شکل تکفیر قدرت پیدا کرده است.